انشا پایه یازدهمانشا پایه یازدهم فنی حرفه ای

پایه یازدهم مثل نویسی صفحه 83 آدم ترسو هزار بار می میرد

پایه یازدهم مثل نویسی صفحه 83 آدم ترسو هزار بار می میرد

مقدمه: انسان سرشار است از احساسات متعدد که هر کدام به نوعی شخصیت وجودی اش را تشکیل خواهد داد. احساساتی مثل تشنگی، گرسنگی، خستگی ، خوشحالی و ترس که هر کدام به نوبه ایی در زندگی روزمره ی انسان دخیل خواهد بود و تاثیری هر چند مثبت یا منفی روی آن خواهد گذاشت.

تنه انشاء: در میان تمام عواطف و احساسات درونی انسان، ترس بیشترین تاثیر منفی را روی زندگی او خواهد گذاشت. آدم ترسو برای پیشرفت زندگی و جهت روبه رشد خود تنها به دلیل ترس خود هیچ ریسکی را نمی پذیرد و برای انجام هر کاری چه بزرگ و یا چه کوچک تعلل خواهد کرد. چنین افرادی نه تنها حرکتی روبه جلو نخواهند داشت بلکه روز به روز به عقب خواهند رفت و از آدم های اطراف خود اجتناب و دوری خواهند کرد. زیرا ترس آن ها موجب عدم برقراری ارتباط او با دیگران خواهد شد و به دنبال آن هر لحظه انتظار آسیب یا ضربه خوردن از اطرافیان خود هستند.

بنابراین تنهایی را برای ادامه زندگی خود انتخاب خواهد کرد و روزی هزار بار به دنبال تمام حس های متضاد خود در گیر و دار هستند و هزار بار می میرند. اینگونه افراد تنها راه ادامه ی زندگیشان، مقابله با حس ترس خود است با تمرین و تکرار و با گام های هر چند کوچک و پذیرش ریسک های کوچک باید ما این مشکل که نوعی مسئله در زندگیش است کنار آمده و در صدد حل و رفع آن اقدام کند. زیرا که آدم ترسو هزار بار می میرد.

نتیجه گیری: آدم ترسو همیشه فردی تنها و افسرده و گوشه گیر است که هرگز هیچ گونه ریسکی را در زندگی خود نمی پذیرد. اینگونه افراد نه تنها زندگی خود را نابود می سازند در کنار آن زندگی اطرافیان خود را با خود به آتش می کشاند، به طوری که در انتهای مسیر چیزی جز خاکستر باقی نخواهد ماند. بنابراین باید در سنین کم برای حل این حس که مانع ادامه ی زندگی اش است به فکر چاره بود. زیرا با بالا رفتن سن، این حس قوی تر خواهد شد و ترک آن مشکل تر خواهد بود.

پایه یازدهم مثل نویسی صفحه 83 آدم ترسو هزار بار می میرد

منبع: سایت انشاء باز

مطالب پیشنهادی :  انشا ازاد با موضوع نابینا
مشاهده بیشتر

مسعود خادمی ارده

مسعود خادمی هستم در زمینه نویسندگی مطالب سایت و ساخت تحقیق از سال 1390 شروع به فعالیت کردم و بعد مدتی فکر ساخت سایت انشا باز به ذهنم رسید و الان اینجا هستیم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا