انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

توضیح تصویر
موضوعات
ads

درباره کاروانسرایی با دوستان خود تحقیق کنید

فعالیت ۴ کتاب انسان و محیط زیست پایه یازدهم

درباره کاروانسرایی با دوستان خود تحقیق کنید

کاروانسرا ترکیبی است از کاروان(کاربان) به معنی گروهی مسافر که گروهی سفر می کنند و سرای  به معنی خانه و مکان. هر دو واژه برگرفته از زبان پهلوی است.

ساده تر از همه چنین می توان گفت که کاروانسرا ساختمانی است که کاروان  را در خود جای می دهد و بزرگترین نوع  ساختمان های اسلامی است. پلان آن معمولا مربع  یا مستطیل شکل است. با یک ورودی بر جسته عظیم و بلند، معمولا ساده و بدون نقش، با دیوارهایی که  گاهی اوقات بادگیرهایی در انتهای آن تعبیه شده است. دالان با طاق قوسی  که ما بین ورودی و حیاط داخلی قرار گرفته است ، فضای کافی را برای جا دادن حیوانات بارکش فراهم ساخته  است. بر روی سکوی برآمده ای که در پیرامون  این حیاط قرار گرفته است.

طاقگان هایی واقع شده اند که نمای  داخلی را مفصل  بندی می کنند. در پشت آنها حجره های کوچکی برای منزل دادن مسافران ساخته شده است. . در کاروانسراهای  دو طبقه ، از حجره های پایینی برای انبار کردن  کالاها و از حجره های بالایی برای منزل دادن  مسافران استفاده می شد.

پر رونق ترین دوره احداث و مرمت کاروانسراها را می توان دوره صفویه دانست. در این دوران بود که شاه عباس یکم با توجه به تدبر خود، تصمیم به بازسازی و احیای جاده ابریشم نمود و یکی از الزامات این  کار را احیای کاروانسراها می دانست. پژوهشگران همین موضوع را یکی از دلایل اشتهار بیشتر کاروانسراها به  کاروانسرای شاه عباسی  می دانند. هرچند که ممکن است آن  کاروانسرا بازسازی شده کاروانسراهای  پیش از صفویه باشد. از جمله کاروانسراهایی که در دوره صفویه ایجاد شده است. می توان کاروانسرای شاه عباسی کرج را  نام برد که این کاروانسرا در زمان شاه سلیمان صفوی و بین سال های ۱۰۷۸ تا ۱۱۰۹ احداث گردیده است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۲ام فروردین ۱۳۹۸
بازدید : 122 بازدید

چگونه ضمن برگزاری روز طبیعت کمترین آسیب را به محیط وارد نمود

چگونه ضمن برگزاری روز طبیعت سیزده به دری شاد و خاطره انگیز کمترین آسیب را به محیط زیست وارد نمود؟

در روز طبیعت و در سیزده به در می توانیم با آسیب نرساندن به طبیعت زیبا  و با روش های مختلفی می توانیم  روز شاد و خاطره انگیزی داشته باشیم مثلا روشن نکردن آتش، شکار نکردن پرندگان

نسوزاندن بوته ها، ننوشتن  یادگاری بر پوست درختان، نریختن زباله و  فاضلاب در محیط و یا خاموش کردن آتش بعد از آن که کارمان با آتش  تمام می شود نشکستن شاخه درختان و خلاصه احترام به طبیعت و دوست داشتن طبیعت و…

مطلب مرتبط:

روز طبیعت (سیزده‌به‌در) سنت ایرانیان باستان به مناسبت پیروزی ایزد باران بر دیو خشکسالی اَپوش می‌باشد؛ و از قبل از اشو زرتشت مرسوم بوده چنان‌که در کتاب «از نوروز تا نوروز» پژوهش و نگارش آقای کوروش نیکنام  آمده.

«سیزدهم روز از ماه فروردین، تیر یا تِشتَر نام دارد. ایزد تیر یا تشترکه در اوستا، یَشتی هم به نام آن وجود دارد ایزد باران است و در باور پیشینیان پیش از آشو زرتشت برای این که ایزد باران در سال جدید پیروز شود و دیو خشکسالی نابود گردد باید مردمان در نیایش روز تیر ایزد از این ایزد یاد کنند و از او در خواست باریدن باران نمایند.

در ایران باستان پس از برگزاری مراسم نوروزی سیزدهم که به ایزد باران تعلق داشت مردم به دشت و صحرا و کنار جویبارها می‌رفتند و به شادی و پایکوبی می‌پرداختند و آرزوی بارش باران را از خداوند می‌نمودند

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۲ام فروردین ۱۳۹۸
بازدید : 116 بازدید

انشاء مقایسه آدم دروغگو و راستگو در آینه پایه دهم

انشاء مقایسه ی 

پایه دهم

مقدمه:

ذات آدمی به مرور زمان بر چهره او تاثیر می گذارد، اگر راستین است او را زیبا نشان می دهد و اگر دروغین باشد او را زشت در این بین این آینه است که هر چه را که می بیند عینا نشان می دهد.

تنه انشاء:

آینه همچون آبی زلال است. همانقدر شفاف و همانقدر زیبا که نتیجه ی انعکاس چهره است. آینه یکی از وسیله هایی است که روزانه، بارها به سراغش می رویم و خود را در آن نگاه می کنیم. زیرا اطمینان داریم هر چه را که آینه نشان دهد،تصویر حقیقی است و در آن هیچ پنهان کاری وجود ندارد. درست مثل انسانی صاف و ساده که هر چه که درونش است

به نمایش می گذارد. اما آدم دروغگو همیشه نقابی به صورت دارد. آن چیزی که نشان می دهد نیست و دائما در حال دروغ گفتن است و هر لحظه در حال رنگ عوض کردن است. نه از کارهایش سر در می آوریم و نه حرف هایش با اعمالش مطابقت دارد. او هر روز نسبت به روز قبل، رویش سیاه و کدرتر می شود.

در حالی که آینه برای همیشه روشن و صاف و زلال است. نه رنگ می بازد و نه تغییر می کند.آینه تجلی گر خوبی ها و نیکی هاست، در حالی که آدم دروغگو تنها نمایانگر بدی ها و زشتی هاست! این دو، دو قطب ناهماهنگ اند. و قیاس مقایسه ایشان راستین و دروغین است.

نتیجه گیری:

بعضی از آدم ها ظاهرشان با باطنشان مطابقت دارد و هر چه در صورتشان دیده می شود در سیرتشان هم وجود دارد مثل آینه! اما عده ایی دیگر رنگ باخته اند و در هر لحظه تغییر جهت می دهند. به دنبال آن تبدیل به چهره ی منفور و سیاه گشته اند. همچون آینه ای شدن سخت است اما آینه ایی ماندن از آن سخت تر است. به امید روزی که همه همچون آینه روشن باشند.

منبع: سایت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۳ام فروردین ۱۳۹۸
بازدید : 608 بازدید

انشاء آزاد درباره کسب مهارت

انشاء آزاد با موضوع کسب مهارت

مهارت ها جوهره ی وجودی آدمیزادند. آدم ها با مهارت هایشان زندگی را به کام خود شیرین تر و مسیر زندگی را هموارتر می سازند. انسان باهوش با ارده و پشتکار فراوان در زندگی پیش می رود و مهارت های متعددی را در بر می گیرند تا اینگونه علاوه بر لذت بردن از آن، استعدادها و توانایی های خود را درخشان سازد.

اگر کسب این مهارت ها از همان کودکی شکل گیرد، راه آسان تر خواهد شد یا درصد یادگیری و فراگیری نیز به دنبال آن بیشتر خواهند شد. من نیز از همان کودکی در میان بازی با مدادرنگی ها و تیله های گرد و مرواریدی دریافتم که هنر تنها رشته ایی است که در آن می درخشم، دلم برای دست یابی هر چه بیشتر آن می تپد و دست هایم در جستجوی آن در تکاپوست.

از اینکه روی تابلوی نقاشی که سفیدیش همچون برف یکدست است، رنگ می پاشم و به آن جانی دوباره می بخشم، عشق سرتاسر وجودم را سرشار می کند و من روزی هزار بار از آفریدن و خلق کردن یک تابلوی نقاشی که می دانم جزء جزء آن با دست های من شکل داده شده دلم سرمست می شود و لبالب شور و شوق قلبم را احاطه می کند،

به طوری که برای خلقت تابلویی دیگر همچون کودکی نوپا که تازه قلم به دست می گیرد می خندم! آدمی از آنکه هنری برای ارائه داشته باشد و دیگران با دیدنش تحسینش کنند. جانی دوباره می گیرد و برای پیشرفت و به اوج کشاندن خود همچون پرنده ایی بال های خود را بیشتر و با قدرت تر می گشاید تا زودتر به اوج دست یابد.

زینت بخش به تابلو همان قدر شیرین است که زینت بخش دست ها و انگشتان ظریف زن ها که به تنهایی یکی از زیباترین خلقت های مخلوق هستند، شیرین است من از ساختن دستبندهای رنگی که زینت بخش زن هاست هم لذت می بریم وقتی مرواریدها را یک به یک در کنارهم می چینم،

درست یادم آید آن نورهایی را که در گوشه ایی از خانه با تیله های رنگیم به بازی می نشستم و همان قدر به اندازه ی الان از دیدنش دلم قنج می رود یا وقتی که زنی چهل ساله را با پوشیدن دستبندهای رنگیم همچون نوجوانی نونهال شاد می شود و از ته دل می خندد به خود و مهارت های خود افتخار می کنم و زمینه ایی را در وجودم فراهم می کند که برای بهترشدن و بهتر عرضه دادن به دیگران هم که شده در کسب مهارت ها و مدارک متنوع دیگر، کوشا باشم.

در کنار همه ی این مهارت ها در کسب مدرک زبان انگلیسی نیز پیش قدم بوده و در یادگیری آن در کنار درس و دانشگاه و کتاب های غیر درسی و آشپزی نیز می پردازم و در آینده هم در گرفتن مدارک بالاتر تحصیلی و مهارتی نیز برنامه ریزی کرده ام و با هرچه بالاتر رفتن و نزدیک تر شدن به اهداف از پیش تعیین شده ی خود، اهداف بزرگ تر را نیز در گوشه ذهن پرورش می دهم تا بلافاصله بعد از گذراندن این مرحله، وارد مرحله ی جدیدتری در زندگی خود شوم.

زیرا می دانم که ایستادن در فراز آسمان چیزی جز سقوط به دنبال ندارد. باید اوج گرفت تا با خیال راحت در کرانه ی آسمان در لابه لای ابرهای سفید، آزاد و رها همچون پر همراه با ابرها و نسیم بهاری از این سو به آن سو بروم زیرا می دانم که فراز آسمان ها امن ترین جایگاهیست برای  به آرامش رسیدن.

منبع: سابت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲ام فروردین ۱۳۹۸
بازدید : 197 بازدید

مثل نویسی تهی پای رفتن به از کفش تنگ پایه دهم صفحه ۱۲۲

پایه دهم مثل نویسی صفحه۱۲۲تهی پای رفتن به از کفش تنگ

مقدمه:

شرایط، ایجاب کننده و ادامه دهنده ی مسیرهای زندگی است که گاه انسان روش های سخت اما درست را یا گاهی دیگر، آسان اما نادرست را برمی گزیند.

تنه انشاء:

ظرفیت انسان ها به اندازه ی لباسی است که به تن می کنند، غذایی است که میل می کنند و یا کفشی است که می پوشند. عده ایی هستند که یا از سر زیاده خواهی یا طمع، چیزی را که متناسب و اندازه ی آن ها نیست، اصرار به پوشیدن یا داشتننش می کنند .

تاکنون افرادی را که لباس گشاد به تن دارند یا کفش تنگ می پوشیده اند را دیده اید؟! قیافه ی مضحکی پیدا خواهند کرد و توان راه رفتن را از خود سلب می کنند. آنقدر سخت می گذرد که در میانه ی راه می ایستد و ترجیح می دهند کفش از پا بیرون آورند و تهی پا به ادامه مسیر ادامه دهند.

گاهی نداشتن بعضی چیزها بیشتر مایه عذاب است تا رفاه و آسایش زیرا کفش تنگ تنها موجب زخم شدن پاها می شود به طوری که دیگر توان پیمودن ادامه ی راه را ندارید اما ممکن است با پای پیاده تنها پاهایت خاکی شود. بنابراین نداشتن بعضی چیزها که تنها موجب آزار رساندن به ما می شود، بهتر است از داشتنش

در زندگی حقیقی ما نیز گاهی حسرت نداشتن چیزهایی را می خوریم اما همین که به آن دست پیدا کنیم با خود نداشتن را آرزو می کنیم. تصور کنید در حسرت کفش گران قیمت و زینتی، پشت ویترین مغازه ایی هستید

کلی برای داشتنش تلاش می کنید و پول هفتگی را خرج می کنید اما همین که می خرید دائما نگران خراب شدن یا خاکی شدن یا زخم پاهایتان می شوید، نه لذتی و نه سودی از داشتنش می برید بلکه تنها چیزی که عایدتان می شود حسرت است.

نتیجه گیری:

نداشتن گاهی بهتر است از چیزهایی که نه تنها چیزی عایدت نمی کنند بلکه به جان و مالتان ضربه وارد می کند و آنگاه است که ترجیح می دهید که تهی پای بهتر است از کفش تنگ.

مننبع: سایت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱ام فروردین ۱۳۹۸
بازدید : 1149 بازدید
سایر صفحات
توضیح تصویر
کمک جو