انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

توضیح تصویر
موضوعات
ads

انشا در مورد تابستان خود را چگونه گذراندید

تابستان خود را چگونه گذراندید؟

انشای آزاد در مورد تابستان خود را چگونه گذراندید

 تابستان با تمام خوشی­ها و دلتنگی­ هایش به اتمام رسید. لحظه­ های خوشی که با گشت و گذار گذشت. در ابتدای تابستان فراغت و آسایش بعد از پایان  مدرسه بود. و بعد از آن به مطالعه و به انجام سرگرمی پرداختم. به باشگاه رفتم و ورزش کردم. ورزش باعث سلامت جسم و روح می­شود. با دوستانم  در تابستان مشغول بازی شدم. گاهی با گوشی­ام بازی می­کردم. حتی به مسافرت در این ایام رفتیم. مسافرت ما به شهر زیبای اردبیل بود. اردبیل در شمال غربی ایران قرار دارد. شهر  ییلاق و چشمه­ های آب گرم. شهر مزارع زیبای گندم و سیب زمینی. دریاچه شورابیل در شهر اردبیل است . این دریاچه جزء مکان­های توریستی این شهر است که آدمیان گوناگونی از زبان­های مختلف را به خود جذب می­کند. در این دریاچه سرگرمی­های بسیاری نهفته است. سوار قو شدیم و در دریاچه به سیر و گردش پرداختیم. دوچرخه سواری، اسباب بازی و بسیاری دیگر از سرگرمی­ های شورابیل است. با خانواده، لحظه­های خوشی گذشت. در تابستان به کتابخانه رفتم و ثبت نام کردم و به مطالعه کتب متعددی پرداختم. رمان­های قشنگی خواندم و از شعر، شعرای زیبایی چون خیام و فردوسی بهره بردم. تابستان با تمام لحظه­ های شیرینش گذشت اما برای من بسیار دلنشین گذشت. هر چند بسیار زود گذشت، با این وجود در انتظار تابستان بعد هستم تا با خوشی­ هایش بازگردد و آن آرامشی که با خانواده گذشت دوباره تکرار شود

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۸ام مهر ۱۳۹۶
بازدید : 4723 بازدید

انشا در مورد تصویرذهنی خود در یک فضاپیما

تصویرذهنی خود در یک فضاپیماصفحه/۲۴

انشا در مورد تصویرذهنی خود در یک فضاپیما

همه جا را سکوت فراگرفته است. انگار کسی نیست اطراف را می­نگرم، جویای صدایی آشنا یا حتی گیاهی هستم. اما انگار تنهای تنهایم. من در فضاپیمایی­ام که روی کره­ی ماه قرار گرفته است. ماه نیمی از آن تاریک و نیمی دیگر روشن است، سوراخ­های ماه مانند سوراخ­های تک بزرگی از پنیر است که فضاپیما بر آن جای گرفته است. کم­ کم آماده می­شوم تا بتوانم ماه را بیشتر ببینم. از فضاپیما بیرون می­روم، در کره­ی سرد ماه قدم می­گذارم. نیمه­ی روشن ماه، رو به خورشید است و نور خود را از خورشید می­گیرد،

حتی می­توانم روی کره­ی ماه، زمین را ببینم. چقدر از دور زمین کوچک و زیباست. دلم تنگ شده است. دور و اطرافم را سنگ­ها فراگرفته­اند. لباسم بسیار سنگین است. اما نمی­توانم از آن خلاص شوم کاش گلی در این حوالی بود. همچنان قدم می­زنم تا این کره را در نگاهی بگذرانم. ماه کره­ای مدور و زیباست که شب­ها نوری بر زمین می­تابد. هر چند نور خود را از خورشید می­گیرد، اما در نبودن خورشید، شب تیره و تار را بر ما روشن می­کند. اما نیمه تاریک ماه که به دور از خورشید است سرد و سخت است.

طرف تاریک ماه بسیار ترسناک است حالا دیگر باید به فضاپیما باز گردم، وقتی که به فضاپیما بازمی­گردم دوباره با تنهایی خود روبه رو می­شوم، بیرون خلوتی حزن­انگیز فضا را آکنده است. در داخل فضاپیما باز به صفحه چراغ­های روشن خیره می­شوم. و امید دارم که به زمین بازگردم. آری به راستی دلم برای سرزمینم و خانواده­ام بسیار تنگ شده است. در گوشه­ای از فضاپیما به عکس خانواده­ام تنها چیزی که دارم خیره می­شوم و درعالم رویا آن­ها در جلوی چشمانم تصور می­کنم

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۷ام مهر ۱۳۹۶
بازدید : 8833 بازدید

انشا در مورد پرواز بدون بال

پایه ی نهم-درس ششم-صفحه ی ۸۱-پرواز بدون بال

انشاء با موضوع پرواز بدون بال

مقدمه:گاهی ماادم ا رزوهایی داریم که براورده شدنشان تنها در حد یک ارزو می ماندوهمیشه انسان در تلاش است که ارزوهای کودکی اش را به حقیقت تبدیل کنندمانندپرواز.

متن انشا :اکنون با پیشرفت علم و فناوری،انسان توانسته است که درلابه لای ابرها پرواز کندومناظرزیبای طبیعت راازبالا به پایین تماشاکنندوازجایی به جای دیگرحرکت کنندمثل پرواز با هلیکوپتر یا هواپیما و چترها و جت ها که این خودش می شود پرواز بدون بال.اماتابکنوننتوانسته اندچیزی کشف کنندکه به وسیله ی پر و بال انسان مانندپرندگان در اسمان به مدت زمان زیادی اوج بگیرند و پروازکنند.

همین خوشحالی زیاد،این پیشرفت های فرهنگی و علمی می تواندانسان را بدون بال به اوج اسمان ببردومانند پرنده ایی پرسرعت درمسیرپیشرفت و ترقی پروازکنندو مرتبه های افتخارو سربلندی را کسب کنند.

ازگذشتگان خیلی دورتا بکنون انسان های زیادی در عرصه پرواز تلاش نموده اندوافتخارهای زیادی رانیزکسب کرده اندبه امیدروزی که انسان به معنای واقعی پروازکنندو همچون پرندگان دراسمان اوج بگیرند.

نتیجه گیری:پروازتنهابا بال و پر امکان پذیرنیس بلکه روش ها و شیوه های دیگررا نیز وجودداردکه با پیشرفت علم و فناوری به مرور زمان امکان پذیرمی شود.هرچندکه هم اکنون نیزما انسان ها می توانیم بدون بال در اسمان اوج بگیریم و ابر هارا از نزدیک ببینیم وجهان را زیرپای خودحس کنیم.مانندپروازدر هواپیما

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۷ام مهر ۱۳۹۶
بازدید : 20327 بازدید

انشا در مورد نوجوانی

پایه نهم-درس ششم-صفحه ی ۸۱-موضوع:نوجوانی

انشاء با موضوع  نوجوانی

مقدمه:درطول زندگی ماانسان ها دوران نوجوانی یکی از دوران های سخت و شکل دهنده ی شخصیت و وجود هرفردمی باشند.

متن انشا :همانطورکه گفته شددوران نوجوانی یکی از شکل دهنده ترین قسمت از زندگی است که بنیه و ریشه ی یک انسان ها تشکیل داده می شود که در ان دوران فرد چشم به جهانی تازه بازمی کندوباحقایق جدیدو احساسات نو و قیافه و تعقیرات جدیدی رو برو می شوند،که این تعقیرات شامل احساسات عاطفی به جنس مخالف نیز می باشدکه به دلیل تجربهنداشتن وتازه واردشدن به این دوران،دچارلغزش واشتباه می شوندکه نیاز به کمک گیری از خانواده یعنی پدرومادر که اولین معلم و درس دهنده به فرزندان خودهستدو تجربیات خودرابهترمی توانند در اختیار فرزندان خود قرار دهندوهمچنین مشاورهانیزتاثیرزیادی درکمک دهی به این نوجوانان دارند.

دردوران نوجوانی افراد رشته ی تحصیلی خود را انتخاب می کنند تا دانشگاه و شغل خودراباعلاقه و استعداد درونی ادامه دهندو اینده یخودرا شکل دهند.خیلی ها ازانتخاب خود راضی و خشنود می شوند ونقش درست خود را در جامعه پیدامی کنند وگاهی دراین مسیر،خیلی از نوجوانان راه غلط را انتخاب می کنند و پا در مسیر اعتیادو بی بندو باری می گذارندودرس و مدرسه ی خودرا ترک می کنندو اینده ی خود راتباه می کنندو چندی بعدچیزی جز حسرت برایشان باقی نمی ماندو هرگز نمی توانند به گذشته بازگردندو اشتباه خودرا اصلاح کنندو ان موقع متوجه می شوندکه درس چقداهمیت دارد تااینده ی خودرا تضمین کنند.

نتیجه گیری:بااینکه هریک از دوران از زندگی از جمله کودکی و نوجوانی و جوانی و میانسالی و پیری حائزاهمیت است و نقش بسزایی داردو هرکدام شکل دهنده ی شخصیت ما می باشنداما نوجوانی پررنگ ترین دوران زندگی می باشد

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۷ام مهر ۱۳۹۶
بازدید : 24968 بازدید

انشا در مورد خانه

پایه ی هفتم-درس سوم-صفحه ی ۴۲-موضوع:خانه

انشاء با موضوع خانه کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

مقدمه:دراین سقف بزرگ که در هرثانیه اش نفسی می میمیرد و نفسی می اید بایدکه جایی باشدتابا خیال راحت و دلی اسوده روزهای زندگی را سپری کنیم و برگ جدیدی اززندگی را ورق بزنیم،به اسم خانه…

متن انشا : اگرخانه را معنی کنیم می شود سقفی بالای سرمان تامحفوظ باشیم از اسمان بزرگ که گاهی از سرخشم سرما وطوفان و سیل نازل می کند و گاهی ازسرعشق باران و برکت!چرامی گوییم گاهی!زیراکه زمانی ماخانه ایی داریم باسقفی بلندودیوارهای سنگی و جایی گرم و نرم تاازسرماو طوفان در امان باشیمو.اسیبی به مانرسدمی توان معنی کرداسمان برایم برکت نازل کرده است.امازمانی که درگوشه ایی ازدنیا روی یک تکه ی کاغذیا کارتن درکوچه وخیابان که تنهاسقف بالای سرمان اسمان است و ازفقرو تنگدستی اشیانه ایی جزان نداریم می شودخشم!و چرا خشم!خشم خدابرای این ناعدالتی بین بندگانش…..

عده ایی خانه های مرفح و بزرگ دارندو عده ایی زیرپایشان فرشی ژنده و پاره…

خانه یعنی جایی  که دران ارامش روح و جان برقراراست به همراه خانواده و مهرو علاقه به یکدیگر…خانه یعنی دورهم بنشینیم با دلی گرم و. خوش غذایی بخوریم و از کارو بار و یار سخن بگوییم وکنارهم بخندیم و گریه کنیم ودرکنارهم و پشت هم قدم برداریم و مسیرزندگی را سپری کنیم.خانه یعنی جایی که با دلی اسوده سربربالین بگذاریم و بادلی خوش سرازبالش برداریم….

خانه یعنی همان دستان پرمهرپدرو مادرم که مرا در اغوش می گیرند و همچون سپری از من مراقبت می کنند.

نتیجه گیری:خانه یعنی جایی که من باعشق و ارامش و دلی خوش ومهربان چشم به دنیابازمی کنم و از دنیا می بندیم واین چقدرخوب می شد که همیشه یادم باشدیکی هست که می توان باکارهرچندکوچک من شاد شودو کمکی کرده باشیم.پس یادمان باشدهمیشه به کسانی که ازماپایین ترهستند وبه کمک مانیاز دارندکمک می کنیم و دل انها راهرچندکوچک شادکنیم

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۷ام مهر ۱۳۹۶
بازدید : 119071 بازدید
سایر صفحات
توضیح تصویر
کمک جو