انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

توضیح تصویر
موضوعات
ads

انشاء در مورد صدا شر شر آب پایه هفتم

انشاء در مورد صدا شر شر آب پایه هفتم

مقدمه:

زیبایی های جهان پیرامون ما غیرقابل شمارش است. آنقدر زیبا نقاشی شده است که نه می توان زیبایی اش را آنطور که هست وصف کرد و نه می توان صدایش را آنطور که هست ضبط کرد. چیزی مثل زیبایی آبشاری خروشان و صدایی مثل شر شر آب.

تنه انشاء:

زیبایی های دنیا آنقدر بی کران اند که هر چه شمرده شود باز زیبایی دیگری جا می ماند! زیبایی هایی که هم تصویرش بهترین صحنه ی خالق است و هم صدایش آرامش بخش ترین موسیقی دنیاست. به طوری که تو را بیش از پیش راغب می کند

به ماندن و گوش سپردن به این زیبای طبیعی که هر چه گوش دهی، سیر نمی شوی و ناخوداگاه به سویش کشیده می شوی. صدای شر شر آب بیانگر جاری بودن و جریان یافتن زندگی است. زندگی که سرآغازش یک قطره است و پایانش رودخانه ایی خروشان که از وصل جویبارهای کوچک پدید آمده است.

حتی لحظه ایی را نمی توان تصور کرد که در طبیعت این صدا به گوش نرسد و از تشنگی ، رودخانه ایی ترک بردارد و در سکوت فرو رود. آن لحظه قطعا پایان لبخند آدم ها و پایان زیبایی های طبیعت و پایان زندگی است. اصلا مگر می شود صدای شر شر آب باران که به پنجره ی اتاق خود را می کوبد به گوش نرسد یا کودکی تشنه لب باقی بماند و در حسرت آن لحظه شماری می کند.

خوشبختی، درست زیر گوش ما قرار دارد. مهم این است که چگونه و با چه دیدگاهی به آن نگاه می کنیم. آنگاه می بینیم که زندگی خیلی زیباست.

نتیجه گیری:

کاش اینبار که در خانه یا بیرون، شیر آب را باز می کنیم و زمانی که صدای شر شر آب برایمان بهترین بازی دنیا می شود به فکر نبودن یا خشک شدنش باشیم. کسی چه می داند شاید فردا روزی حتی به گوش هایمان چنین صدایی غریب باشد.

منبع: سایت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۴ام فروردین ۱۳۹۸
بازدید : 142 بازدید

انشاء مقایسه آدم دروغگو و راستگو در آینه پایه دهم

انشاء مقایسه ی 

پایه دهم

مقدمه:

ذات آدمی به مرور زمان بر چهره او تاثیر می گذارد، اگر راستین است او را زیبا نشان می دهد و اگر دروغین باشد او را زشت در این بین این آینه است که هر چه را که می بیند عینا نشان می دهد.

تنه انشاء:

آینه همچون آبی زلال است. همانقدر شفاف و همانقدر زیبا که نتیجه ی انعکاس چهره است. آینه یکی از وسیله هایی است که روزانه، بارها به سراغش می رویم و خود را در آن نگاه می کنیم. زیرا اطمینان داریم هر چه را که آینه نشان دهد،تصویر حقیقی است و در آن هیچ پنهان کاری وجود ندارد. درست مثل انسانی صاف و ساده که هر چه که درونش است

به نمایش می گذارد. اما آدم دروغگو همیشه نقابی به صورت دارد. آن چیزی که نشان می دهد نیست و دائما در حال دروغ گفتن است و هر لحظه در حال رنگ عوض کردن است. نه از کارهایش سر در می آوریم و نه حرف هایش با اعمالش مطابقت دارد. او هر روز نسبت به روز قبل، رویش سیاه و کدرتر می شود.

در حالی که آینه برای همیشه روشن و صاف و زلال است. نه رنگ می بازد و نه تغییر می کند.آینه تجلی گر خوبی ها و نیکی هاست، در حالی که آدم دروغگو تنها نمایانگر بدی ها و زشتی هاست! این دو، دو قطب ناهماهنگ اند. و قیاس مقایسه ایشان راستین و دروغین است.

نتیجه گیری:

بعضی از آدم ها ظاهرشان با باطنشان مطابقت دارد و هر چه در صورتشان دیده می شود در سیرتشان هم وجود دارد مثل آینه! اما عده ایی دیگر رنگ باخته اند و در هر لحظه تغییر جهت می دهند. به دنبال آن تبدیل به چهره ی منفور و سیاه گشته اند. همچون آینه ای شدن سخت است اما آینه ایی ماندن از آن سخت تر است. به امید روزی که همه همچون آینه روشن باشند.

منبع: سایت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۳ام فروردین ۱۳۹۸
بازدید : 499 بازدید

انشاء آزاد درباره کسب مهارت

انشاء آزاد با موضوع کسب مهارت

مهارت ها جوهره ی وجودی آدمیزادند. آدم ها با مهارت هایشان زندگی را به کام خود شیرین تر و مسیر زندگی را هموارتر می سازند. انسان باهوش با ارده و پشتکار فراوان در زندگی پیش می رود و مهارت های متعددی را در بر می گیرند تا اینگونه علاوه بر لذت بردن از آن، استعدادها و توانایی های خود را درخشان سازد.

اگر کسب این مهارت ها از همان کودکی شکل گیرد، راه آسان تر خواهد شد یا درصد یادگیری و فراگیری نیز به دنبال آن بیشتر خواهند شد. من نیز از همان کودکی در میان بازی با مدادرنگی ها و تیله های گرد و مرواریدی دریافتم که هنر تنها رشته ایی است که در آن می درخشم، دلم برای دست یابی هر چه بیشتر آن می تپد و دست هایم در جستجوی آن در تکاپوست.

از اینکه روی تابلوی نقاشی که سفیدیش همچون برف یکدست است، رنگ می پاشم و به آن جانی دوباره می بخشم، عشق سرتاسر وجودم را سرشار می کند و من روزی هزار بار از آفریدن و خلق کردن یک تابلوی نقاشی که می دانم جزء جزء آن با دست های من شکل داده شده دلم سرمست می شود و لبالب شور و شوق قلبم را احاطه می کند،

به طوری که برای خلقت تابلویی دیگر همچون کودکی نوپا که تازه قلم به دست می گیرد می خندم! آدمی از آنکه هنری برای ارائه داشته باشد و دیگران با دیدنش تحسینش کنند. جانی دوباره می گیرد و برای پیشرفت و به اوج کشاندن خود همچون پرنده ایی بال های خود را بیشتر و با قدرت تر می گشاید تا زودتر به اوج دست یابد.

زینت بخش به تابلو همان قدر شیرین است که زینت بخش دست ها و انگشتان ظریف زن ها که به تنهایی یکی از زیباترین خلقت های مخلوق هستند، شیرین است من از ساختن دستبندهای رنگی که زینت بخش زن هاست هم لذت می بریم وقتی مرواریدها را یک به یک در کنارهم می چینم،

درست یادم آید آن نورهایی را که در گوشه ایی از خانه با تیله های رنگیم به بازی می نشستم و همان قدر به اندازه ی الان از دیدنش دلم قنج می رود یا وقتی که زنی چهل ساله را با پوشیدن دستبندهای رنگیم همچون نوجوانی نونهال شاد می شود و از ته دل می خندد به خود و مهارت های خود افتخار می کنم و زمینه ایی را در وجودم فراهم می کند که برای بهترشدن و بهتر عرضه دادن به دیگران هم که شده در کسب مهارت ها و مدارک متنوع دیگر، کوشا باشم.

در کنار همه ی این مهارت ها در کسب مدرک زبان انگلیسی نیز پیش قدم بوده و در یادگیری آن در کنار درس و دانشگاه و کتاب های غیر درسی و آشپزی نیز می پردازم و در آینده هم در گرفتن مدارک بالاتر تحصیلی و مهارتی نیز برنامه ریزی کرده ام و با هرچه بالاتر رفتن و نزدیک تر شدن به اهداف از پیش تعیین شده ی خود، اهداف بزرگ تر را نیز در گوشه ذهن پرورش می دهم تا بلافاصله بعد از گذراندن این مرحله، وارد مرحله ی جدیدتری در زندگی خود شوم.

زیرا می دانم که ایستادن در فراز آسمان چیزی جز سقوط به دنبال ندارد. باید اوج گرفت تا با خیال راحت در کرانه ی آسمان در لابه لای ابرهای سفید، آزاد و رها همچون پر همراه با ابرها و نسیم بهاری از این سو به آن سو بروم زیرا می دانم که فراز آسمان ها امن ترین جایگاهیست برای  به آرامش رسیدن.

منبع: سابت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲ام فروردین ۱۳۹۸
بازدید : 116 بازدید

مثل نویسی تهی پای رفتن به از کفش تنگ پایه دهم صفحه ۱۲۲

پایه دهم مثل نویسی صفحه۱۲۲تهی پای رفتن به از کفش تنگ

مقدمه:

شرایط، ایجاب کننده و ادامه دهنده ی مسیرهای زندگی است که گاه انسان روش های سخت اما درست را یا گاهی دیگر، آسان اما نادرست را برمی گزیند.

تنه انشاء:

ظرفیت انسان ها به اندازه ی لباسی است که به تن می کنند، غذایی است که میل می کنند و یا کفشی است که می پوشند. عده ایی هستند که یا از سر زیاده خواهی یا طمع، چیزی را که متناسب و اندازه ی آن ها نیست، اصرار به پوشیدن یا داشتننش می کنند .

تاکنون افرادی را که لباس گشاد به تن دارند یا کفش تنگ می پوشیده اند را دیده اید؟! قیافه ی مضحکی پیدا خواهند کرد و توان راه رفتن را از خود سلب می کنند. آنقدر سخت می گذرد که در میانه ی راه می ایستد و ترجیح می دهند کفش از پا بیرون آورند و تهی پا به ادامه مسیر ادامه دهند.

گاهی نداشتن بعضی چیزها بیشتر مایه عذاب است تا رفاه و آسایش زیرا کفش تنگ تنها موجب زخم شدن پاها می شود به طوری که دیگر توان پیمودن ادامه ی راه را ندارید اما ممکن است با پای پیاده تنها پاهایت خاکی شود. بنابراین نداشتن بعضی چیزها که تنها موجب آزار رساندن به ما می شود، بهتر است از داشتنش

در زندگی حقیقی ما نیز گاهی حسرت نداشتن چیزهایی را می خوریم اما همین که به آن دست پیدا کنیم با خود نداشتن را آرزو می کنیم. تصور کنید در حسرت کفش گران قیمت و زینتی، پشت ویترین مغازه ایی هستید

کلی برای داشتنش تلاش می کنید و پول هفتگی را خرج می کنید اما همین که می خرید دائما نگران خراب شدن یا خاکی شدن یا زخم پاهایتان می شوید، نه لذتی و نه سودی از داشتنش می برید بلکه تنها چیزی که عایدتان می شود حسرت است.

نتیجه گیری:

نداشتن گاهی بهتر است از چیزهایی که نه تنها چیزی عایدت نمی کنند بلکه به جان و مالتان ضربه وارد می کند و آنگاه است که ترجیح می دهید که تهی پای بهتر است از کفش تنگ.

مننبع: سایت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱ام فروردین ۱۳۹۸
بازدید : 831 بازدید

مثل نویسی فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه پایه دهم صفحه۱۲۲

مثل نویسی فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه پایه دهم صفحه۱۲۲

مقدمه:

ظاهر و جثه ی هر کس هیچ ربطی به درون او ندارد. درست مانند فلفلی که تا آن را نچشی پی به تندی آن نمی بری هر چند که ریز و کوچک باشد.

تنه انشاء:

هندوانه را دیده اید که تا آن را نشکانید پی به درون آن نخواهید برد. شاید بزرگ و قیافه ایی غلط انداز داشته باشد اما با اولین قاچ متوجه ی سفیدی رنگ آن و بدمزگی آن خواهید شد یا برخلاف آن هندوانه ایی کوچک را که اشکال ناموزونی دارد را در ذهن به بی مزگی و سفیدی تجسم کنید

اما خلاف آن ثابت شود. درست مثل بعضی افرادی که در جهان ما و در همین کره ی خاکی زندگی می کنند که در نگاه اول دارای چشمانی ریز با قدی نسبتا کوتاه باشند اما با اولین برخورد و گفتگو با آن متوجه خواهید شد دارای بار علم زیاد و یا دانشمندی بزرگ است.

ظاهر هیچکس نشان دهنده ی باطن او نیست و با تصورات از پیش تعیین شده تنها دامنه ی دید خود را کوچک تر خواهید کرد در حالی که با در نظر گرفتن تمام جوانب می توان خود را برای هر گونه حادثه ایی آماده نمود. چه کسی در انتظار آن است که فلفلی کوچک، زبان را به آتش کشاند و اشک از چشم جاری سازد؟! خود ما برای خوردن فلفل، کوچک ترین آن را انتخاب خواهیم کرد

زیرا فکر می کنیم شیرین تر است یا کمتر می سوزاند در حالی که بنابر فیزیولوژیست فلفل، آن گیاهی که کمتر آب دریافت کرده باشد کوچک تر است و تندتر خواهد بود. بنابراین تصورات غلط را کنار گذاشته و از قضاوت بیجا و خودسرانه دوری کنید تا درهای رو به پیشرفت بیشتری به رویتان باز شود.

نتیجه گیری:

بعضی ها دارای ظاهر خوبی و غلط اندازی هستند که در نگاه اول در ذهن برای خود از او تصوراتی شیرین را می سازیم در حالی که از باطن آن بی خبر هستیم و ممکن است پشت آن نقاب، تصوری تند و تیز وجود داشته باشد. آنجاست که می گویند. فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه.

منبع: سایت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۹ام اسفند ۱۳۹۷
بازدید : 1960 بازدید
سایر صفحات
توضیح تصویر
کمک جو