انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

توضیح تصویر
موضوعات
ads

انشاء درباره گفتگو خیالی جنگل و کویر

انشاء درباره گفتگو خیالی جنگل و کویر

انشاء درباره گفتگو خیالی جنگل و کویر

ناحیه‌ای که از درختهای انبوه پوشیده باشد را جنگل می‌نامند. در جنگل طبیعی معمولاً درختان کوچک و بزرگ و تنومند بطور نامنظم و همچنین علف‌های خودرو فراوانند. جنگل مجموعه‌ای از درختان، درختچه‌ها، پوشش گیاهی، جانوران و میکروارگانیسم‌ها (قارچها، باکتریها و ویروسها) است که به همراه عوامل طبیعی غیر حیاتی مانند خاک، آب، دما، باد و… محیط و رویشگاه و زیستگاه مشخص و معلومی را به وجود آورده‌اند

انشاء درباره گفتگو خیالی جنگل و کویر

مقدمه انشاء: خیال آن است که تو را برمی کشاند میان رویاهایت و بازگو می کند هر آنچه را که ناگفتنی است تا اینگونه به گوش عالمیان برسانی که اگر صدایشان را ما نمی شنویم دلیلی نمی شود که جنگل یا کویر زنده نباشند و حرف نزنند.

تنه انشاء: آفتاب عمود می تابید، رنگ طلایی شن زار و خورشید هارمونی زیبایی را به وجود آورده بود. کویر از این همه سکوت و تنهایی دلش به تنگ آمده بود. به دور دست ها نگاهی انداخت، آنجا که جنگلی سبز با صدای پرندگان و درختان سر به فلک کشیده زینت گر آن است. از اعماق وجودش آهی سوزناک کشید و با حسرتی که تمام وجودش را در برگرفته و با صدایی که بغض و خستگی طنین اندازش بود رو به جنگل کرد و با صدایی که توقع نداشت جنگل آن را بشنود. جنگل را مورد خطاب قرار داد:

انشاء پایه  یازدهم در مورد گفت و گو ابر و آسمان

-ای جنگل سبز که سقف زندگیت با رنگ آبی نیلگون مزین شده است چرا خبری ز حال بی قرار ما نمی کنی

جنگل در میان هرج و مرج، صدایی را شنید، گوش هایش را تیز کرد و با دقت بیشتری گوش سپرد. صدایش را شنید با هیجان وصف ناشدنی گفت: تو کیستی که غم صدایت دلم را لرزاند؟! کویر کمی صدایش جان گرفت و گفت:

 انشاء درباره گفتگو خیالی جنگل و کویر پایه هشتم

-من کویری ام که نه پرنده ای آواز خوان من را به خلسه می کشاند و نه سبزی برگ های تازه جوانه زده من را به آرامش دعوت می کند. من کویری ام که شن زار و چند بوته ی کوچک تنها اجزای تشکیل دهنده ی من است.

-جنگل حرف هایش را شنید و گفت:

-شاید اینها را نداشته باشی اما آرامشی داری که مثال زدنی است، آسمانی با آویزهای رنگی و درخشان داریی که ستودنی است.

کویر گفت:-روزی به جایی می رسی که سکوت تنها راه گلویت را می فشارد و از روی دلتنگی تو را به فریاد وا می دارد.

جنگل گفت: تو چه می دانی که چه می کشد این جنگل که در میان تمام اصوات، در جستجوی ذره ایی سکوت و آرامش است.

نتیجه گیری انشاء:کویر و جنگل هر دو آه کشیدن، اما یکی برای داشته هایش و دیگری برای نداشته هایش، چیست این دنیا که دائم در حال شکوه و شکایتم و جای شکر تنها حسرت و آه می کشیم.

انشاء درباره گفتگو خیالی جنگل و کویر

منبع: سایت انشاء باز

نظر شما در مورد این مطلب چه بود نظر بزارید ممنونم

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۸ام خرداد ۱۳۹۸
بازدید : 373 بازدید

انشاء غیر تکراری درباره زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد

انشاء غیر تکراری درباره زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد

انشاء غیر تکراری درباره زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد

فارسی یا پارسی یکی از زبان‌های هندواروپایی در شاخهٔ زبان‌های ایرانی جنوب غربی است که در کشورهای ایران، افغانستان،تاجیکستان و ازبکستان به آن سخن می‌گویند. فارسی زبان رسمی کشورهای ایران و تاجیکستان و یکی از دو زبان رسمی افغانستان (در کنار پشتو) است. زبان رسمی کشور هندوستان نیز تا پیش از ورود استعمار انگلیس، فارسی بود.

زبان فارسی را پارسی نیز می‌گویند. زبان فارسی در افغانستان به‌طور رسمی دری و در تاجیکستان تاجیکی خوانده شده‌است.

در سال ۱۸۷۲ در نشست ادیبان و زبان‌شناسان اروپایی در برلین، زبان‌های یونانی، فارسی، لاتین و سانسکریت به عنوان زبان‌های کلاسیک جهان برگزیده شدند. بر پایهٔ تعریف، زبانی کلاسیک به‌شمار می‌آید که یکم، باستانی باشد، دوم، ادبیات پرباری داشته باشد و سوم در آخرین هزاره عمر خود تغییرات اندکی کرده باشد.

انشای پایه ی دهم مثل نویسی صفحه ۸۳زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد

انشاء غیر تکراری درباره زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد

مقدمه انشاء:

خدا برای انسان اسبابی را مهیا کرد که بتواند به آسانی از آنها استفاده کند برایش چشم آفرید تا ببیند، گوش آفرید تا شنود، زبان آفرید تا حرف بزند و اراده را آفرید تا با کمک آن دریابد که چه موقع ببیند، گوش دهید یا حرف زند!

تنه انشاء:

آنهایی که از سر جهل و نادانی دائما در حال سخن وری و سخن چینی هستند انتهای راهشان سیاهی است. آن ها نادانسته خود را در مسیری قرار می دهند که مشکلات عدیده ایی را با خود مواجه خواهند ساخت. مشکلاتی که تنها از روی زیاده گویی و زبان سرخی است که از جنب و جوش فراوان دائما در حال حرکت است و برای لحظه ایی آرام نمی گیرد. تاکنون بارها شنیده ایم زبان سرخ، سر سبز را می دهد بر باد؟! این سر سبز که می گوید یعنی چه؟! سر سبز همان سری است که روی تن انسان قرار دارد.

مثل گلی که تا زمانی روی شاخه اش قرار دارد زیباست و سبز می ماند. همین که جدا شود پژمرده می شود و می میرد. انسان هم همینگونه است. تا زمانی سرش روی تنش باشد سبز می ماند. بنابراین انسان قبل از سخن باید فکر کند و سنجیده حرفی را از زبان خود خارج کند. اصولا آدم های فرهیخته و دانا علاوه بر افزودن دانش به دانسته های خود در می یابد که چه موقع و در چه مکانی، چگونه صحبت کند. بنابراین بهترین گزینه برای درست زندگی کردن، فراگیری علم و دانش است تا بتواند چه برای خود و چه برای اطراف خود زندگی را آسان سازد، تا خدایی نکرده زبان سرخش، سر سبزش را ندهد بر باد.

نتیجه گیری انشاء:

اگر قبل از هر حرفی درست فکر کنیم خیلی زود در می یابیم که چقدر روانمان و خیالمان بابت حرف هایی که زده اید راحت می شود و اینگونه حسرت حرف هایی را که زده اید و با خود می گوئید ای کاش آن حرف را نمی زدید نمی خوردید…

منبع: سایت انشاء باز

نظر شما در مورد این مطلب چه بود نظر بزارید ممنونم

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۳ام خرداد ۱۳۹۸
بازدید : 403 بازدید

انشاء با موضوع برف با رعایت مراحل نوشتاری

انشاء با موضوع برف با رعایت مراحل نوشتاری

مقدمه:

برف یکی از نعمت های زیبا ی خداست که بر سر بندگانش می بارد. سیاهی ها را می بلعد و بر زمین و آسمان سفره ی سفیدی از رحمت و برکت خود را پهن خواهد کرد.

تنه ی انشاء:

زمانی که هوا رو به سردی برود و زمستان رخت پهن کند، آسمان شور و شوق برف و بارش می گیرد. ابرهای سیاه را مهمان خود می کند و از آن برف های سفید به رنگ مروارید را بر زمینش می بارد.

عده ایی پس از بارش برف می خندند و برای ساختن آدم برفی سر از پا نمی شناسند و عده ایی دیگر دلخوش اند برای تماشای آن زیبایی خدادادی پشت قاب پنجره، درحالی که فنجان چای داغ در دستانشان است.

برف، بهانه ایی است برای لبخند روی لب، بهانه ای است که یادمان بماند که سیاهی ها هرگز ماندنی نیستند و این سپیدی ها هستند که می آیند به زمین و زمان جان دگر می بخشند و می روند. همان گلوله های سفید نرم که به زودی می توانند با روی هم انباشته شدن کوهی از یخ بسازند.

همان می شود چشمه های زیرزمینی و گاهی یخچال های طبیعی، پس یقین بدان که هیچ کدام از نعمات خداوند بی دلیل و بی حکمت نخواهد بود.

نتیجه گیری:

همان گلوله های برف  نرم هم می تواند روزی سخت شود. بنابراین برخیز، تو نیز کمر همت ببند، شاید تو نیز باید تجربیات زندگیت را درست به مانند همان گلوله ها روی هم انباشته کنی تا در نهایت تبدیل شوی به کوهی سخت و سرد که هر تابش خورشیدی یا هر بادی نتواند آن را تکان دهد یا آب کند.

منبع: سایت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۷ام اسفند ۱۳۹۷
بازدید : 222 بازدید

مثل نویسی زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد پایه دهم

مثل نویسی زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد پایه دهم

مقدمه:

زبان این امکان را به انسان می دهد که با جهان پیرامون خود ارتباط برقرار کند و نظرات و پیشنهادات خود را با دیگران در میان بگذارد. اما آیا زبان و سخن گفتن همیشه برای انسان همراه با منفعت بوده است؟

تنه انشاء:

در جواب سوال پیش آمده باید خیر را برگزید. زیرا آنهایی که همیشه از پر حرفی و زیاده گویی زبانشان سرخ است یعنی دائما زبانشلن در جنب و جوش و حرکت بوده است، گاهی حرف هایی را بدون فکر با اندیشه به زبان می آورند که اصلا برایشان سومند نبوده بلکه به ضررشان نیز می باشد.

اینگونه افراد هرگز به جایگاه و مقام بالایی دست نخواهند یافت بلکه به مانند کسی هستند که در منجلاب افتاده و با هر دست و پایی که می زنند بیشتر در آن فرو می روند. اینها اگر با تلاش به نقطه ی معطوف زندگی خود رسیده باشند با حرف ها و زبان سرخ ممکن است

هر چه را که کسب کردند نابود سازند یا اگر به سرسبزی در این راه دست یافتند آن را بر باد دهند. به خصوص زمانی که در محفلی قرار دارند با زیاده گویی و یا نادانسته سخن گفتن و ارائه ی نظراتی را که در مورد آن هیچ اطلاعی ندارند مورد تمسخر دیگران قرار می گیرند.

با این شرایط اگر در لابه لای سخن هایشان حرف درستی وجود داشته باشد کسی به آن توجه ایی نخواهد کرد.

بعضی اوقات اینگونه افراد حرف ها و اسراری را فاش خواهند کرد که ممکن است به مذاق عده ایی خوش نیاید و به فکر زمین زدن یا سر به زیر آب بردن او بیوافتند. اینجاست که می گویند زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد.

نتیجه گیری:

قبل از هر حرفی و قبل از هر تصمیمی باید فکر کرد و آن را سبک و سنگین کرد که آیا گفتن این حرف در این موقعیت و مکان جایز است یا خیر! با فکر می توان بسیاری از کارهای خود را پیش برد و قبل از افتادن در چاه جلوی آن را گرفت. بنابراین کم گویی اما گزیده گویی تا سر سبزت را ندهی بر باد.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۱ام اسفند ۱۳۹۷
بازدید : 659 بازدید

انشا تصور کنید یک جنگلبان هستید

 

انشا پایه هشتم درباره تصویر سازی با موضوع جنگلبان

انشا زیبا تصویر سازی درباره جنگلبان

مقدمه: این دنیا پر است از شغل های مختلف که مانند یک پاذل تمام اجزای این جهان هستی را در کنار یکدیگر می چیند. هر کدام به اندازه ایی موثر و حائز اهمیت هستند زیرا حتی اگر یکی درست سر جای خود، وظیفه خود را انجام ندهد، پاذل نیمه تمام و ناقص باقی خواهد ماند

تنه نشاء: صدای زوزه ی گرگ از هر سو به گوش می رسد. هوا ناجوانمردانه سرد و باد هو هوکشان در لابه لای درختان می چرخید. سرما رعشه به جانم می انداخت، اسلحه خالی از هر خشابی را روی دوش هایم گذاشته بودم، اسلحه ایی که تنها سهمش برایم سنگینی وزنش بود و دست خشک شده ام. هوا گرگ و میش بود و چشم، هاله هایی از جنگل را می دید و آن لحظه، تنها نمی توانستم به چشم هایم اکتفا کنم. زمانی که آن لباس وظیفه و آن اسلحه در دستانم است، من موظفم که تمام جان و دلم گوش و چشم شود تا ذره ایی از جنگل آسیب نبیند. شکارچیان خدانشناس حیوانات را ندرند و مسافران، جنگل را به آتش نکشند. هر بار که وارد جنگل می شوم همه می پرسند که آیا از حیوانات درنده نمی ترسی؟ آیا از جانب آنها آسیبی ندیده ایی؟! و من هزار بار با لبخند روی لب می گویم: جنگل بانی یک عشق است. عشق به میهن و محیط زیست.

اگر عاشق نقاشی خدا نباشی، برایت آنجا ماندن طاقت فرساست. آنجا که باشی شاید از درصد ناچیزی از حیوانات بترسی. آنجا و در میان آنها که زندگی کنی، زمانی که محبت حیوانات را نسبت به همدیگر ببینی، هرگز از جنگل نخواهی ترسید، مگر آنکه قصد جان آنها یا فرزندانشان را داشته باشی، اما در آن موقع تو باید از آدم ها بترسی بعضی آدم هایی که از حیوانات هم بیشتر می تواند درنده باشند. می دانی چیست؟ آنها ناجوانمردانه می آیند و مادر را از فرزند یا فرزند را از مادر جدا می کنند. تنها برای منفعت و پول برای خودشان یا برای چند لحظه خوشی و کباب، خانه ی حیوانات را می سوزانند و نابود می کنند. جنگل بان بودن یک انتخاب است. اگر عاشق نباشی کلاهت پس معرکه است و گرنه چه کسی است که اینگونه با مبلغی کم، جانش را بر کف دست بگذارد و در جنگل، به جنگل بانی حیوانات انسان نما برود!

نتیجه گیری:اگر در هر نقطه ایی از این دنیا قرار داری. از آن کوچکترش بگیر تا بزرگترینش اگر وجدان و عشق را چاشنی آن نکنی قطعا تو نمی توانی آدم سازنده ایی باشی. زیرا تو تنها سوزنده ایی و لاغیر.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۷ام دی ۱۳۹۷
بازدید : 1050 بازدید
سایر صفحات
توضیح تصویر
کمک جو