انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

توضیح تصویر
موضوعات
ads

انشا به روش جانشین سازی پروانه پایه دهم

انشا پایه دهم به روش جانشین سازی با موضوع پروانه

انشا پایه دهم صفحه ۸۰ جانشین سازی

پایه دهم  صفحه ی ۸۰  به کارگیری روش جانشین سازی  پروانه

مقدمه:هر بار که چشمانمان را می بندیم می توانیم خود را در قالب شی یا کسی دیگر تصور کنیم . گاهی یک سنگ ریزه و یا گاهی یک پروانه.

بال می زنم و پرواز می کنم از لابه لای برگ های سبز رنگ و درختان بزرگ و بلند تا برسم به قرار عاشقانه با گل ها همان گل هایی که عطرش مست می کند و رنگش نوازش می کند روحم را. گل هایی که رنگا رنگ اند و همچون سفره ایی خوش رنگ و لعاب بر زمین پهن شده تا من را به نشستن بر روی گلبرگ هایش دعوت کند تا از شیره ی خوشمزه اش گلویی تازه کنم و دوباره بال بزنم و بروم به سمت و سویی دیگر. می روم به سمت دریاچه ی زیبای جنگل تا هم آبی بنوشم و هم در آب ذلالش که هم چون آیینه ایی شفاف است تصویرم را ببینم و دوباره و دوباره از پرهای رنگارنگم با خال های ریز و درشت رویش دیدن کنم و باز دوباره حض کنم و از پروردگارم برای  این همه زیبایی و دقت که بر روی بال هایم نقاشی کرده است سپاس گزارم.

شکر بگویم برای روزهایی که کرم بودم و در پیله ی خود پروانه ایی شدم تا پرواز کنم و دنیایی را که از زمین دیده بودم این بار از آسمان ببینم. دو دنیای  مختلف با دو تصویر متفاوت. من پروانه ام، همانند خیلی های دیگر می خندم، گریه می کنم، عاشق می شوم و با دوستان خود بازی می کنم و در نهایت می میرم. ما پروانه ها دنیا را زیباتر می بینیم. زیرا که دو بار  متولد شده ایم. یک بار به عنوان کرم و بار دیگر به عنوان پروانه.  پروانه بودن بال می خواهد تنها دو چشم بینا می خواهد تا دنیا را زیباتر ببینیم. پروانه بودن کار هر کسی نیست. پروانه بودن دل پاک و مهربان می خواهد.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۴ام آبان ۱۳۹۶
بازدید : 22098 بازدید

بازنویسی حکایت یکی از حکما شنیدم که می گفت

پایه ی دهم-صفحه ی ۷۱-حکایت نگاری

بازنویسی حکایت پایه دهم صفحه ۷۱

«یکی از حکما شنیدم که می گفت:هرگز کسی را به جهل خویش اقرار نکرده است،مگر ان کسی که چون دیگری در سخن باشد.هم چنان نا تمام گفته،سخن اغاز کند.

سخن را سر است ای خردمند و بن      میاور سخن در میان سخن

خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش          نگوید سخن تا نبیند خموش

اززبان یکی از حکما (دانشمندان)شنیده ام که می گفت:هرگز کسی را ندیده ام که با زبان خودش جهل و نادانی خود را اقرار کرده باشد مگر اینکه زمانی که دیگری در حال سخن گفتن باشد .و هنوز سخنش به اتمام نرسیده باشد کسی  به میان سخن ان بیاید و سخن ان را قطع کند.

از زمان های قدیم چه در مکتب  و چه در مدرسه و چه در خانه همیشه به ما گفته اند که در میان  حرف و کلام کسی حرف نزنید و سخن ان را قطع نکنید زیرا این یک نوع بی ادبی است و توهینی برای طرف مقابل به حساب می اید.

معنی و مفهوم شعر:سخن کسی که در حال بیان است مهم ای ادم خردمند و با ریشه(حالت طعنه)و نباید در میان سخن کسی سخن بگویی خداوند با تدبیر و فرهنگ و هوش  هرگز سخن نمی گوید مگر اینکه طرف مقابل را خاموش۰(بدون حرف) ببیند .یعنی ای ادم نادان سخن کسی را قطع نکن زیرا که خداوند با ان همه بزرگی و هوش و تدبیزکه از همه چیز و همه کس بالاتراست نیز حتی زمانی که سخن می گوید که طرف مقابل حرف نمی زندو کلام کسی را قطع نکنیم زیرا که چنین کسی تنها جاهلیت خود را نشان می دهد و علاوه براین بهتر است که  پرحرف و زیاده گو نباشیم و اگر خواستیم حرفی بزنیم قبل از گفتن به حرف خود فکر کنیم و عاقبت حرف خود بیندایشیم. (بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۳ام آبان ۱۳۹۶
بازدید : 22464 بازدید

انشا پایه نهم در مورد شانس

شانس – پایه ی نهم – درس اول – صفحه ی  ۲۱

انشا با موضوع شانس

مقدمه:خیلی از ما آدم ها  به کلمه ایی به اسم شانس در زندگی اعتقاد داریم و خیلی از ما ادم ها ان را تنه تصورات ذهنی خود می پنداریم و ان را تنها یک اسم تلقی می کنیم.

تنه ی انشا:همیشه گفته اند شانس تنها یک بار در خانه را می کوبد،این خود ما هستیم که با انتخاب ان خود را خوشبخت می کنیم و با رد ان فرصت های خوب را از دست می دهیم.شانس همان معنی فرصت را می دهد زیرا که در زندگی ما فرصت های خوب و عالی کمی رو به رویمان قرار می گیرد و ما باید با بیشترین دقت ان را انتخا ب کنیم و ان را از دست ندهیم.اما همه ی این فرصت ها یک ریسک بزرگ نیز بهحساب می آیند زیرا که اگر در ان درست پیش برویم ،اصطلاحا خوش شانسی اوردیم اما تنها یک لغزش و یک اشتباه کوچک در ان موجب بد شانسی میز شود و امکان دارد با همین اتفاق کل زندگیمان  را از دست بدهیم.شانس خوب یا شانس بد داشتن تنها تصورذهنی اشتباهی است که در ذهن خیلی از ما انسان ها وجود دارد.انسان همیشه می تواند خوش شانس باشد و این تنها به هوش و درایت خود  او  بستگی دارد که کدام یک از فرصت ای زندگی را هوشمندانه انتخاب کند و در ان پیش برود.انسانی همیشه بدشانس است که فرصت های زندگیش را دائم  و پشت سرهم از دست بدهد و به امید فردا هایی بهتر زندگی کند.همین فرصت ها هستند که فردای ما را رقم می زنند. با یکجا نشستن و تلاش نکردن قطعاً بد شانس ترین انسان روی کره ی زمین می شویم.

نتیجه گیری:زندگی فراز و نشیب های زیادی دارد. کسی در این زندگی موفق خواهد بود که از این فراز و نشیب ها درس و تجربه بگیرد و در مسیر زندگی گام بردارد.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۱ام آبان ۱۳۹۶
بازدید : 37433 بازدید

انشا ذهنی در مورد ادم فضایی


آدم فضایی-پایه ی نهم-صفحه ی ۲۱-درس یکم

انشا آزاد با موضوع آدم فضایی

مقدمه:همه ی ما بچه ها همیشه در کودکی آرزوی دیدن ادم فضایی را داشته ایم و شاید هم چنان داریم.گاهی انقد مشتاق این موضوع هستیم که در خواب و رویا آن ذا می بینیم…

تنه ی انشا:من همیشه در آرزوهایم دیدن ادم فضایی بوده و شب ها لب پنجره ی اتاق می نشستم و به آسمان سیاه و ستاره های چشمک زن نگاه می کردم و از همان جا با آدم فضایی ها صحبت می کردم.همیشه می گفتم که چرا من را به پیش خود نمی برید؟!

همیشه در کتاب های داستان کودکیم ادم فضایی ها را مانند موجودات عجیب و غریب معرفی کرده اند و من در تصوراتم ان ها را مانند موجوداتی سبز رنگ با سه چشم بزرگ و قدهای کوتاه می دانستم..در همین شب هایی که باز هم با آدم فضایی ها حرف می زدم لب پنجره ی اتاق به خواب می رفتم و در خواب ،خود را در حجایی پر از چاله دیدم که پر بود از صخره ها و پستی بلندی ها ..ناگهانهمان موجود سبز رنگتصوراتم را در واقعیت دیدمکه به سمت من می اید و با زبان عجیب و غریب خود با من حرف می زند.من در /ان لحظه بسیار خوشحال بودم که در نهایت به آرزویم رسیده ام،اما در همین حین از خواب پریدم و خود را لب پنجره ی اتاق دیدم ..درست است که از این موضوع و این رویا سال ها می گذرد اما من هم چنان بعداز سال ها که به آن رویا فکر می کنم لبخند بر لب هایم می نشیند و در چشمانم ستاره ها دوباره چشمک می زنند.

نتیجه گیری:هیچ آرزویی دست نیافتنی نیست..بلکه این خود ما هستیم که بافکر های اشتباه آن ها را غیر ممکن می دانیم.این ارزو ها چه در رویا و چه در واقعیت ،رسیدنشان حقیقت دارد تنها کمی تلاش و انگیزه می خواهد….

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۰ام آبان ۱۳۹۶
بازدید : 25761 بازدید

انشا پایه هفتم درمورد کلاغ

پایه ی هفتم-کلاغ  -درس سوم – صفحه ی ۴۲

انشا با موضوع کلاغ

مقدمه:ما در دنیا حیواناتی داریم که هرکدام نشانه  و نمایانگر یک موضوع است که از گذشتگان دور با آن شناخته و معروف شده است.

تنه ی انشا:از زمانی که به یاد داریم همیشه گفته اند شیر سلطان جنگل است،پرنده ی هما نشانه ی خوشبختی است و مار نشانه ی دشمنی و کلاغ نشانه ی بد شگومی است.کلاغ در اسطوره  های قدیمی و گذشته ی ما پرنده ایی مقدس به شمار می رفته اما با مرور زمان این عقیده تعقیر پیدا کرد و کلاغ را نشانه ی بدبیاری و بدشانسی نامیده اند و تنها علت آن  صدای ناهنجار کلاغ بود و لباس سراسراز سیاهی او،که می گفتند ما در هنگام عزاداری و غم و ناراحتی لباس سیاه بر تن می کنیم و کلاغ نیز همیشه لباس سیاه بر تن دارد.زمانی که در هنگام انجام کاری صدای قار قار کلاغ به گوش برسد می گویند که باید در این کار بیشتر دقت کرد زیرا که کلاغ به ما اخطار داده است و باید در انجام این کار بیشتر مکس کنیم و آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم تااز نتیجه ی کار خشنود باشیم ،اما بیاییم به جنبه ی مثبت این موضوع توجه کنیم و کلاغ را مانند آژیر خطری بدانیم که به ما یاداور می شود که قبل تصمیم گیری و انجام کاری آن را بیشتر مورد تجزیه و تحلیل و آزمایش قرار دهیم و همانطور قبل از حرف زدن نیز به آن فکر کنیم و آن را بالا و پایین کنیم تا در نهایت از گفته ی خود پشیمان نشویم.

نتیجه گیری:زندگی به نوع نگاه ما بستگی دارد اگر با عینک بدبینی به آن نگاه کنیم همه چیز برایمان تیره و تار می شود اما اگر با عینک خوش بینی به دنیا و زندگی نگاه کنیم همه چیز برایمان زیبا و روشن می شود…

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۰ام آبان ۱۳۹۶
بازدید : 37086 بازدید
سایر صفحات
توضیح تصویر
کمک جو