انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

توضیح تصویر
موضوعات
ads

برنامه انشا باز

 مااز کل انشا های سایت رو در یک برنامه ساختیم و برای راحتی شما اون برنامه رو در کافه بازار وارد کردیم که با خیال راحا برنامه رو دانلود کنید

این برنامه یه هزینه درون پرداختی داره به خاطر  وقت و هزینه سرویس دهی به برنامه که مبلغ زیادی هم نیست

 در برنامه انشا باز ما همه انشا های

پایه هفتم

پایه هشتم

پایه نهم

پایه دهم

پایه یازدهم

پایه دوازدهم

 رو قرار دادیم که شما با راحت ترین روش ممکن به انشا ها دسترسی داشته باشد

 لینگ دانلود برنامه

https://cafebazaar.ir/app/ensha.m.kh/?l=fa

جهت دانلود در کافه بازار کلیک کنید

کلیک کنید

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۵ام مهر ۱۳۹۷
بازدید : 1734 بازدید

انشا در مورد توصیف برداشتن یک ظرف داغ پایه هشتم صفحه ۶۲

پایه هشتم برداشتن یک ظرف داغ صفحه۶۲

انشا با موضوع برداشتن یک ظرف داغ

مقدمه: انسان به صورت خودکار در مقابل بعضی از حوادث واکنش نشان می دهد مثل عقب بردن سر هنگام نزدیک شدن جسمی به آن و یا واکنش سریع هنگام تماس دست با جسم داغ و عقب راندن دست از جسم داغ.

تنه انشاء: گاهی در اثر سهل انگاری یا حواس پرتی ظرف داغی را برمی داریم و مغز به صورت خودکار دستور می دهد که دست از جسم داغ فاصله بگیرد اما زمانی که مجبور به حمل آن هستیم و شرایط انداختن ظرف داغ را نداریم در آن صورت پوست دست می سوزد و موجب آسیب به فرد و سوختگی آن می شود. شاید این حادثه برای خیلی از ما اتفاق افتاده باشد و تجربه های مشترک زیادی از چنین حادثه ایی داشته باشیم.

خود من در سال گذشته زمانی که مادرم به من  وظیفه ی مراقبت از غذا را سپرده بود زمانی برای چند لحظه حواسم پرت شد ،

وقتی متوجه شدم که غذا در حال سوختن بود و دود همه ی آشپزخانه را پر کرده بود، به سرعت به سمت ظرف غذا رفتم و با عجله ظرف غذا را بدون هیچ دستگیره یا پارچه ایی برداشتم درد و سوختنی تا مغز استخوانم رسید و از شدت سوزش ظرف غذا را رها کردم و همه ی غذا روی زمین پخش شد.

با آنکه دیگر غذایی نداشتیم و همه ی زحمت مادرم هدر رفت و او کلی زمان برای تمیز کردن آشپزخانه صرف کرد و همچنین دستم به شدت سوخت اما تنها نتیجه و درسی که برایم داشت این بود که هرگز دیگر با عجله و بدون فکر کاری را انجام ندهم زیرا کاری که با عجله انجام می گیرد

چیزی جز ضرر و آسیب به خود ما نمی رساند. با آنکه درد شدیدی را تجربه کردم اما یکی از درس های بزرگ زندگیم را از حادثه ی کوچک گرفتم.

نتیجه گیری: حادثه های کوچک گاهی می تواند درس های بزرگی به انسان بیاموزد مثل برداشتن ظرف داغ، شاید درد داشت اما در کنار آن درس بزرگی نیز به همراه داشت.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۵ام بهمن ۱۳۹۶
بازدید : 5331 بازدید

انشا در مورد نماز

انشای آزاد نماز

انشاء با موضوع نماز

حس خوب یعنی زمانی که دستانم را به سمتش دراز می کنم و می دانم که اگر دنیا و آدام هایش اگر غم ها و شادیهایش به من پشت کند باز او هست که دستانم را که با همه ی خواهش و التماس به سمتش دراز شده است بگیرد و دوباره و دوباره در لطفش را به رویم بازکند. چه کسی بالاتر از خدا و نمازی که تنها به شکرانه ی همه ی نعمت هایش زیر لب تکرار می شود تا در عوض این همه نعمت شکری کوچک گفته باشیم.

نماز همان حس خوب است که خداوند در قرآن کریمش و به واسطه ائمه مطهرش بارها و بارها تکرار کرده است تا با اجابت آن این حس خوب در ما جاری شود. خداوند هیچ گاه نیازمند نماز ما نیست اما توصیه ی شدیدی به آن کرده است و این توصیه برای ما انسان ها چیزی جز سود و منفعت به همراه ندارد. از همان وضویی که قبل از نماز می گیریم تا  به رعایت بهداشت و پاکیزگی در طول روز به فواید دیگر آن دست یابیم بر طبق مطالعات پزشکی اعمال وضو در پنج نوبت روز موجب بیرون راندن انرژی منفی از بدن و دوری از بسیاری از بیماری ها مانند فشار خون و .. می شود.

قسمت دیگر نماز که آیات قرآن در طول روز تکرار می شود تا یادآور شود هیچ معبودی جز خداوند نیست و برتر و بالاتر از خداوند کسی وجود ندارد تا برای او رکوع و سجود کنیم و سر تعظیم فرودآوریم و قبله ایی که به سمت آن سر بر زمین می گذاریم که آن نیز خود به دلیل جریان مغناطیسی زمین موجب وارد شدن انرژی مثبت به بدن می شود و موجب آرامش روح و روان،سبکی جان می شود و در نهایت دستانی که خالصانه در طول روز به سویش دراز می کنیم تا در ذهن ما حکاکی شود که نباید دست خواهش و کمک به سمت کسی جز پروردگار منان دراز کنیم زیرا او بهترین است چه برای گوش کردن حرف هایمان چه از خوشی ها و چه از ناخوشی و برای کمک رساندن به ما کسی جز او بالاتر نیست تا به ما کمک کند و دست ما را بگیرد.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۸ام دی ۱۳۹۶
بازدید : 1054 بازدید

انشا در مورد علم و دانش

انشای آزاد علم و دانش

انشا درمورد علم و دانش

مقدمه: در زندگی ما انسان ها بعضی از مسائل آموختن و یادگیری آن بسیار حیاتی و لازم است که علم و دانش یکی از دغدغه های مهم آن می باشد.

تنه انشا: زندگی را فرض کنیم که در آن نه علم باشد و نه دانشی، همه افراد بی سواد و نادان باشند و توانایی انجام هیچ کاری را نداشته باشند و زندگی تنها  در حد امرار معاش و زنده ماندن گذرد. در آن صورت دیگر نه ماشین ، یخچال،کامپیوتر و گوشی های موبایل و نه هیچ کدام از این وسایلی که امروز برای بهتر و راحت زندگی کردن ما وجود دارد اختراع و کشف نمی شد. هم چنان مردم زیادی با کوچکترین بیماری می مردند؛ زیرا که هیچ گونه پیشرفتی در پزشکی  و جراحی کسب نمی کردیم. انسان های باهوش همیشه در لحظه به لحظه ی زندگیشان سعی در آموزش و آموختن و پیشرفت و ترقی دارند زیرا که می داند هر چه علم انسان بالاتر باشد راه موفقیت او هموارتر خواهد بود و آسوده تر به هدف زندگیشان دست پیدا می کند. آموختن علم و دانش از همان لحظه ی تولد شروع پیدا می کند و تا لحظه مرگ ادامه دارد. زیرا انسان هر لحظه در حال آموختن می باشد، چه از نظر درسی و کتاب و اختراع و آزمایش و چه از نظر فراگیری تجربه و درس زندگی. آموختن علم و دانش فواید بسیار زیادی دارد، چه برای خود انسان و چه برای دیگران و این آموختن به او کمک می کند تا گام های زندگیش را با هدف و برنامه ریزی بردارد تا در نهایت به موفقیت های ذهنی و هدف وجودی خود دست پیدا کند و این موضوع اوج آرزوی بشری می باشد.

نتیجه گیری: ما به عنوان دانش آموز و ظیفه داریم در این مراحل زندگی که فرصت خواندن درس را داریم به نحو احسن از آن استفاده ی کامل را ببریم و با تصمیم درست و تعیین هدف درست گام های زندگی و پله های ترقی را طی کنیم تا در نهایت به آرامش ابدی و وجودی دست پیدا کنیم.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱ام آذر ۱۳۹۶
بازدید : 6230 بازدید

مثل نویسی چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی

مثل نویسی پایه ی یازدهم صفحه/۸۳   چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی

بازنویسی ضرب المثل در مورد چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی

در گذشته های دور در میان مردمی که هر کدام به تنهایی یک داستانی در زندگی دارند و می توان از سرگذشت زندگیشان یک کتاب نوشت پیرمردی سالخورده و دنیا دیده به همراه همسرش زندگی می کردند که از دار دنیا یک گاو داشتند  که زندگیشان را با آن می گذراندند. با شیر آن شام می خوردند، با پنیر آن صبحانه و با کره ی آن ناهار. زن خانه با گرفتن شیر و کارهای خانه روزش را سپری می کرد و مرد خانه با به چرا بردن گاو در دشت و تمییز کردن تهویله روزش را می گذراند. گذشت و گذشت تا رسید به روزی که مشتری دندان گردی برای گاو پیدا شد و به ازای مبلغ خوبی خواستار خرید گاو شد. پیرمرد نیز با یک تصمیم عجولانه گاو را فروخت تا به امید اینکه با به دست آوردن پول فروش گاو زندگیشان را بچرخاند.گاو را فروخت در حالی که پیرزن راضی به این کار نبوند. بعد از مدتی پول آنها به اتمام رسید در حالی که پیرمرد و پیرزن هیچ کاری در توان نداشتند که انجام دهد.

پیرمرد که از فروختن گاو بسیار پشیمان شده بود زیرا که به راحتی مایحتاج زندگیشان را بدون دغدغه و استرس فراهم می کرد و پیرزن که دیگر از این وضعیت خسته و شاکی شده بود با تشر به پیرمرد که تنها کارش افسوس خوردن بود گفت:چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی؟ پشیمانی سودی ندارد. برخیز و به دنبال کاری برو و ما را از این وضعیت نجات ده، با یک جا نشستن و زانوی غم بغل گرفتن هیچ کاری پیش نمی رود.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۳۰ام آبان ۱۳۹۶
بازدید : 43469 بازدید
سایر صفحات
توضیح تصویر . . . توضیح تصویر
اخبار سایت انشا