انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

موضوعات
توضیح تصویر

انشاء با رعایت مراحل نوشتن متنی درباره دانشگاه

انشاء با رعایت مراحل نوشتن متنی درباره دانشگاه

مقدمه: جامعه ی ما روز به روز رو به پیشرفت و ترقی است و مدرسه و دانشگاه پله های این پیشرفت اند که با هر گام رو به بالا موجب می شوند، جامعه ما نیز به دنبال آن بالا رود و این دانش آموزان و دانش آموختگان هدایت کننده و بالابرنده ی این مسیر دشوارند.

تنه انشاء: همیشه گفته اند مدرسه مهد علم و دانش است، همان گهواره ایی که کودک در آن رشد می کند و بزرگترین تصمیمات زندگیش در آن رقم می زند اما من می گویم مدرسه به مانند یک بذر است. بذری که نیاز به پرورش دارد. پرورشی که دانشگاه دنباله ی روی آن است و آن نهال تازه روئیده را همچون درختی با بارهای میوه که از سنگینی سر خم می کرده است تبدیل می کند. این درخت ها هر کدام در کنار هم،

یک جنگل عظیم می سازند که به جهان و کشور خود سود و منفعت می رسانند. دانشگاه محلی است برای بزرگ شدن، برای گرفتن تصمیماتی که آینده را تغییر دهد. گاهی زمین می خورد اما با همت و پشتکار بلندمی شود. گاهی به در بسته می خورد و از همه جا درمانده و از همه کس ناامید می شود اما مگر پرنده ایی که بالش شکست می میرد! تنها افراد ضعیف با اراده ایی کم چشم به همه ی سختی های پشت سر گذاشته می بندد و نیمه راه رها می کند و با بالی شکسته می میرد.

اما کسی که اراده ی آهنی داشته باشد، دلش همچون دریا بزرگ و بی کران باشد و مغزش رها و بلندپرواز باشد برای هر مشکلی راهی می یابد و برای هر دره ایی، پلی می سازد و با گام هایی کم اما استوار به جلو می رود تا در نهایت به مانند همان درخت علاوه بر میوه، سایه و علاوه بر تنه، کاغذ می شود و یا شاید قلم می شود و آنچه که آموخته بود را به دیگران با عصاره ی وجودی خود می آموزد.

نتیجه گیری: زگهواره تا گور دانش بجو. دانشجو در دانشگاه تازه نیمه های راه بلند بالای این زندگی است. بنابراین خسته نشو و گام هایت را کوتاه تر اما استوارتر و با اطمینان بیشتر بردار.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۸ام دی ۱۳۹۷
بازدید : 1532 بازدید

پایه یازدهم کارگاه نوشتن صفحه۸۱ طرح گفت و گو

پایه یازدهم  کارگاه نوشتن صفحه۸۱ طرح گفت و گو

انشا با ویژگی های گفت و گو

مادر اندوهگین گفت: پسرم برو و مرغ را بگیر تا سر ببریم.

پسر گفت: مادر این کار را نکن. تنها دارایی ما همان است.

مادر گفت: تو می گویی چه کار کنم؟ دیگر راه چاره ایی نداریم.

پسر گفت:یعنی هیچ راه دیگری نداریم؟

مادر با آهی پرحسرت گفت: نه! درست است که روزی به ما یک تخم مرغ می داد اما الان هیچ چیزی در خانه برای پذیرایی نداریم. پس تنها انتخاب ما همین است.

پسر گفت : باشد.

مادر پرسید:کجا می روی؟

پسر گفت: می روم تا مرغ را بیاورم دیگر…

مادر سری تکان داد و به فکر فرورفت.. به مهمانانی که قرار است از راه دور بیایند. آنها از سر بیچارگی چیزی برای پذیرایی از آنها ندارند و مجبور شدند تنها چیزی را که دارند برای پذیرایی آماده کنند.

پسر آمد و مادر خود را مغموم و گرفته دید و برای مرغ کاسه ایی آب ریخت تا قبل از ذبح کمی آب بخورد. مادر درحالی که اشک در چشمانش جمع شده بود چاقو را برداشت و در حالی که بسم الله می گفت و در دل با خدای خود درد و دل می کرد چاقو را لبه گردن مرغ گذاشت و اولین قطره ی خون مرغ روی زمین چکید…

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۹ام آذر ۱۳۹۶
بازدید : 12312 بازدید

موضوعی را انتخاب کنید و با رعایت مراحل نوشتن، متنی بنویسید نگارش پایه یازدهم

پایه یازدهم صفحه۳۰ موضوعی را انتخاب کنید و با رعایت مراحل نوشتن، متنی بنویسید

کارگاه نوشتاری درس اول  پایه یازدهم موضوعی را انتخاب کنید و با رعایت مراحل نوشتن، متنی بنویسید

فناوری و تکنولوژی

در فرهنگ های پیش فناوری و تکنولوژی نبود، زمانی که همه ی مردم کارهای خود را با دست انجام می دادند و برای انجام کارهای خود مجبور به طی کردن مسافت زیادی بودند و در این مسیر سختی ها و دشواری های زیادی را نیز متحمل می شدند. اما روز به روز که دنیا با فناوری آشنا شد بسیاری از کارها به راحتی پیش رفت و هیچ گونه سختی را شامل نمی شد. تکنولوژی و فناوری موجب شد که انسان از راه دور کارهای خود را انجام دهد بدون آنکه از خانه خود به بیرون بیاید مانند انجام خیلی از کارهای بانکی یا پرداخت انواع قبض ها و معاملات اقتصادی و مبادله ی علم و دانش و یا حتی خرید یا فروش اجناس و املاک و خیلی از کارهای دیگری که هرگز در زمان قبل از تکنولوژی قادر به انجام آن نبوده ایم.

زمان زیادی طول کشید تا فناوری پیشرفت کرد و در بین مردم جا افتاد،  به گونه ایی که از پیر  و جوان و کودک، همگی به آن دسترسی داشته و قادر به استفاده از آن بودند. علاوه بر همه ی این مثال ها زندگی و زنده بودن در این روزگار علم و تکنولوژی راحت تر شده است، به طوری که خیلی از بیماری ها و مشکلات روحی و جسمانی به کمک تکنولوژی قابل درمان شده و رفت و آمد نیز آسان تر گشه است. به طور مثال مردم در زمان قبل، ماه ها زمان می برد که از شهری به شهر دیگر پول منتقل کنند اما حالا با یک دکمه این کار ممکن شده است. امروزه با هواپیما به سرعت می توان جابه جا شد در حالی که به این صورت در گذشته مقدور نبود. و مطمئا در آینده ی نه چندان دور این تکنولوژی بیش از پیش پیشرفت خواهد کرد و زندگی از آنچه که هست آسده تر و راحت تر می شود.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۶ام آبان ۱۳۹۶
بازدید : 30205 بازدید

بازنویسی حکایت طاووس و زاغی، در صحن باغی به هم رسیدند

پایه۱۱حکایت نگاری طاووس و زاغی صفحه۶۸

ساده نویسی حکایت در مورد طاووس و زاغی

«طاووس و زاغی، در صحن باغی به هم رسیدند و عیب و هنر یکدیگر را دیدند. طاووس با زاغ گفت: این موزه سرخ که در پای توست لایق دیبای نگارین من است. همان وقت که به وجود می آمده ایم در پوشیدن موزه اشتباه کرده ایم. من موزه سیاه تو را پوشیده ام و تو موزه سرخ مرا. زاغ گفت: برخلاف این است. خطایی رفته است در پوشش های دیگر رفته است. باقی پوشش های زیای تو مناسب موزه من است. در آن خواب آلودگی، تو سر از گریبان من در آورده ای و من سر از گریبان تو! در آن نزدیکی سنگ پشتی بود و آن مجادله را می شنید؛ سر برآورد که ای یاران عزیز! از این گفت و گوی باطل دست بردارید. خدای تعالی همه چیز را بر یک کس نداده است. هر کس را به داده خود، خرسند باید بود و خشنود»..

در روزی از روزها در باغی طاووس و کلاغی همدیگر را ملاقات کردند. در این دیدار طاووس و کلاغ عیب ها و زیبایی و هنر یکدیگر را از نزدیک دیدند. طاووس در این بین به کلاغ گفت: این سرخ  پای زیبا که مانند کفشی برای کلاغ بود لایق و شایسته ی تو نیست بلکه این کفش زیبا لایق چهره ی رنگین و زیبای من است همان موقع که به وجود می آمدیم. در پوشیدن کفش اشتباه کرده ایم. من کفش سیاه تو را پوشیده ام و تو کفش سرخ من را! کلاغ گفت: موضوع بر عکس این ماجرا است. اگر اشتباهی شده است، اشتباه در پوشش و لباس یکدیگر رخ داده است. پوشش و لباس زیبای تو لایق کفش من است، در لحظه ی بیدار شدن و چشم به این جهان گشودن در آن خواب آلودگی اشتباهی تو لباس های من را پوشیدی و من لباس های تو را پوشیده ام.

در آن نزدیکی لاک پشتی بود و مجادله طاووس و کلاغ را شنید. سر از لاک خود بیرون آورد و گفت: ای یاران عزیز از این گفت و گوی بیهوده دست بردارید. خدای تعالی همه چیز را یک نفر به تنهایی نداده است. هر کس زیبایی خاص خود را داراست. هرکس به داده و داشته ی خود باید راضی و خشنود باشد.

با تصرف از بهارستان جامی

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۸ام آبان ۱۳۹۶
بازدید : 54424 بازدید

بازنویسی مثل نویسی با زبان خوش مار از سوراخ بیرون می آید

پایه۱۱ صفحه۳۲مثل نویسی  با زبان خوش مار از سوراخ بیرون می آید

بازنویسی ضرب المثل زبان خوش مار از سوراخ بیرون می آید

مقدمه: گاهی تمام تلاش خود را می کنیم، خودمان را به در و دیوار می کوبیم تا کاری به میل خودمان پیش برود. اما در اصل تنها می توان آن را به ساده ترین روش انجام داد! بدون هیچ دردسری.

تنه انشا: در این زمین گرد، در یک خانه ی روستایی کنار جنگل خانواده ایی زندگی می کردند که به علت فقر خانه ی آن ها پر از درز و سوراخ بود؛ اهالی خانه هر لحظه ترس آن را داشتند که مبادا از آن سوراخ ها ماری، موشی یا چیز دیگری وارد شود و آن ها  را از همان کلبه ی فقیرانه ی خود نیز بازدارد. از آن­جایی که ما آدم ها از هر چه که بترسیم همان بر سرمان می آید، در یکی از روزها ماری خوش خط و خال وارد خانه آن ها شد و در یکی از سوراخ های دیوار رفت. اهالی خانه بسیار ترسیدند و هر کدام به فکر چاره ایی برای بیرون کردن مار افتادند؛ یکی تکه چوبی برداشت و به درون سوراخ برد تا مار را از آن بترساند و  مار را بیرون بکشد، دیگری گیاه پونه آورد و در سوراخ انداخت که شاید مار که از پونه بدش می آید بیرون بیاید و دیگری سنگی برداشت و درون سوراخ انداخت اما هر چه کردند فایده ایی نداشت! خسته و مغموم گوشه ایی نشستند و دوباره به فکر چاره ایی افتادند. اما هر چه فکر کردند به هیچ راه حلی نرسیدند، بعد از گذشت ساعتی به صورت باورنکردنی مار از سوراخ بیرون آمد و از خانه رفت. آن ها بسیار مبهوت شده بودند که چطور هر کاری کردند مار بیرون نرفت اما زمانی که هیچ کاری برای بیرون کردنش انجام ندادن خودش از آن جا رفت.

از آن روز در بین مردم ماند و زبانزد شد که به زبان خودش مار از سوراخ بیرون می آید و الان بین ما نیز هم اینگونه ضرب المثل ها رایج است و ما استفاده می کنیم.

نتیجه گیری: هیچ چیز ناممکنی وجود ندارد. بعضی از آن ها نیاز به تلاش دارد و بعضی ها نیاز به صبر! صبر کردن در بعضی اوقات یکی از بزرگ ترین تلاش هایی است که برای ثمر رساندن کارها پیش گرفته می شود.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۴ام آبان ۱۳۹۶
بازدید : 80996 بازدید
سایر صفحات
کمک جو