انشا پایه هفتمشخصی خانه به کرایه گرفته بود

بازنویسی حکایت شخصی خانه به کرایه گرفته بود

پایه هفتم  صفحه66 درس پنجم حکایت

بازنویسی حکایت شخصی خانه به کرایه گرفته بود پایه هفتم

متن حکایت:

«شخصی خانه به کرایه گرفته بود. چوب های سقف بسیار صدا می داد. به خداوند خانه از بهر مرمّت آن سخن بگشاد. پاسخ داد: چوب های سقف ذکر خدا می کنند. گفت: نیک است؛ اما می ترسم این ذکر به سجود بینجامد.»    عبید زاکانی

بازنویسی حکایت:

 شخصی خانه ایی اجاره گرفته بود. اما چوب های سقف بسیار صدا می داد. مرد به صاحب خانه مراجعه کرد و برای بازسازی سقف خانه با او حرف زد. صاحب خانه در پاسخ به سخن مرد گفت: چوب های سقف، ذکر خداوند می کند. مرد مستاجر گفت: درست است اما من می ترسم که این ذکر به سجده برسد. جمله آخر این منظور را به دنبال دارد که این پشت گوش انداختن ها و بهانه آوردن ها در نهایت به ریزش و فرود آمدن سقف بر زمین خاتمه می یابد.

سخن مدیر سایت:

این بازنویسی حکایت کمی کوتاه بود ولی چون حکایت کوتاه بود نتونستیم متن بیشتری بزاریم . اگر شما بازنویسی بهتر یا از خودتون بازنویسیی تهیه کردید برای ما ارسال کنید تا با اسم شما در پاین همین مطلب قرار دهیم . جهت ارسال مطلب در پایین همین صفحه متن خود را ارسال کنید

انشا با موضوع شخصی خانه به کرایه گرفته بود

حکایت درباره شخصی خانه به کرایه گرفته بود

شخصی خانه به کرایه گرفته بود انشا پایه هفتم

ساده نویسی حکایت پایه هفتم شخصی خانه به کرایه گرفته بود

حکایت صفحه 66 پایه هفتم در مورد شخصی خانه به کرایه گرفته بود

نظرشما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید ممنونم

این انشا اختصاصی بوده و کپی برداری در سایت یا کانال تلگرام شما بدون ذکر منبع و ادرس سایت پیگرد قانونی دارد

مشاهده بیشتر

مسعود خادمی ارده

مسعود خادمی هستم در زمینه نویسندگی مطالب سایت و ساخت تحقیق از سال 1390 شروع به فعالیت کردم و بعد مدتی فکر ساخت سایت انشا باز به ذهنم رسید و الان اینجا هستیم

نوشته های مشابه

2 دیدگاه

  1. شخصی خانه ای را اجاره کرده بود. او بعد استقرار در خانه پس از ساعاتی متوجه شد چوب های سقف بسیار صدا میدهند. مرد تصمیم گرفت به صاحب خانه مراجعه کرده و این موضوع را با او در میان بگذارد.وقتی به صاحب خانه جریان بازسازی سقف راگفت،صاحب خانه که مرد خسیس و تنبلی بود، بهانه ای اورد وباخنده ای موزیانه گفت:چوب های سقف خداوند را ستایش میکنندو ذکر او را میگویند.
    مرد مستاجر گفت :درست است ولی من از سجده ی این ستایش میترسم،وقتی چوب های سقف سجده کنند،سقف ریزش کرده وبر زمین فرود خواهد امد
    taraneh.tehrani

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا