انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

موضوعات
توضیح تصویر

تبلیغات در سایت انشا باز

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۴ام آذر ۱۳۹۶
بازدید : 24039 بازدید

روش صحیح شست و شو مو و آرایش چیست فعالیت صفحه ۹۱ سلامت و بهداشت

روش صحیح شست و شو مو و آرایش چیست فعالیت صفحه ۹۱ سلامت و بهداشت

۱- پیش از حمام موی خود را به صورت کامل شانه کنید. پس از خیس شدن مو شانه زدن آن آسیب شدیدی به مو خواهد زد.

۲-موی خود را به هیچ عنوان با آب داغ خیس یا شست و شو نکنید. آب داغ باعث صدمه به ریشه ی مو می شود. موی خود را با آب ولرم شست و شو دهید تا از آسیب رساند آن جلوگیری شود.

۳-پیدا کردن شامپو مناسب موی سرتان. پس از یافتن شامپوی ایده آل موی خود آن را به صورت مستقیم روی مو و سر نزنید. به جای این کار سعی کنید شامپو را به حالت کف در بیاورید و بعد روی مو می بزنید.

۴-مو را از جهت بالا به پایین به آرامی شست و شو دهید. برای استفاده از نرم کننده ها پس از شست و شو باید زده شود و آن را فقط به قسمت انتهای مو بزنید. نرم کننده ها دارای موادی هستند که نباید هیچگاه با ریشه مو تماس پیدا کنند و با تماس آن ها به ریشه مو دچار ریزش می شود.

۵-به مدت ۲ الی ۳ دقیقه مو ها را ماساژ داده و سپس آبکشی نمایید.

۶-نوبت خشک کردن موهاست، بعضی از افرادی که دارای موهای بلند هستند عادت دارند پس از شستن موها، آنها را بچلانند تا زودتر خشک شوند. باید خدمت این دسته از دوستان عرض کنیم موها رخت و لباس نیستند که نیاز به چلاندن داشته باشند و اگر بدانند با این کار چه بلایی سر موهای خود می‌آورند دیگر هرگز این کار را تکرار نخواهند کرد. چلاندن موها باعث کشیده شدن بیش از حد آنها، ضعیف شدن و به اصطلاح شکستن آنها می‌شود. توصیه می‌شود به جای این کار موها را با انگشتان دست گرفته و به آرامی تکان دهید و در همین حالت دست را به سمت انتهای موها حرکت دهید تا به این ترتیب آب موها گرفته شود

روش صحیح شست و شو مو و آرایش چیست فعالیت صفحه ۹۱ سلامت و بهداشت

منبع: سایت انشاء باز

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۸ام آذر ۱۳۹۸
بازدید : 20 بازدید

چرا خرمشهر نماد هشت سال مقاومت معرفی شده است

چرا خرمشهر نماد هشت سال مقاومت معرفی شده است

خرمشهر برای ایرانیان تنها یک شهر به شمار نمی رود، بلکه تاریخ گویای پایداری، ایثار، مقاومت و جاودانگی انقلاب محسوب می شود و یادآور حماسه ملتی است که با دستان خالی به مصاف دشمن بعث رفتند و با آزاد سازی خرمشهر در جهان روایتگر حدیث شجاعت و پایمردی شدند.

آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱خورشیدی پس از ۵۷۸ روز پایان دادن به اشغال بخشی از خاک ایران اسلامی به عنوان مهم ترین هدف عملیات بیت المقدس انجام شد.

عملیات بیت المقدس در ۱۰ اردیبهشت سال ۱۳۶۱ با هدف آزادسازی خرمشهر، پادگان حمیدیه، جفیر، هویزه، حسینیه و بخش‌های دیگری از میهن اسلامی در سه مرحله انجام شد و چهارمین و آخرین مرحله این عملیات و در سوم خرداد همان سال خرمشهر پس از ۵۷۶ روز اشغال آزاد شد.
شورای عالی انقلاب فرهنگی سوم خرداد را به عنوان روز مقاومت، ایثار و پیروزی در تقویم رسمی ایران نامگذاری کرده‌ است.
در جریان عملیات بیت المقدس حدود ۱۶هزار نیروی عراقی کشته یا زخمی شدند و همچنین ۱۹ هزار نیروهای عراقی به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند.
سالروز فتح خرمشهر نشان دهنده حضوری پر افتخار از انسان هایی است که توانستند با نثار جان خود این حماسه را خلق کنند تا نامشان همیشه در تاریخ کشور ماندگار شود.
سوم خرداد یک حماسه ملی است و نشان از حضور ملت در صحنه جبهه ‌های دفاع علیه باطل بود، امروز نیز پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردم در همه صحنه‌هاست.

مقاومت مردم خرمشهر، حماسه ای از یاد نرفتنی است؛ چرا که مردم این شهر در حالی به مبارزه با دشمن پرداختند که از پیش برای این تهاجم و تجاوز آمادگی نداشتند. آن ها با سلاح عزم و ایمان به مکتب و عشق و علاقه به میهن اسلامی شان، با دست خالی چنان مقاومت کردند که در تاریخ، بی نظیر ماند. به اعتقاد کارشناسان نظامی، مقاومت بی سابقه ای که در خرمشهر انجام شد، هرگز با دیگر مقاومت ها قابل مقایسه نیست. خرمشهر برای ملت ما تنها یک شهر نیست، بلکه تاریخ گویای پایداری، ایثار و جاودانگی انقلاب است. از این رو، سوم خرداد و فتح این شهر، آیینه گویایی از تاریخ و جغرافیای دفاع مقدس و جهاد آگاهانه و شجاعت مظلومانه این امت است.

چرا خرمشهر نماد هشت سال مقاومت معرفی شده است

منبع: سایت انشاء باز

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۸ام آذر ۱۳۹۸
بازدید : 19 بازدید

چند نمونه از فداکاری های زنان ایرانی در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس

چند نمونه از فداکاری های زنان ایرانی در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس

در زمان انقلاب اسلامی :

در زمان حکومت جابر وقت شیرزنان مسلمان همراه با دلاور مردان با تکبیر دشمن انداز الله اکبر فضای اختناق را شکستند و خواب خوش را از دیدگان کاخ نشینان ربودند و زنجیر اسارت را گسستند و درد و کین و آه و فغان خود را تبدیل به فریاد و بر سر دیوسیرتان بر آوردند. زنانی که چون گداخته های آتش و چون طوفان خشمگین سینه سخت و بی روح جور زمان را می شکافتند و جان خود را فدای راه اسلام و انقلاب اسلامی نمودند و از خون سرخ آنها لاله های آزادی جوانه زد.

حضور زنان در صحنه انقلاب اسلامی
حضور پرشور در صحنه انقلاب اسلامی از افتخارات بزرگ زنان مسلمان ایران اسلامی است. انان در همان روزهای نخستین انقلاب وارد میدان مبارزه شدند و با جهاد خود قدم به قدم، انقلاب اسلامی را یاری کردند. زنان با عزمی استوار علیه طاغوت و استکبار جهانی به صحنه مبارزه امدند و دین خود را نسبت به اسلام و انقلاب به خوبی ادا کردند

تحول سیاسی
بانوان به برکت انقلاب اسلامی و هدایتهای پیامبرگونه امام خمینی چنان از بینش سیاسی برخوردار شدند که دشمنان اسلام و انقلاب از گمراه ساختن انان ناامید و درمانده شدند. زنان با شناختی که از ماهیت و ترفندهای دشمنان اسلام پیدا کردند گام در میدان مبارزه و سیاست نهادند و خصم دون را از صحنه بیرون راندند.

تحول اجتماعی
زنان در انقلاب اسلامی شیفته کمک رسانی به محرومان و مستضعفان بودند و به شوق یاری رساندن به کشاورزان و قشر محروم جامعه و شرکت در جهادسازندگی سر از پا نمی شناختند. حضرت امام خمینی فرمود:
«در این جهادسازندگی که گاهی وقتها می بینم خانمها رفتند و مشغول شدند، خوب، البته از خانمها ساخته نیست که مثل یک رعیتی، مثل اشخاصی که ورزیده اند، در امور کار کنند، لکن همان رفتنشان در بین ان رعایا و بین کشاورزان، همان رفتن و اشتغال پیدا کردن، به همان مقداری که می توانند، این باعث می شود که قدرت انها چند مقابل بشود

ایثار مال
زنان در ایثار جان و فرزند در انقلاب پیشقدم بودند. در ایثار مال هم بر مردان سبقت جسته بودند. انان انچه ذخیره داشتند و با قناعت جمع کرده بودند، در طبق اخلاص گذاشته، تقدیم مستضعفان و محرومان کردند

چند نمونه از فداکاری های زنان ایرانی در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس

منبع: سایت انشاء باز

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۸ام آذر ۱۳۹۸
بازدید : 18 بازدید

تحقیق درباره یکی از زنان شاهنامه فردوسی فارسی نهم صفحه ۹۱

تحقیق درباره یکی از زنان شاهنامه فردوسی فارسی نهم صفحه ۹۱

برخلاف آثار عرفانی و عاشقانه ادبیات کلاسیک ایران، چون حافظ و سعدی و مولوی، در شاهنامه که اثری حماسی است، زن دارای نقشی تاریخی و عینی است. به نظر می‌رسد دست کم ۲۴ زن در شاهنامه به نقش آفرینی می‌پردازند. این زنان عبارتند از آرزو، آزاده، آزرمی‌دخت، ارنواز، اسپنوی، بانوی گازر، بانوی گردوی، بانوی مهبود، پوراندخت، تهمینه، جریره، رودابه، سودابه، سهی، سیندخت، شهرنواز، فرانک، فرنگیس، کتایون، گردآفرید، گلشهر، ماه آفرید، منیژه و همای که در این مطلب با مهم ترین آن ها آشنا خواهیم شد.

ارنواز و شهرنواز

ارنواز و شهرنواز که از نزدیکان جمشید پادشاه اسطوره ای ایران زمین هستند، به همسری ضحاک درآمده بودند. پس از قیام کاوه آهنگر و پیروزی فریدون بر ضحاک، او این دو را به ازدواج خود درمی آورد. فریدون از شهرنواز صاحب دو پسر به نام های سلم و تور و از ارنواز صاحب پسر دیگری به نام ایرج می شود. چون این فرزندان به سن رشد می رسند، فریدون تمامی قلمروی خود را میان آنان تقسیم می کند. سلم و تور که به قلمروی ایرج یعنی ایران چشم دارند، برادر کوچکتر خود را به نامردی به قتل می رسانند. این دو برادر بعدها به دست منوچهر فرزند ایرج و به تحریک فریدون کشته می شوند. برخی معتقدند که نام ایران برگرفته از نام ایرج است.

تهمینه

دختر پادشاه سمنگان و همسر رستم و مادر سهراب بود. در پس زمینه ازدواج تهمینه و رستم و برخی ازدواج های دیگر شاهنامه مساله بسیار مهمی وجود دارد. پیش از آن باید یادآوری کنیم که شاهنامه فردوسی در واقع برگرفته از خداینامه یا خودای نامک دوره ساسانیان است که توسط ابن مقفع به عربی ترجمه می شود. هر چند شاهنامه فردوسی عینا همان خدای نامه نیست؛ اما به خوبی فرهنگ حاکم بر جامعه آن روز ایرانیان را نشان می دهد. فرهنگی که از آزادی دختران در انتخاب همسر سخن می گوید. رضایت زنان برای ازدواج از ارکان اصلی پیوند زناشویی است. از سوی دیگر می بینیم که هیچ مانعی برای ازدواج با مردان یا زنان خارج از قوم وملیت وجود ندارد. در واقع هدف ازدواج، پیوندی است از روی محبت و صمیمیت و تشکیل خانواده ای براساس دوستی و عشق که می تواند فرزندانی صالح و پرهیزگار پرورش دهد.
رودابه

رودابه دختر مهراب کابلی و سیندخت و همسر زال و مادر رستم، پهلوان بزرگ ایران است. رودابه از زنان پاکدامن و پرآوازه شاهنامه است. این زن نماد عشق به همسر و فرزند است. زال که به دلیل داشتن موی و بدن سپید هنگام تولد مورد بی مهری پدرش سام قرار می گیرد، به کوهستان انداخته می شود تا طعمه درندگان شود اما سیمرغ یا سَئنَ مرغ دانا، او را همچون فرزند خود می پروراند و نه تنها زال بلکه همسر و فرزند او را نیز در پناه و حمایت خود قرار می دهد. عشق رودابه به زال سپید موی و وفاداری او به همسرش داستانی دلکش و پراحساس است. نکته مهمی که در داستان زندگی رودابه باید مورد توجه قرار گیرد این است که او اولین زن تاریخ است که از طریق عمل سزارین فرزند خود را به دنیا می آورد. (البته رومیان قرن ها بعد این نوع زایمان را به مادر سزار امپراتور روم نسبت دادند) رودابه که رستم را باردار است، قادر به وضع حمل عادی فرزند خود نیست و چون در حال مرگ قرار می گیرد، سیمرغ به زال می آموزد که چگونه با شکافتن پهلوی همسرش، جان او و فرزندش را نجات دهد. با تولد رستم، زال با کشیدن پر سیمرغ به محل جراحات آن را التیام می دهد. این زن بنا بر روایت شاهنامه زمانی طولانی می زید ولی پس از مرگ رستم به حال دیوانگی می افتد و از آن پس راه تسلیم و جدایی را در پیش می گیرد.

تحقیق درباره یکی از زنان شاهنامه فردوسی فارسی نهم صفحه ۹۱
سودابه

سودابه یا سودآوه دختر پادشاه هاماوران و همسر کیکاوس است. سودابه در شاهنامه نماد زنی است که اسیر کج اندیشی و وسوسه های اهریمن می شود. نقش سودابه در شاهنامه آن هنگام برجسته می شود که تبدیل به عامل اصلی در جاودانه شدن سیاوش می شود. نقشی که زلیخا در داستان یوسف بازی می کند و نقشی که ملکه چینی دا چی در داستان شاهزاده بو یی گائو ایفا می کند: بدنام کردن ناپسر و عبور پسر از آتش و مراسم سوگندو سربلند بیرون آمدن پسر از این آتش. سیاوش هر چند از این آزمون با نیکنامی بیرون می آید؛ اما بدگمانی های اهریمنی پدر و دسیسه های نامادری، او را از وطن و خانه آواره کرده و موجبات مرگی جانسوز را در تنهایی برای او رقم می زند. اهریمن به خواسته خود رسیده؛ ولی پیروزی اهریمن دیری نمی پاید و رستم به خونخواهی سیاوش، سودابه را با شمشیر به دو نیم می کند. سودابه در شاهنامه نماد زنی اغواگر است که نه تنها خودش بلکه تمامی خانواده را به ورطه نابودی می کشاند.

گردآفرید

گردآفرید در شاهنامه دختر جنگاور گژدَهَم از پهلوانان دژ سپید است که در زمان لشکرکشی سهراب به ایران در لباس مردانه به جنگ با سهراب رفت. در میان نبرد چون سهراب به زن بودن او آگاه شد، گردآفرید تدبیری کرد و توانست با اندیشه از دست سهراب برهد. گردآفرید نماینده همان زنان دلیر و جنگاور ایرانی است که نمونه آنان را در سپاهیان هخامنشی و اشکانی و حتی ساسانی می بینیم.

او به عنوان یک زن چند صفت برجسته را همزمان به نمایش می گذارد. او پاکدامن است و اسیر وسوسه نمی شود. از سوی دیگر او دلاوری و شجاعت و بی باکی و وقار یک سردار بزرگ را دارد. همچنین او با تدبیر و با خرد است. عقل او بر احساسش غلبه دارد. داستان او در شاهنامه باز هم بازتابی است از آزادگی زنان در جامعه ایران باستان.

همای چهرآزاد

همای دختر بهمن پسر اسفندیار و معروف به چهرآزاد است. در کتب باستانی از او به عنوان هفتمین پادشاه سلسله کیانیان یاد شده است . در بندهش آمده است که همای بعد از بهمن مدت ۳۰ سال پادشاهی کرد و داراب پسرش را ولیعهد خود کرد. او را سازنده شهر جزفادقان یا گلپایگان می دانند. حمزه اصفهانی نیز نوشته است که خمیهن شهری بود زیبا و شگفت آمیز در راستای تیمره در اصفهان که همای چهرآزاد دختر بهمن آن را ساخت و اسکندر آن را ویران کرد.

تحقیق درباره یکی از زنان شاهنامه فردوسی فارسی نهم صفحه ۹۱

معرفی زنان شاهنامه: رودابه

باشگاه شاهنامه پژوهان (زنان شاهنامه _ سمیه ارشادی) : رودابه یکی از شخصیت های محوری زن شاهنامه است که زندگی اش را در جایگاه همسر و مادرِ دو قهرمان کلیدی و تأثیرگذار شاهنامه، یعنی زال و رستم می توان به چهار بخش اصلی تقسیم بندی نمود: ۱٫ پیش و پس از ازدواج  با زال؛ ۲٫ زادن رستم؛ ۳٫ زندگی رودابه در جایگاه مادر پهلوان بلامنازع شاهنامه؛ ۴٫ پس از مرگ فرزند.
بر این مبنا، در هر یک از این مراحل، با کنشی متفاوت و مختص جایگاه و شرایطی که رودابه در آن قرار دارد، شاهد نوعی پویایی و دگرگونی نسبت به مرحله قبل در این شخصیت هستیم. در مرحله نخست او دختری است مطیع، همگام با هنجارهای اجتماعی و خانوادگی پیرامون خود؛ اما در مرحله بعد به دلیل غلبه احساس و عاطفه، این محدودیت های اجتماعی را در هم می شکند و سپس در مراحل بعدیِ زندگی اش رفتار او به حالت عادی و مطابق آنچه که انتظار می رود بازمی گردد؛ اما پس از مرگ فرزند دوباره دچار نوعی تنش و شوک درونی می شود و در نهایت این بحران را نیز پشت سر می گذارد.

پیش و پس از ازدواج با زال
رودابه از دیدگاه فردوسی در همان اشارات نخست، دختری بسیار زیبا توصیف شده است؛ آن چنانکه زال، نادیده دل بدو می بازد و پدرش نیز با دیدن زیبایی او نام یزدان را بر زبان می راند تا فرزندش از چشم زخم درامان باشد:
شگفتی به رودابه اندر بماند
همی نام یزدان بروبر بخواند
(دفتر اول، پادشاهی منوچهر، ۱۸۶: ۳۳۰)
گذشته از ویژگی های ظاهری بسیار چشمگیر، رودابه از آن دسته دخترانی است که در شخصیت اش نوعی نترسی و بی پروایی عجیب و وصف ناشدنی و گاه ستودنی دیده می شود. دختری با احساساتی شورانگیز و وصف ناپذیر که تنها با یک توصیف عاشق زال شده و در پیشبرد هدف بسیار پویا، با اراده و با اعتمادبنفس، تلاشگر، جسور، سنت شکن، سنت گریز و مصمم است و با وجود آنکه از یک سو در بند و حصار یک جامعه سنتی با افکار و محدودیت های فرهنگی است و از سویی دیگر، پدرش به جهت پایبندی به سنت های جامعه و محدودیت های سیاسی با دربار ایران، مانعی بزرگ بر سر راهش است، باز هم دست از تلاش نمی کشد و تسلیم نمی شود. رودابه دختری منفعل و ترسو نیست که در اثر ضعف درونی خویش و موانع محیطی و فرهنگی پیش رو نتواند از خواسته قلبی و درونی خود پشتیبانی و محافظت نماید؛ او با اعتماد بنفسی کامل، موانع موجود را نادیده می گیرد و در عین استقلال و خودکفایی در پیشبرد هدف، بدون هیچ گونه سرکشی، گستاخی و ضعف شخصیتی، از محرک های بیرونی و محیطی از جمله «مادر» و «کنیزکانش» نیز استفاده می کند و همین حمایت کنیزکان (در مرحله نخست) و مادر (در مرحله بعد) اند که در پیشبرد هدف او بسیار نقش آفرین واقع می شوند؛ به واقع می توان گفت رودابه با یک برنامه ریزی کاملاً آرام و حساب شده، هدف خود را پیش می برد و در این میان از سایرین هم کمک می گیرد و لجوجانه و بدون فکر عمل نمی کند.
بی پروایی و جسارت رودابه افزون بر افشای راز میان خدمتکارانش و درخواست یاری از آنان در فراهم آوردن امکان دیدار با زال و نوع رابطه با او نیز مشخص است. او دختری است که با جسارتی کامل یک شب را با معشوقش به بوس و کنار می گذراند؛ بدون آنکه خویشتنداری و در پی آن عفت خویش را از دست بدهد؛ با این توصیف، این داستان نیز همچون عاشقانه های دیگر شاهنامه بازگوکننده روابط آزاد میان دختر و پسر است؛ اما با حد و حدود لازم خود؛ زیرا فردوسی تأکید می کند که میان زال و رودابه آمیزش جنسی صورت نگرفت، مگر بوسیدن و در آغوش گرفتن و شراب نوشیدن
همه بود بوس و کنار و نبید
مگر شیر کو گور را نشکرید
در یک نگاه کلی و با دقت در نوع رفتار و عملکرد رودابه در این ماجرا می توان گفت، حرکت رودابه در مسیری توأم با صبر، تأمل و درایت کامل است؛ چراکه با وجود حدت و حرارت بیشمار عشق در وجودش، برعکس زال، حرکت عملی چندانی برای پیشبرد هدف و راضی ساختن پدر از او مشاهده نمی گردد، بلکه با یک برنامه ریزی کاملاً آرام و حساب شده، هدف خود را پیش می برد و در این میان از کنیزکان و مادرش نیز یاری می طلبد و خودسر و لجوجانه عمل نمی کند که علت این امر را در چند عامل می توان تفسیر نمود: رودابه در جامعه ای زندگی می کند که تابع مقررات و هنجارهای مختص به خود است و از طرفی او و زال در تبار و نژاد، دین و مذهب و نگرش های اجتماعی و محیطی متفاوت اند. موانع سیاسی نیز مهم ترین دلیل است؛ بنابراین رودابه ترجیح می دهد تا با معشوق دیداری مخفیانه داشته و صبوری پیشه کند تا مادرش با درایتمندی، اوضاع را به نفع او پیش ببرد.
البته با تمام این ها، عکس العمل های او در مواجه با خود زال این گونه نیست و جسارت بیشتری در آن دیده می شود؛ چراکه در ابتدای ماجرا این رودابه است که با ترفندی خاص، خدمتکارانش را به نزد زال فرستاده و نخستین ارتباط را رقم می زند و پس از موافقت سام نیز این اوست که ابتدا انگشتر نامزدی را به سوی پسر می فرستد.

تحقیق درباره یکی از زنان شاهنامه فردوسی فارسی نهم صفحه ۹۱

منبع: سایت انشاء باز

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۵ام آبان ۱۳۹۸
بازدید : 44 بازدید

شباهت آرش کمان گیر و حسین فهمیده در چیست

شباهت آرش کمان گیر و حسین فهمیده در چیست

جواب فعالیت:

هر دو آنها جان خود را برای حفظ مرز های سرزمین ما ایران فدا کرده اند

 مطلب مرتبط:

این‌که نارنجک این نماد مقاومت ایران‌زمین، به هنگام زیر گرفته‌شدن، شنیِ تانک را از کار می‌اندازد یا وی نارنجکش را به درون تانک پرتاب می‌کند و همزمان زیر گرفته می‌شود و… چندان تفاوتی نمی‌کند؛ آن‌‌چه درس‌آموز جاودانه برای این ملت است، این‌که نوجوان ایرانی از غول‌های آهنین نمی‌هراسد و با کمترین امکان به مصاف آنها می‌رود.

باید به عزیزانی که همه تلاش و همت‌شان جمع‌آوری اسناد و تحقیق درباره دفاع مقدس است، یادآوری کرد که آن‌چه گفته‌اند، همان روایت رایج است و نکته بیشتری ندارد.

درباره کار بزرگ شهید حسین فهمیده و این‌که او الگوی جوان‌ها بوده و به اسطوره جنگ تبدیل شده هم نمی‌توان اما و اگر کرد،

اما وقتی او را با آرش افسانه‌ای مقایسه می‌کنیم و تأکید می‌کنیم که کسی جایگاه آرش را زیرسوال نمی‌برد، انگار ناخواسته می‌گوییم ماجرای شهید فهمیده هم از جنس داستان آرش است. نوشته اسطوره‌پردازان و به دور از واقعیت.

آرش و کار سترگش جز در ادبیات جایی ندارند و هیچ عقل نیمه‌سلیمی نمی‌پذیر کسی جانش را در کمان بگذارد و پیکان را به هزاران کیلومتر دورتر بپراند. درحالی‌ که حسین فهمیده نوجوان به راستی جانش را بر کف دست گرفته و برای این آب و خاک در خون تپیده است. اینجاست که دوستان در تشریح یک روایت مشهور کم‌لطفی می‌کنند و با دادن آدرس غلط، کمکی به روشن‌شدن ابهامات نمی‌کنند.

داستان آرش کمانگیر

در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران، افراسیاب سپاهیان ایران را در مازندران محاصره می‌کند. سرانجام منوچهر پیشنهاد صلح می‌دهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را می‌پذیرند و قرار بر این می‌گذارند که کمانداری ایرانی برفراز البرزکوه تیری بیاندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد. آرش از پهلوانان ایران داوطلب این کار می‌شود. به فراز دماوند می‌رود و تیر را پرتاب می‌کند.

تیر از صبح تا غروب حرکت کرده و در کنار رود جیحون یا آمودریا بر درخت گردویی فرود می‌آید. و آنجا مرز ایران و توران می‌شود. پس از این تیراندازی آرش از خستگی می‌میرد. آرش هستی‌اش را بر پای تیر می‌ریزد

پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش می‌شود و جانش در تیر دمیده می‌شود. مطابق با برخی روایت‌ها اسفندارمذ تیر و کمانی را به آرش داده بود و گفته بود که این تیر خیلی دور می‌رود ولی هر کسی که از آن استفاده کند، خواهد مرد. با این وجود آرش برای فداکاری حاضر شد که از آن تیر و کمان استفاده کند.

شباهت آرش کمان گیر و حسین فهمیده در چیست

منبع: سایت انشاء باز

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۵ام آبان ۱۳۹۸
بازدید : 36 بازدید
سایر صفحات
کمک جو