انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

توضیح تصویر
موضوعات
ads

انشا در مورد نوجوانی

پایه نهم-درس ششم-صفحه ی ۸۱-موضوع:نوجوانی

انشاء با موضوع  نوجوانی

مقدمه:درطول زندگی ماانسان ها دوران نوجوانی یکی از دوران های سخت و شکل دهنده ی شخصیت و وجود هرفردمی باشند.

متن انشا :همانطورکه گفته شددوران نوجوانی یکی از شکل دهنده ترین قسمت از زندگی است که بنیه و ریشه ی یک انسان ها تشکیل داده می شود که در ان دوران فرد چشم به جهانی تازه بازمی کندوباحقایق جدیدو احساسات نو و قیافه و تعقیرات جدیدی رو برو می شوند،که این تعقیرات شامل احساسات عاطفی به جنس مخالف نیز می باشدکه به دلیل تجربهنداشتن وتازه واردشدن به این دوران،دچارلغزش واشتباه می شوندکه نیاز به کمک گیری از خانواده یعنی پدرومادر که اولین معلم و درس دهنده به فرزندان خودهستدو تجربیات خودرابهترمی توانند در اختیار فرزندان خود قرار دهندوهمچنین مشاورهانیزتاثیرزیادی درکمک دهی به این نوجوانان دارند.

دردوران نوجوانی افراد رشته ی تحصیلی خود را انتخاب می کنند تا دانشگاه و شغل خودراباعلاقه و استعداد درونی ادامه دهندو اینده یخودرا شکل دهند.خیلی ها ازانتخاب خود راضی و خشنود می شوند ونقش درست خود را در جامعه پیدامی کنند وگاهی دراین مسیر،خیلی از نوجوانان راه غلط را انتخاب می کنند و پا در مسیر اعتیادو بی بندو باری می گذارندودرس و مدرسه ی خودرا ترک می کنندو اینده ی خود راتباه می کنندو چندی بعدچیزی جز حسرت برایشان باقی نمی ماندو هرگز نمی توانند به گذشته بازگردندو اشتباه خودرا اصلاح کنندو ان موقع متوجه می شوندکه درس چقداهمیت دارد تااینده ی خودرا تضمین کنند.

نتیجه گیری:بااینکه هریک از دوران از زندگی از جمله کودکی و نوجوانی و جوانی و میانسالی و پیری حائزاهمیت است و نقش بسزایی داردو هرکدام شکل دهنده ی شخصیت ما می باشنداما نوجوانی پررنگ ترین دوران زندگی می باشد

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۷ام مهر ۱۳۹۶
بازدید : 23708 بازدید

انشا در مورد خانه

پایه ی هفتم-درس سوم-صفحه ی ۴۲-موضوع:خانه

انشاء با موضوع خانه کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

مقدمه:دراین سقف بزرگ که در هرثانیه اش نفسی می میمیرد و نفسی می اید بایدکه جایی باشدتابا خیال راحت و دلی اسوده روزهای زندگی را سپری کنیم و برگ جدیدی اززندگی را ورق بزنیم،به اسم خانه…

متن انشا : اگرخانه را معنی کنیم می شود سقفی بالای سرمان تامحفوظ باشیم از اسمان بزرگ که گاهی از سرخشم سرما وطوفان و سیل نازل می کند و گاهی ازسرعشق باران و برکت!چرامی گوییم گاهی!زیراکه زمانی ماخانه ایی داریم باسقفی بلندودیوارهای سنگی و جایی گرم و نرم تاازسرماو طوفان در امان باشیمو.اسیبی به مانرسدمی توان معنی کرداسمان برایم برکت نازل کرده است.امازمانی که درگوشه ایی ازدنیا روی یک تکه ی کاغذیا کارتن درکوچه وخیابان که تنهاسقف بالای سرمان اسمان است و ازفقرو تنگدستی اشیانه ایی جزان نداریم می شودخشم!و چرا خشم!خشم خدابرای این ناعدالتی بین بندگانش…..

عده ایی خانه های مرفح و بزرگ دارندو عده ایی زیرپایشان فرشی ژنده و پاره…

خانه یعنی جایی  که دران ارامش روح و جان برقراراست به همراه خانواده و مهرو علاقه به یکدیگر…خانه یعنی دورهم بنشینیم با دلی گرم و. خوش غذایی بخوریم و از کارو بار و یار سخن بگوییم وکنارهم بخندیم و گریه کنیم ودرکنارهم و پشت هم قدم برداریم و مسیرزندگی را سپری کنیم.خانه یعنی جایی که با دلی اسوده سربربالین بگذاریم و بادلی خوش سرازبالش برداریم….

خانه یعنی همان دستان پرمهرپدرو مادرم که مرا در اغوش می گیرند و همچون سپری از من مراقبت می کنند.

نتیجه گیری:خانه یعنی جایی که من باعشق و ارامش و دلی خوش ومهربان چشم به دنیابازمی کنم و از دنیا می بندیم واین چقدرخوب می شد که همیشه یادم باشدیکی هست که می توان باکارهرچندکوچک من شاد شودو کمکی کرده باشیم.پس یادمان باشدهمیشه به کسانی که ازماپایین ترهستند وبه کمک مانیاز دارندکمک می کنیم و دل انها راهرچندکوچک شادکنیم

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۷ام مهر ۱۳۹۶
بازدید : 117618 بازدید

انشاپایه ی هفتم صفحه ۲۳آنچه درتصویرزیرمی بینیدبنویسید

پایه ی هفتم-صفحه ی ۲۳-انچه درتصویرزیرمی بینیدبنویسید…..

مقدمه:درشهرستانهاو روستاهای کشورعزیزمان ایران که دارای اب و هوای مناسب است ،مردم به کارکشت و کاردرمزارع و زمین های کشاورزی مشغول می باشند.

متن انشا: انچه درتصویرزیرمی بینیم شامل یک خانه ی روستایی باصفا که با سنگ و کلوخه ساخته شده است به همراه پنجره ایی چوبی که رو به مناظرو کوه و درختان زیبا که مطمعنآدارای اب وهوای بسیارپاک و مناسب می باشد باز می شود،به همراه دختران و پسران که باهمکاری و یاری یکدیگردرحال کارو کمک به یکدیگرهستندوبادقت و علاقه ی زیاد مشغول کشت محصولات خوددرزمین زراعی خودمی باشند.پسران که از قدرت بدنی بالاتری برخوردارهستند،درحال شخم زدن زمین می باشندودختران بادست های کوچک و لطیفشان مشغول ابیاری وکاشت محصولات بانظم و ترتیب در زمین هستند.تادرنهایت بتوانند به خوبی و خوشی محصولات زحمت کشیده ی خودرا برداشت نمونده وبافروش و مصرف ان زندگی روزمره ی خودرا بگذرانند تا به پدرو مادرخود کمکی هر چند کوچک کرده باشند و لبخندی زیبا بر لبهایشان نقش ببندد.

نتیجه گیری:

دراین تصویرزیبا ما به خوبی متوجه می شویم که کارگروهی و مشترک بسیار خوشایند و لذت بخش است ومانیز باید با کارهای گروهی همراه با دوستان که به ما حال خوبی را القتا می دهنددرمسیر پیشرفت و ابادانی کشورمان قدم برداریم تا نقشی هرچند کوچک در جامعه ایفا کنیم

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۶ام مهر ۱۳۹۶
بازدید : 23015 بازدید

انشا در مورد شعر یکی برسرشاخ ،بن می برید

انشاء با موضوع حکایت یا شعر یکی برسرشاخ ،بن می بریدخداوندبستان نگه کردو دید

یکی برسرشاخ ،بن می برید                  خداوندبستان نگه کردو دید

بگفتاگراین مردبد می کند                     نه بامن،که با نفس خودمی کند

مقدمه:خداوندهمیشه راه درست وکاردرست را به ما نشان می دهدکه انتخاب کردن یا نکردن ان به اختیار و اراده ی ما بستگی دارد،چه بسا که با فرمان نبردن از امرخدا نفس و ذات خودرا لکه دارو روبه سیاهی میبریم به گونه ای که جزسیاهی در نفس وذات ماچیزی ازسپیدی باقی نمی ماند.

متن انشاء:

درسویی از زمین خاکی درکناردرختی تنومندوپرشاخ و برگ ،مردی تبربه دست درحال قطع و ریشه کن کردن درخت بود.خداوندکه همیشه ناظروحاکم بر این جهان است و هیچ چیزی ازچشم ان پوشیده نیست،به ان مردتبربه دست نظری افکندوبسیارمحزون و دلگیرشدازبنده ی خویش که چنان ظالمانه به درختی که نه زبانی داردبرای حمایت از خودونه سلاحی ،گفت که مردبسیار کاری ناپسندمی کند،نه بامن،بلکه به خودونفس خودزیان می رساند و با بی رحمی به درختی که جز برکت و رحمت من چیزی نصیبش نمی شودنیز رحم نمی کندزیرا که درخت فوایدبسیار زیادی دارندماننداکسیژنی راکه تولیدمی کنندو هوای ماراپاک می کند.ازسایه اش خنکای بادو دوری از افتاب سوزان عایدمان می شود.باشاخ و برگش و ریشه ی تنومندش مانع از سیل و طوفان می شودودرفرسودگی نیز دفترومداد و کاغذماراتامین می کنندو همچنان جز سودهیچ ضرری برای ما ندارد.

نتیجه گیری:این خودماانسان هاهستیم که کورکورانه همه ی نعمت ها راازبین می بریم ونفس خودراسیاه می کنیم وباناشکری می کنیم وازقدیم هم گفته اند:هرچه کنی به خودکنی گرچه که نیک و بدکنی

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۶ام مهر ۱۳۹۶
بازدید : 1203 بازدید

انشا در مورد ماه محرم

انشاء با موضوع آزاد در مورد ماه محرم

انشا درباره ماه محرم

مقدمه: فداکاری مردی بزرگ همراه با ۷۲ تن از یارانش حماسه­ایی آفرید. حماسه ایی که جاودان شد و همیشه در خاطرات باقی می ماند و هر سال زبانزد می شود و اشک ها و آه ها کشیده می شود. برای این مظلومیت.

متن انشا:

باز محرم آمد. این بار با پاییز و مهر و حال و هوای شروع مدارس. شروعی که با آمدنش به دانش آموزان از روز اول مدرسه داستان محکومیت امام حسین و یارانش دیکته شد تا یاد دهد و الگو بگیرند. این دانش آموزان ایثار و از خود گذشتگی و فداکاری را... یاد بگیرند که هرگز زیر ظلم و حقارت دشمن نمانند و همیشه با ایستادگی در برابر سختی ها آن را شکست دهند حتی اگر به قیمت جان آن ها باشد ولی تا همیشه نام و یاد آن ها به عنوان یک اسطوره­ی همیشه پر افتخار ثبت شود و کمر خم نکند در برابر سختی ها…

ما هر ساله در محرم و صفر به همراه خانواده به مسجد می رویم و به رسم چند ساله با دسته های عزاداری همراه با طبل و مرثیه خوانی مراسم را برگزار می کنیم و سینه زنی و زنجیر زنی و اشک ها و شیون ها سر می دهیم برای مظلومیت آن ها برای طفل معصوم علی اصغر و علی اکبر که با سن بسیار کم خود  نیز به ما درس های بزرگی دادند. هر ساله تکرار می شود. غم ها و رنج ها و سختی هایی که کشیدن لب های تشنه، شکم گرسنه، دست های خالی، چشم های منتظر، قلبی که سرشار از ایمان به خدا و توکل به خدا بود که شاید یزید و دار و دسته اش به راه راست هدایت شوند و دست از شرک و کفر بردارند و به امید خدا روزی خواهد رسید که ظلم و شرک ریشه کن خواهد شد و صلح در سراسر جهان گسترده خواهد شد.

نتیجه گیری: هرگز در برابر سختی ها کوتاه نیاییم و همچون گذشتگانمان با صبر و شکیبایی پیروزی را از آن خود کنیم.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۲ام مهر ۱۳۹۶
بازدید : 17517 بازدید
سایر صفحات
توضیح تصویر
کمک جو