انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

توضیح تصویر
موضوعات
ads

تبلیغات در سایت انشا باز

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۴ام آذر ۱۳۹۶
بازدید : 18007 بازدید

مثل نویسی تهی پای رفتن به از کفش تنگ پایه دهم صفحه ۱۲۲

پایه دهم مثل نویسی صفحه۱۲۲تهی پای رفتن به از کفش تنگ

مقدمه:

شرایط، ایجاب کننده و ادامه دهنده ی مسیرهای زندگی است که گاه انسان روش های سخت اما درست را یا گاهی دیگر، آسان اما نادرست را برمی گزیند.

تنه انشاء:

ظرفیت انسان ها به اندازه ی لباسی است که به تن می کنند، غذایی است که میل می کنند و یا کفشی است که می پوشند. عده ایی هستند که یا از سر زیاده خواهی یا طمع، چیزی را که متناسب و اندازه ی آن ها نیست، اصرار به پوشیدن یا داشتننش می کنند .

تاکنون افرادی را که لباس گشاد به تن دارند یا کفش تنگ می پوشیده اند را دیده اید؟! قیافه ی مضحکی پیدا خواهند کرد و توان راه رفتن را از خود سلب می کنند. آنقدر سخت می گذرد که در میانه ی راه می ایستد و ترجیح می دهند کفش از پا بیرون آورند و تهی پا به ادامه مسیر ادامه دهند.

گاهی نداشتن بعضی چیزها بیشتر مایه عذاب است تا رفاه و آسایش زیرا کفش تنگ تنها موجب زخم شدن پاها می شود به طوری که دیگر توان پیمودن ادامه ی راه را ندارید اما ممکن است با پای پیاده تنها پاهایت خاکی شود. بنابراین نداشتن بعضی چیزها که تنها موجب آزار رساندن به ما می شود، بهتر است از داشتنش

در زندگی حقیقی ما نیز گاهی حسرت نداشتن چیزهایی را می خوریم اما همین که به آن دست پیدا کنیم با خود نداشتن را آرزو می کنیم. تصور کنید در حسرت کفش گران قیمت و زینتی، پشت ویترین مغازه ایی هستید

کلی برای داشتنش تلاش می کنید و پول هفتگی را خرج می کنید اما همین که می خرید دائما نگران خراب شدن یا خاکی شدن یا زخم پاهایتان می شوید، نه لذتی و نه سودی از داشتنش می برید بلکه تنها چیزی که عایدتان می شود حسرت است.

نتیجه گیری:

نداشتن گاهی بهتر است از چیزهایی که نه تنها چیزی عایدت نمی کنند بلکه به جان و مالتان ضربه وارد می کند و آنگاه است که ترجیح می دهید که تهی پای بهتر است از کفش تنگ.

مننبع: سایت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱ام فروردین ۱۳۹۸
بازدید : 9 بازدید

مثل نویسی فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه پایه دهم صفحه۱۲۲

مثل نویسی فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه پایه دهم صفحه۱۲۲

مقدمه:

ظاهر و جثه ی هر کس هیچ ربطی به درون او ندارد. درست مانند فلفلی که تا آن را نچشی پی به تندی آن نمی بری هر چند که ریز و کوچک باشد.

تنه انشاء:

هندوانه را دیده اید که تا آن را نشکانید پی به درون آن نخواهید برد. شاید بزرگ و قیافه ایی غلط انداز داشته باشد اما با اولین قاچ متوجه ی سفیدی رنگ آن و بدمزگی آن خواهید شد یا برخلاف آن هندوانه ایی کوچک را که اشکال ناموزونی دارد را در ذهن به بی مزگی و سفیدی تجسم کنید

اما خلاف آن ثابت شود. درست مثل بعضی افرادی که در جهان ما و در همین کره ی خاکی زندگی می کنند که در نگاه اول دارای چشمانی ریز با قدی نسبتا کوتاه باشند اما با اولین برخورد و گفتگو با آن متوجه خواهید شد دارای بار علم زیاد و یا دانشمندی بزرگ است.

ظاهر هیچکس نشان دهنده ی باطن او نیست و با تصورات از پیش تعیین شده تنها دامنه ی دید خود را کوچک تر خواهید کرد در حالی که با در نظر گرفتن تمام جوانب می توان خود را برای هر گونه حادثه ایی آماده نمود. چه کسی در انتظار آن است که فلفلی کوچک، زبان را به آتش کشاند و اشک از چشم جاری سازد؟! خود ما برای خوردن فلفل، کوچک ترین آن را انتخاب خواهیم کرد

زیرا فکر می کنیم شیرین تر است یا کمتر می سوزاند در حالی که بنابر فیزیولوژیست فلفل، آن گیاهی که کمتر آب دریافت کرده باشد کوچک تر است و تندتر خواهد بود. بنابراین تصورات غلط را کنار گذاشته و از قضاوت بیجا و خودسرانه دوری کنید تا درهای رو به پیشرفت بیشتری به رویتان باز شود.

نتیجه گیری:

بعضی ها دارای ظاهر خوبی و غلط اندازی هستند که در نگاه اول در ذهن برای خود از او تصوراتی شیرین را می سازیم در حالی که از باطن آن بی خبر هستیم و ممکن است پشت آن نقاب، تصوری تند و تیز وجود داشته باشد. آنجاست که می گویند. فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه.

منبع: سایت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۹ام اسفند ۱۳۹۷
بازدید : 13 بازدید

انشاء تصویر نویسی از منظره ایی از چند گلدان شمعدانی

انشاء تصویر نویسی از منظره ایی از چند گلدان شمعدانی

مقدمه:

بعضی صحنه ها، بعضی تصویرها شاید تکراری باشند اما دقت به جزئی ترین اجزای آن می تواند نبدیل شود به قاب عکسی زیبا که هرگز از ذهنت فراموش نمی شود.

تنه انشاء:

با ورود به خانه ی مادربزرگ اولین چیزی که به چشم می آید ایوان سرتاسری اوست. ایوانی که گلدان های شمعدانی زینت بخش آن بوده است. در فصل بهار با آن باران های گاه و بی گاهش جان می دهد برای نشستن در این ایوان با آب و هوای مطبوعی که منظره اش گلدان های شمعدان رنگی است که بوی عطر دلنشینش همراه با بوی نم خاک تلفیق زیبایی را به وجود آورده است.

برگ هایش آنچنان زیبا گلبرگ ها را در خود محاصره کرده است که گویی همچون نگهبانی مراقب گل های رنگی اش است.

هرگلدان رنگی خاص و منحصر به فرد به خود را دارد یکی قرمز، دیگری صورتی و همسایه اش گلبهی که در کنار هم همچون رنگین کمانی جلوه گر شده اند. باد بهاری که می وزد،

بوی عطر شمعدانی را به مشام می رساند و آدمی را غرق خوشی می کند. چه چیزی زیباتر و خوش تر از این صحنه؟! مگر خوشبختی چیزی خلاف این است؟!

نتیجه گیری:

زیبایی های کوچک می توانند منجر به خلق زیباترین تصاویر شوند، تصویری مثل گلدان های کاه گلی که گل های رنگی در آن جای گرفته اند و عشق و خوشبختی را برای آدمی یادآور می شوند.

منبع : سایت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۸ام اسفند ۱۳۹۷
بازدید : 21 بازدید

انشاء با موضوع برف با رعایت مراحل نوشتاری

انشاء با موضوع برف با رعایت مراحل نوشتاری

مقدمه:

برف یکی از نعمت های زیبا ی خداست که بر سر بندگانش می بارد. سیاهی ها را می بلعد و بر زمین و آسمان سفره ی سفیدی از رحمت و برکت خود را پهن خواهد کرد.

تنه ی انشاء:

زمانی که هوا رو به سردی برود و زمستان رخت پهن کند، آسمان شور و شوق برف و بارش می گیرد. ابرهای سیاه را مهمان خود می کند و از آن برف های سفید به رنگ مروارید را بر زمینش می بارد.

عده ایی پس از بارش برف می خندند و برای ساختن آدم برفی سر از پا نمی شناسند و عده ایی دیگر دلخوش اند برای تماشای آن زیبایی خدادادی پشت قاب پنجره، درحالی که فنجان چای داغ در دستانشان است.

برف، بهانه ایی است برای لبخند روی لب، بهانه ای است که یادمان بماند که سیاهی ها هرگز ماندنی نیستند و این سپیدی ها هستند که می آیند به زمین و زمان جان دگر می بخشند و می روند. همان گلوله های سفید نرم که به زودی می توانند با روی هم انباشته شدن کوهی از یخ بسازند.

همان می شود چشمه های زیرزمینی و گاهی یخچال های طبیعی، پس یقین بدان که هیچ کدام از نعمات خداوند بی دلیل و بی حکمت نخواهد بود.

نتیجه گیری:

همان گلوله های برف  نرم هم می تواند روزی سخت شود. بنابراین برخیز، تو نیز کمر همت ببند، شاید تو نیز باید تجربیات زندگیت را درست به مانند همان گلوله ها روی هم انباشته کنی تا در نهایت تبدیل شوی به کوهی سخت و سرد که هر تابش خورشیدی یا هر بادی نتواند آن را تکان دهد یا آب کند.

منبع: سایت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۷ام اسفند ۱۳۹۷
بازدید : 25 بازدید

مثل نویسی شاهنامه آخرش خوشه پایه دهم صفحه۱۲۲

مثل نویسی شاهنامه آخرش خوشه پایه دهم صفحه۱۲۲

مقدمه:

فردوسی، نویسنده ی بزرگ ایرانی که برای به گوش رساندن زبان فارسی تلاش بسیاری کرد خالق شاهنامه است که در آن حوادث بزرگ و کوچک که سرشار است از پندها و گفتار نیک برای آیندگان. اما چه شد که گفتند شاهنامه که سرتاسرش پر بود از خاطرات و افسانه ها تلخ و شیرین، پایانش خوش است؟

تنه انشاء:

در کتاب های درسی و از گوشه و کنار و بزرگان جمع و فامیل، افسانه ها و داستان ها شاهنامه به گوش ما آشنا هستند. گاهی از اندوه اش اشک جاری شده اند و گاهی از شیرینی اش لب ها خندان گشته اند. اما چرا می گویند شاهنامه آخرش خوش است؟

در اواخر کتاب شاهنامه داستان به آنجا می رسد که اعراب به ایران حمله کرده و به ایران حکومت کرده و اسلام را با ایران آشنا کردند و از همین جهت به جای زبان فارسی، زبان عربی در میان مردم رواج پیدا کرد. اما ابوالقاسم فردوسی که یکی از دهقان های آن زمان بود

از سر عشق و علاقه ایی که به زبان فارسی و همگانی کردن آن داشت تلاش کرد و همچون آتشی که در زیر خاکستر پنهان شده است را شعله ور کرد. او سال های عدیدی را برای نوشتن و ویراستاری این کتاب صرف کرد  تا در نهایت باری دیگر زبان اصلی ایران فارسی شناخته شد و فردوسی در این عمل بی تاثیر نبود.

شاید پایان شاهنامه جنگ و خونریزی بود اما اسلام وارد شد به ایرانی که تمدنش هزار ساله بود. از این رو آن را خوش خطاب می کنند. شاید در تلاطم سختی ها و دنباله روی جنگ و خونریزی صلحی شیرین و پایانی خوش در انتظار باشد.

کافی است صبر و استقامت نشان داده و در انتظار آن تلاش کنیم.

نتیجه گیری:

چه می دانیم پایان داستانی بلند که تعداد صفحاتش از هزار هم می گذرد چگونه به اتمام می رسد! کمی صبر می خواهد آنوقت در می یابیم که آیا پایانش خوش است یا خیر! شما چه فکر می کنید؟ پایان شاهنامه را خوش می دانید یا خیر؟

منبع: سایت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۴ام اسفند ۱۳۹۷
بازدید : 41 بازدید
سایر صفحات
توضیح تصویر
کمک جو