انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

ads
موضوعات

انشاپایه ی هفتم صفحه ۲۳آنچه درتصویرزیرمی بینیدبنویسید

پایه ی هفتم-صفحه ی ۲۳-انچه درتصویرزیرمی بینیدبنویسید…..

مقدمه:درشهرستانهاو روستاهای کشورعزیزمان ایران که دارای اب و هوای مناسب است ،مردم به کارکشت و کاردرمزارع و زمین های کشاورزی مشغول می باشند.

متن انشا: انچه درتصویرزیرمی بینیم شامل یک خانه ی روستایی باصفا که با سنگ و کلوخه ساخته شده است به همراه پنجره ایی چوبی که رو به مناظرو کوه و درختان زیبا که مطمعنآدارای اب وهوای بسیارپاک و مناسب می باشد باز می شود،به همراه دختران و پسران که باهمکاری و یاری یکدیگردرحال کارو کمک به یکدیگرهستندوبادقت و علاقه ی زیاد مشغول کشت محصولات خوددرزمین زراعی خودمی باشند.پسران که از قدرت بدنی بالاتری برخوردارهستند،درحال شخم زدن زمین می باشندودختران بادست های کوچک و لطیفشان مشغول ابیاری وکاشت محصولات بانظم و ترتیب در زمین هستند.تادرنهایت بتوانند به خوبی و خوشی محصولات زحمت کشیده ی خودرا برداشت نمونده وبافروش و مصرف ان زندگی روزمره ی خودرا بگذرانند تا به پدرو مادرخود کمکی هر چند کوچک کرده باشند و لبخندی زیبا بر لبهایشان نقش ببندد.

نتیجه گیری:

دراین تصویرزیبا ما به خوبی متوجه می شویم که کارگروهی و مشترک بسیار خوشایند و لذت بخش است ومانیز باید با کارهای گروهی همراه با دوستان که به ما حال خوبی را القتا می دهنددرمسیر پیشرفت و ابادانی کشورمان قدم برداریم تا نقشی هرچند کوچک در جامعه ایفا کنیم

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۶ام مهر ۱۳۹۶
بازدید : 910 بازدید

انشا در مورد شعر یکی برسرشاخ ،بن می برید

انشاء با موضوع حکایت یا شعر یکی برسرشاخ ،بن می بریدخداوندبستان نگه کردو دید

یکی برسرشاخ ،بن می برید                  خداوندبستان نگه کردو دید

بگفتاگراین مردبد می کند                     نه بامن،که با نفس خودمی کند

مقدمه:خداوندهمیشه راه درست وکاردرست را به ما نشان می دهدکه انتخاب کردن یا نکردن ان به اختیار و اراده ی ما بستگی دارد،چه بسا که با فرمان نبردن از امرخدا نفس و ذات خودرا لکه دارو روبه سیاهی میبریم به گونه ای که جزسیاهی در نفس وذات ماچیزی ازسپیدی باقی نمی ماند.

متن انشاء:

درسویی از زمین خاکی درکناردرختی تنومندوپرشاخ و برگ ،مردی تبربه دست درحال قطع و ریشه کن کردن درخت بود.خداوندکه همیشه ناظروحاکم بر این جهان است و هیچ چیزی ازچشم ان پوشیده نیست،به ان مردتبربه دست نظری افکندوبسیارمحزون و دلگیرشدازبنده ی خویش که چنان ظالمانه به درختی که نه زبانی داردبرای حمایت از خودونه سلاحی ،گفت که مردبسیار کاری ناپسندمی کند،نه بامن،بلکه به خودونفس خودزیان می رساند و با بی رحمی به درختی که جز برکت و رحمت من چیزی نصیبش نمی شودنیز رحم نمی کندزیرا که درخت فوایدبسیار زیادی دارندماننداکسیژنی راکه تولیدمی کنندو هوای ماراپاک می کند.ازسایه اش خنکای بادو دوری از افتاب سوزان عایدمان می شود.باشاخ و برگش و ریشه ی تنومندش مانع از سیل و طوفان می شودودرفرسودگی نیز دفترومداد و کاغذماراتامین می کنندو همچنان جز سودهیچ ضرری برای ما ندارد.

نتیجه گیری:این خودماانسان هاهستیم که کورکورانه همه ی نعمت ها راازبین می بریم ونفس خودراسیاه می کنیم وباناشکری می کنیم وازقدیم هم گفته اند:هرچه کنی به خودکنی گرچه که نیک و بدکنی

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۶ام مهر ۱۳۹۶
بازدید : 320 بازدید

انشا در مورد ماه محرم

انشاء با موضوع آزاد در مورد ماه محرم

انشا درباره ماه محرم

مقدمه: فداکاری مردی بزرگ همراه با ۷۲ تن از یارانش حماسه­ایی آفرید. حماسه ایی که جاودان شد و همیشه در خاطرات باقی می ماند و هر سال زبانزد می شود و اشک ها و آه ها کشیده می شود. برای این مظلومیت.

متن انشا:

باز محرم آمد. این بار با پاییز و مهر و حال و هوای شروع مدارس. شروعی که با آمدنش به دانش آموزان از روز اول مدرسه داستان محکومیت امام حسین و یارانش دیکته شد تا یاد دهد و الگو بگیرند. این دانش آموزان ایثار و از خود گذشتگی و فداکاری را... یاد بگیرند که هرگز زیر ظلم و حقارت دشمن نمانند و همیشه با ایستادگی در برابر سختی ها آن را شکست دهند حتی اگر به قیمت جان آن ها باشد ولی تا همیشه نام و یاد آن ها به عنوان یک اسطوره­ی همیشه پر افتخار ثبت شود و کمر خم نکند در برابر سختی ها…

ما هر ساله در محرم و صفر به همراه خانواده به مسجد می رویم و به رسم چند ساله با دسته های عزاداری همراه با طبل و مرثیه خوانی مراسم را برگزار می کنیم و سینه زنی و زنجیر زنی و اشک ها و شیون ها سر می دهیم برای مظلومیت آن ها برای طفل معصوم علی اصغر و علی اکبر که با سن بسیار کم خود  نیز به ما درس های بزرگی دادند. هر ساله تکرار می شود. غم ها و رنج ها و سختی هایی که کشیدن لب های تشنه، شکم گرسنه، دست های خالی، چشم های منتظر، قلبی که سرشار از ایمان به خدا و توکل به خدا بود که شاید یزید و دار و دسته اش به راه راست هدایت شوند و دست از شرک و کفر بردارند و به امید خدا روزی خواهد رسید که ظلم و شرک ریشه کن خواهد شد و صلح در سراسر جهان گسترده خواهد شد.

نتیجه گیری: هرگز در برابر سختی ها کوتاه نیاییم و همچون گذشتگانمان با صبر و شکیبایی پیروزی را از آن خود کنیم.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۲ام مهر ۱۳۹۶
بازدید : 7252 بازدید
سایر صفحات
ads
اخبار سایت انشا
    ابزار تلگرام

    آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ