انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

توضیح تصویر
موضوعات
ads

انشا به زبان انگلیسی درباره زمستان

Winer

Every year have for season: spring.summer. fall and winter.

In some country like Iran winter is the end of year but in the ether country winter is the beginning of year in winter the day is very short and the weather is cold and always rainy but I think the best thing in winter is sniw and when all of the land is crowded with snow and people wear warm clothes like jacket. Socoks. Hat. Gloves boot and ete..

There are so many sports in winter that people can do suchas ski. Skateand and…

Because of this reason I think winter is the best season of year.

زمستان

هر سال ۴ فصل دارد: بهار، تابستان، پاییز و زمستان.

در بعضی از کشورها مثل ایران زمستان پایان سال است. در زمستان روزها خیلی کوتاه و هوا سرد است و همیشه بارانی است. اما من فکر می کنم بهترین چیز در زمستان برف است و وقتی که همه ی زمین پوشیده از برف است و مردم لباس گرم می پوشن مثل ژاکت، جوراب ضخیم و کلاه و دستکش و پوتین و غیره..

ورزش های زیادی وجود دارد. در زمستان که مردم می توانند انجام دهند مثل اسکی، اسکیت..

بخاطر این دلایل من فکر می کنم زمستان بهترین فصل سال است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۷ام مهر ۱۳۹۷
بازدید : 348 بازدید

انشا درباره آفتاب پشت ابر نمی ماند پایه دوازدهم

پایه دوازدهم مثل نویسی صفحه۹۶ آفتاب پشت ابر نمی ماند

مقدمه: وقتی ابرهای سیاه به یکباره همراه با باد مانند موج دریا در آسمان غوطه ور می شوند و با برخورد به یکدیگر رعد و برق به وجود می آورند، طوفان به وجود می آید و همه جا را به یکباره دگرگون می کند اما آیا این طوفان همیشگی است یا طلوعی دوباره به دنبال دارد؟

تنه انشاء: آیا دیده ایی بعد از یک روز سرد و برفی، وقتی که ابرهای سیاه همه جا را در برگرفته اند، بعد از طوفانی سهمناک و جدالی عظیم میان ابر و باد و خورشید، خورشید پیروز میدان می شود و ابرهای سیاه را کنار می زند و باز نورافشانی می کند. آن آفتاب و آن تابش نور خورشید آنچنان محصور کننده است که هرکسی را وادار می کند به اعتراف اینکه هیچ گاه، آفتاب پشت ابر نمی ماند و هرگز طوفان و ابر ماندنی نیستند و به زودی می گذرند و باز روزی آفتابی با آسمانی صاف خواهیم داشت اما این ضرب المثل مفهوم های دیگری را نیز به دنبال دارد.

اینجا آفتاب استعاره از روزهای خوب و خوش و بدون سختی است و ابر استعاره از روزهای بد و پر از سختی است. این مثل دلالت دارد بر این که دنیا پر است از فراز و نشیب های متعدد که در طول زندگی گاهی در فراز آن صعود می کنیم و گاهی دیگر در نشیب اش سقوط می کنیم! یعنی در پس هر سختی قطعا آسانی وجود دارد و روزهای خوب نتیجه روزهای بد و سخت است که پشت سر گذاشته ایم. باید با امید به دستیابی به روزهای خوب، روزهای سخت را با صبر و تحمل و با فکری باز و هوشی قوی پشت سر بگذاریم..زیرا این جایزه ی پیروزی در امتحان ماست.

نتیجه گیری: آدمی هر روزش یک آزمون است و هر لحظه اش در حال پاسخ دهی و سنجش به پروردگار بزرگ است اما این به خود ما باز می گردد که چگونه روزهای ابری خود را  پشت سر بگذاریم و با امید به روزهای آفتابی مسیر زندگی را طی کنیم. زیرا قطعا هیچ گاه آفتاب پشت ابر نمی ماند.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۷ام مهر ۱۳۹۷
بازدید : 293 بازدید

چند مقاله تحقیقی را در مجلات انتخاب کنید و با توجه به آنچه آموختید نقاط قوت و ضعف

پایه دوازدهم صفحه۹۲ کارگاه نوشتن چند مقاله تحقیقی را در مجلات انتخاب کنید و با توجه به آنچه آموختید نقاط قوت و ضعف آن را بیابید.

طبق بررسی ها و مطالعه ی تعدادی از مقالات در مجله، چند مقاله نظر من را جلب کرد. یکی از مقالات که از منابع متعدد و کتابات گسترده ای نوشته شده بود آنچنان با اطلاعاتی جامع و کامل به شرح مقاله پرداخته بود که تنها با خواندن مقاله می توانست خواننده را جذب خود کند زیرا علاوه بر جامع بودن و همه جانبه بودن مقاله، سعی در صراحت نوشتار نیز شده بود، به گونه ایی که خواننده با خواندن آن به راحتی مطلب مورد نظر را درک می کرد و از کلمات پیچیده و بیانی نامفهوم استفاده نشده بود و این چند مقوله خیلی مهم و کارآمد از یک مقاله بود.

البته مقدمه و نتیجه گیری مقاله نیز خیلی پربار و خیلی جامع بود، به طوری که اگر کسی وقت یا توانایی خواندن کامل مقاله را نداشت می توانست با خواندن  مقدمه مقاله و نتیجه گیری کامل آن، پی به موضوع و دست آورد آن شود اما در مقاله ایی دیگر با اینکه از نظر منابع، مقاله ایی پر بار بود اما همه چیز را به صورت مقطعی و خلاصه وار توضیح داده بود و به شرح کامل آن نپرداخته بود. به گونه ایی که حس می شد تنها به کمیت مقاله توجه شده است و به کیفیت آن دقت نشده است و با خواندن آن تنها حس سرگردانی و اطلاعاتی نصفه و نیمه به دست می آمد و این مشکل موجب شده بود که مقاله، جذابیت خود را برای خواندن از دست بدهد، با اینکه خیلی پربار و حجیم بود.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۷ام مهر ۱۳۹۷
بازدید : 130 بازدید

انشا درباره از کوزه همان برون تراود که در اوست پایه دوازدهم

پایه دوازدهم مثل نویسی صفحه۹۶ از کوزه همان برون تراود که در اوست

مقدمه: کوزه یکی از رایج ترین ظروف در زمان قدیم است که مردم آن دوران برای نگهداری و محافظت از مواد غذایی خود از آن استفاده می کردند و این قابلیت مهم را علاوه بر محافظت، حفظ سرما و گرمای آب یا مواد غذایی بود.

تنه انشاء: در زمان قدیم همانطور که گفته شد مردم از کوزه برای نگهداری موادغذایی و آب خود استفاده می کردند اما آیا این امکان وجود دارد که وقتی در کوزه ایی آب وجود داشته باشد ما توقع بیرون آمدن شیر را از آن داشته باشیم. هرگز این اتفاق نخواهد افتاد زیرا از کوزه همان برون تراود که در او هست. چیزی که وجود ندارد را نمی شود از آن انتظار داشت.در زندگی روزمره ی ما نیز ما هزاران انسان را می بینیم و با آن ها برخورد داریم، هرکسی هر چیزی که در وجود خود دارد را از خود نشات می دهد، آدم خیر همیشه دست به خیر می زند و کار پسندیده انجام می دهد اما هیچ گاه، هیچ کس از یک دزد انتظار خیر و خوبی ندارد. زیرا او انتخاب کرده است

که در وجود خود کار بد و دزدی را پرورش دهد، نه اینکه در وجود او از ابتدا این حس ها وجود داشته باشد یا از زمانی که متولد می شود دزدی یا کار خوب را در دل داشته باشد بلکه این خود ما هستیم که این حسن ها و این صفت ها را در کوزه ی وجودمان پر می کنیم و مثلا از این کوزه همان چیزی بیرون خواهد آمد که خود ما آن را از آن پر کرده ایم. اما چه قدر زیبا می شد که ما به جای صفات بد از صفات خوب، کوزه وجودمان را پر کنیم تا به دنبال آن صفات خوب و کارهای خوب از ما نشات بگیرد.

نتیجه گیری: در این زندگی یکی کوزه اش پر می شود، یکی می شکند، دیگری نیمه کاره تمام می شود. این خود ما هستیم که زندگی خودمان را انتخاب می کنیم. بیاییم قبل از شکستن یا نیمه کاره رها کردن کوزه ی خود را با مهربانی و خیر و دوستی پر کنیم. بیاییم زندگی خودمان را زیبا انتخاب کنیم.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۶ام مهر ۱۳۹۷
بازدید : 203 بازدید

بازنویسی حکایت سوداگری بار آبگینه داشت یکی از باج گیران عنان بارگیرش

پایه دوازدهم صفحه۱۰۸ حکایت نگاری سوداگری بار آبگینه

«سوداگری بار آبگینه داشت یکی از باج گیران عنان بارگیرش بگرفت و بر آن آبگینه چوب دست خویش محکم فروکوفت و گفت: ای رفیق، چه در بار داری؟ گفت: اگر چوب دیگر زنی هیچ!»

تاجری بر اسب خود، بار شیشه داشت. در میانه ی راه باج گیران کمین کرده بودند، زمانی که تاجر را به همراه اسب و بار او دیدند یکی از باج گیران افسار اسب او را گرفت و با چوب دستی که در دستش بود محکم به روی بار شیشه ی تاجر کوبید و به تاجر گفت: ای رفیق! چه در بار خود داری؟ تاجر گفت:

اگر بار دیگر چوب خود را بکوبی هیچ چیزی از آن باقی نمی ماند زیرا همه ی شیشه ها می شکستن یا خرد می شدند و نه چیزی برای تاجر می ماند و نه چیزی برای باج گیر! این داستان حکایت آن دسته افرادی است که سعی در کندن از دیگران و سود بردن از آن ها هستند اما با حماقت و ناآگاهی خود موجب می شوند که هم دیگران صدمه ببینند و هم خودشان در این ماجرا سرشان بی کلاه بماند اما کاش به جای آن و به جای سود بردن از زحمات دیگری بدون آنکه خودمان زحمتی بکشیم، برویم و کار کنیم و از دست رنج خودمان بهره مند شویم تا دیگران نیز از طریق ما دچار آسیب و ضرر نشوند. زیرا دزدان هیچوقت سرانجام خوبی نخواهند داشت.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۶ام مهر ۱۳۹۷
بازدید : 170 بازدید
سایر صفحات
توضیح تصویر . . . توضیح تصویر
اخبار سایت انشا