انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

توضیح تصویر
موضوعات
ads

فداکاری یعنی چه انشاء درباره فداکاری جدید

فداکاری یعنی چه انشاء درباره فداکاری جدید

فداکاری یعنی چه انشاء درباره فداکاری جدید

فداکاری واقعی

بیایید از همین حالا ، مفهوم غلط فداکاری را از ذهن خود پاک کنید و مفهوم واقعی آن را جایگزین نمایید . از همین امروز تمرین کنید که از خود مراقبت کنید که خدمت به دیگران ، سبب بی توجهی نسبت به خودتان نگردد .

فداکاری با مفهوم نادرست آن ، نه تنها شما را توجه به خود و نیازهای خود بازمی دارد ، بلکه دیگران را هم به شما وابسته ساخته ، خود باوری و خود اتکایی آنها را تا حد قابل ملاحظه ای کاهش می دهد .

شما با فداکاری نادرست و بیش از حد خود ، افرادی ضعیف النفس و ضربه پذیر را تربیت می کنید که مسلماً در جامعه دچار مشکل خواهند شد و این ، گناه شماست .

فداکاری یعنی چه انشاء درباره فداکاری جدید

حمایت بیش از حد یک فرد ، نه تنها خود شکنی است ، بلکه در واقع ، از بین بردن دیگران است . اگر می خواهید واقعاً و به مفهوم درست کلمه ، فداکار باشید ، باید هم به نیازها و عواطف خود توجه کنید و هم به دیگران .

فداکاری یعنی چه انشاء درباره فداکاری

مقدمه انشاء: فداکاری،کاری است که بر مبنای فدا کردن و جان فشانی کردن اشخاصی در زندگی ما انجام می شود. فداکاری نه اکتسابی است و نه آموزشی است بلکه در ذات انسان های مهربانی است که فداکاری را وظیفه ی خود نمی دانند، آن را حسی از وجودشان که نشات گرفته از قلب مهربانشان است، می دانند و آن را با تمام وجود ابراز می کنند.

تنه انشاء: در پیرامون زندگی ما افراد بزرگی وجود دارند که با فداکاری جانمان را نجات و آسایش و آرامش را برایمان فراهم می کنند. اما ما بی خبر و بی توجه از آن ها می گذریم. همین مادرها که بی منت و خالطانه مهربانی را برایمان دیکته می کنند و تمام چین و چروک صورتشان حاکی از همان فداکاری است که جوانیشان را برای بزرگ کردن و نشاندن لبخندی روی لبمان، فدا می کنند.

فداکاری، همان آتشنشانی است که دل به آتش می دهد تا مبادا کسی آن وسط گرفتار خشم شعله ها شده باشد. پلیسی است که برای امنیت من و تو دست به خطرناک ترین کارها می زند تا ما به راحتی سر به بالین بگذاریم. فداکاری، معلمی است که با جان و دل و با صبر و حوصله، تمام خستگی ها را به جان می خرد تا کلمه ایی به ما بیاموزد. حتی فداکار رفتگری است که شب بیداری می کشد تا زمانی که ما از رختخواب گرم و نرممان بیدار می شویم و صبحمان را شروع می کتیم، شهر را در لباس تمیز ببینیم.

فداکاری پر است از مثال هایی که تنها کافی است دقتمان را در افراد و اشغال پیرامون خود بیشتر کنیم. آن گاه می بینیم که چه افراد بزرگی وجود دارند که ما تا دیروز آن ها را کوچک و ناچیز می دانستیم.

نتیجه گیری انشاء: کاش به جای نالیدن از دنیا و برشمردن افراد نالایق، آدم های بزرگ که در گوشه ی این جهان کم نیست را بیشتر بشناسیم و از آن ها و از فداکاری هایشان الگو بگیریم تا خود بتوانیم برای خودمان دنیای بهتری بسازیم. آنگاه می فهمیم که با فداکاری چه کارهای ناشدنی را می توان شدنی کرد.

مطلب مرتبط:

پیامبر بزرگ اسلام ، که مظهر انسان کامل است ؛ دقیقاً با عمل و رفتار خود ، معنای غلط فداکاری را اصلاح کرده ، مفهوم واقعی و درست آن را به ما آموزش داده است . هنگام اذان ظهر ، اگر هزاران نفر هم از او کمک می خواستند ؛ به آنان می گفت : نه ! اول نماز .

فداکاری یعنی چه انشاء درباره فداکاری جدید

نماز بزرگترین وظیفه الهی است ، در حقیقت همان توجه به نیازهای درونی انسان و به ویژه توجه به عالی ترین نیاز ، یعنی ارتباط با خداست .

تمام اعمال ما با نماز محک زده می شود . بنابراین می بینیم که « توجه به خود » در دین مبین اسلام ، اصلی ترین وظیفه شرعی ما قرار داده شده است

منبع: سایت انشاء باز

نظر شما درمورد این مطلب چه بود نظر بزارید ممنونم

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۹ام خرداد ۱۳۹۸
بازدید : 101 بازدید

انشاء درباره گفتگو خیالی جنگل و کویر

انشاء درباره گفتگو خیالی جنگل و کویر

انشاء درباره گفتگو خیالی جنگل و کویر

ناحیه‌ای که از درختهای انبوه پوشیده باشد را جنگل می‌نامند. در جنگل طبیعی معمولاً درختان کوچک و بزرگ و تنومند بطور نامنظم و همچنین علف‌های خودرو فراوانند. جنگل مجموعه‌ای از درختان، درختچه‌ها، پوشش گیاهی، جانوران و میکروارگانیسم‌ها (قارچها، باکتریها و ویروسها) است که به همراه عوامل طبیعی غیر حیاتی مانند خاک، آب، دما، باد و… محیط و رویشگاه و زیستگاه مشخص و معلومی را به وجود آورده‌اند

انشاء درباره گفتگو خیالی جنگل و کویر

مقدمه انشاء: خیال آن است که تو را برمی کشاند میان رویاهایت و بازگو می کند هر آنچه را که ناگفتنی است تا اینگونه به گوش عالمیان برسانی که اگر صدایشان را ما نمی شنویم دلیلی نمی شود که جنگل یا کویر زنده نباشند و حرف نزنند.

تنه انشاء: آفتاب عمود می تابید، رنگ طلایی شن زار و خورشید هارمونی زیبایی را به وجود آورده بود. کویر از این همه سکوت و تنهایی دلش به تنگ آمده بود. به دور دست ها نگاهی انداخت، آنجا که جنگلی سبز با صدای پرندگان و درختان سر به فلک کشیده زینت گر آن است. از اعماق وجودش آهی سوزناک کشید و با حسرتی که تمام وجودش را در برگرفته و با صدایی که بغض و خستگی طنین اندازش بود رو به جنگل کرد و با صدایی که توقع نداشت جنگل آن را بشنود. جنگل را مورد خطاب قرار داد:

انشاء پایه  یازدهم در مورد گفت و گو ابر و آسمان

-ای جنگل سبز که سقف زندگیت با رنگ آبی نیلگون مزین شده است چرا خبری ز حال بی قرار ما نمی کنی

جنگل در میان هرج و مرج، صدایی را شنید، گوش هایش را تیز کرد و با دقت بیشتری گوش سپرد. صدایش را شنید با هیجان وصف ناشدنی گفت: تو کیستی که غم صدایت دلم را لرزاند؟! کویر کمی صدایش جان گرفت و گفت:

 انشاء درباره گفتگو خیالی جنگل و کویر پایه هشتم

-من کویری ام که نه پرنده ای آواز خوان من را به خلسه می کشاند و نه سبزی برگ های تازه جوانه زده من را به آرامش دعوت می کند. من کویری ام که شن زار و چند بوته ی کوچک تنها اجزای تشکیل دهنده ی من است.

-جنگل حرف هایش را شنید و گفت:

-شاید اینها را نداشته باشی اما آرامشی داری که مثال زدنی است، آسمانی با آویزهای رنگی و درخشان داریی که ستودنی است.

کویر گفت:-روزی به جایی می رسی که سکوت تنها راه گلویت را می فشارد و از روی دلتنگی تو را به فریاد وا می دارد.

جنگل گفت: تو چه می دانی که چه می کشد این جنگل که در میان تمام اصوات، در جستجوی ذره ایی سکوت و آرامش است.

نتیجه گیری انشاء:کویر و جنگل هر دو آه کشیدن، اما یکی برای داشته هایش و دیگری برای نداشته هایش، چیست این دنیا که دائم در حال شکوه و شکایتم و جای شکر تنها حسرت و آه می کشیم.

انشاء درباره گفتگو خیالی جنگل و کویر

منبع: سایت انشاء باز

نظر شما در مورد این مطلب چه بود نظر بزارید ممنونم

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۸ام خرداد ۱۳۹۸
بازدید : 254 بازدید

انشاء غیر تکراری درباره زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد

انشاء غیر تکراری درباره زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد

انشاء غیر تکراری درباره زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد

فارسی یا پارسی یکی از زبان‌های هندواروپایی در شاخهٔ زبان‌های ایرانی جنوب غربی است که در کشورهای ایران، افغانستان،تاجیکستان و ازبکستان به آن سخن می‌گویند. فارسی زبان رسمی کشورهای ایران و تاجیکستان و یکی از دو زبان رسمی افغانستان (در کنار پشتو) است. زبان رسمی کشور هندوستان نیز تا پیش از ورود استعمار انگلیس، فارسی بود.

زبان فارسی را پارسی نیز می‌گویند. زبان فارسی در افغانستان به‌طور رسمی دری و در تاجیکستان تاجیکی خوانده شده‌است.

در سال ۱۸۷۲ در نشست ادیبان و زبان‌شناسان اروپایی در برلین، زبان‌های یونانی، فارسی، لاتین و سانسکریت به عنوان زبان‌های کلاسیک جهان برگزیده شدند. بر پایهٔ تعریف، زبانی کلاسیک به‌شمار می‌آید که یکم، باستانی باشد، دوم، ادبیات پرباری داشته باشد و سوم در آخرین هزاره عمر خود تغییرات اندکی کرده باشد.

انشای پایه ی دهم مثل نویسی صفحه ۸۳زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد

انشاء غیر تکراری درباره زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد

مقدمه انشاء:

خدا برای انسان اسبابی را مهیا کرد که بتواند به آسانی از آنها استفاده کند برایش چشم آفرید تا ببیند، گوش آفرید تا شنود، زبان آفرید تا حرف بزند و اراده را آفرید تا با کمک آن دریابد که چه موقع ببیند، گوش دهید یا حرف زند!

تنه انشاء:

آنهایی که از سر جهل و نادانی دائما در حال سخن وری و سخن چینی هستند انتهای راهشان سیاهی است. آن ها نادانسته خود را در مسیری قرار می دهند که مشکلات عدیده ایی را با خود مواجه خواهند ساخت. مشکلاتی که تنها از روی زیاده گویی و زبان سرخی است که از جنب و جوش فراوان دائما در حال حرکت است و برای لحظه ایی آرام نمی گیرد. تاکنون بارها شنیده ایم زبان سرخ، سر سبز را می دهد بر باد؟! این سر سبز که می گوید یعنی چه؟! سر سبز همان سری است که روی تن انسان قرار دارد.

مثل گلی که تا زمانی روی شاخه اش قرار دارد زیباست و سبز می ماند. همین که جدا شود پژمرده می شود و می میرد. انسان هم همینگونه است. تا زمانی سرش روی تنش باشد سبز می ماند. بنابراین انسان قبل از سخن باید فکر کند و سنجیده حرفی را از زبان خود خارج کند. اصولا آدم های فرهیخته و دانا علاوه بر افزودن دانش به دانسته های خود در می یابد که چه موقع و در چه مکانی، چگونه صحبت کند. بنابراین بهترین گزینه برای درست زندگی کردن، فراگیری علم و دانش است تا بتواند چه برای خود و چه برای اطراف خود زندگی را آسان سازد، تا خدایی نکرده زبان سرخش، سر سبزش را ندهد بر باد.

نتیجه گیری انشاء:

اگر قبل از هر حرفی درست فکر کنیم خیلی زود در می یابیم که چقدر روانمان و خیالمان بابت حرف هایی که زده اید راحت می شود و اینگونه حسرت حرف هایی را که زده اید و با خود می گوئید ای کاش آن حرف را نمی زدید نمی خوردید…

منبع: سایت انشاء باز

نظر شما در مورد این مطلب چه بود نظر بزارید ممنونم

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۳ام خرداد ۱۳۹۸
بازدید : 285 بازدید

انشاء درباره صبر و شکیبایی پایه نهم

انشاء درباره صبر و شکیبایی پایه نهم

انشاء درباره صبر و شکیبایی پایه نهم

مقدمه:

عواطف و احساسات، یکی از قسمت های جدا نشدنی انسان و زندگی ما هستند،صبر و شکیبایی نیز یکی از همین اجزای این احساسات است.

تنه انشاء:

صبر شیره و مایه ی اصلی وجود آدمی است. در صورت نبود آن، زندگی سخت یا به نوبه ایی طاقت فرسا می شود و تمام مشکلات در نظر آدمی قول پیکر و حل نشدنی به تصور می آید در صورتی که با وجود صبر، خیلی زود متوجه خواهیم شد که دنباله روی خیلی از همین مشکلات، خیر و صلاحی نهفته است یا که بعد از آن،آسانی کمین کرده و در خوشی ها و لذت ها را به رویمان باز می کند. صبر و شکیبایی،ارثی نیست

بلکه اکتسابی است. ما آدم ها، از اطرافیانمان یاد می گیریم که چگونه در برابر مشکلات سر خم نکنیم و با ایستادگی تمام مانع ها را پشت سر گذاشته و جاده های پر پیچ و خم زندگی را هموار سازیم ما از همان کودکی با مادر رشد کردیم

مادری که بهتر از هر کسی صبر را به صورت عملی به ما نشان داد و با تمام سختی ها و مشقت ها، پا پس نکشید تا ثمره ی زندگیش تبدیل به میوه ایی شیرین و سالم شود. اینگونه ما یادگرفتیم تا در آینده ای نه چندان دور از آن بهره مند شده و آن را به دیگران هم بیاموزیم

انسان های قدرتمند،صبورترین افراد در زندگی هستند زیرا آنها با معجزه ی صبر، تصمیمات خود را عجولانه نمی گیرند و با تحمل، خشم خود را فروکش کرده و عاقلانه ترین رفتارها را در مقابل دیگران انجام می دهند. اینگونه است که می گویند صبر شیره ی اصلی وجود آدمی است!

نتیجه گیری:

شاید پشت دیوار بلند زندگی دره ایی عمیق پنهان شده باشد و ما با عجله و با پرش از آن به اعماق آن پرت می شویم اما با صبر و شکیبایی و برداشتن پاره های آجر از نهان ماجرا مطلع خواهیم شد. اینجا صبر تنها حلال مشکلات زندگی است تنها کافی است از آن بهره مند شویم.

منبع: سایت انشاء باز

نظر شما در مورد این مطلب چه بود نظر بزارید ممنونم

انشاء درباره صبر و شکیبایی پایه نهم

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۲ام اردیبهشت ۱۳۹۸
بازدید : 266 بازدید

انشاء من که آنچه داشتم اول ره گذاشتم حال برای چون تویی اگر لایقم بگو

انشاء من که آنچه داشتم اول ره گذاشتم حال برای چون تویی

انشاء من که آنچه داشتم اول ره گذاشتم حال برای چون تویی

انشاء من که آنچه داشتم اول ره گذاشتم حال برای چون تویی اگر لایقم بگو

مقدمه:

انسان ها برای رسیدن به اهداف زندگیشان هر چه در توان دارند به کار گرفته و برای پیش بردن آن، تلاش می کنند. فرقی نمی کند این تلاش برای کاری باشد یا برای شخصی! او هر چه داشته است را همان اول راه به میان گذاشته است باقی راه دیگر دست او نیست.

تنه انشاء:

انسان هدفمند، برای رسیدن به اهداف خود همان اول راه خالصانه تمام هست و نیست خود را وسط گذاشته و به انتظار ثمر رسیدن آن می نشیند. مثل کسی که نهالی را می کارد، آبیاری اش می کند و کودش می دهد. در برابر گرما و سرما از او مراقبت می کند اما در نهایت این نهال است که باید جواب تلاش های آن فرد را بدهد و آن را لایق بداند و به ثمر رسد و مزد آن همه سختی را با میوه ایی شیرین و آبدار بدهد. گاهی باید بعد از انجام تمام کارها گوشه ایی نشست و شاهد ادامه ی ماجرا ماند. فرقی ندارد مضمون این شعر عاشقانه است یا عارفانه! حتی گاهی لازم است بعد از گذراندن راهی سخت و برداشتن تمام مانع های پیش رو به خدا توکل کرد و ادامه داستان زندگی را به او سپرد که آیا ما لایق رسیدن به پایان آن مسیر را داریم یا خیر! و این خدای حکیم است که پایان  ماجرا را تعیین می کند و او تنها از ما سعی و تلاش کردن  را طالب است.

نتیجه گیری:

آدمی که با وجدانی آسوده و با تمام توان پا در مسیر پر فراز و نشیب زندگی می گذارد، خیالش از همه جهات راحت است؛ زیرا او پایان ماجرا را به دستان کسی سپرده است که از همه کس برایمان دلسوزتر و از همه چیز آگاه است. پس به او توکل کن که پایان داستان زندگیمان را قطعا با حکمت نوشته است.

انشاء من که آنچه داشتم اول ره گذاشتم حال برای چون تویی اگر لایقم بگو

منبع: سایت انشاء باز

نظر شما در مورد این مطلب چه بود نظر بزارید ممنونم

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۲ام اردیبهشت ۱۳۹۸
بازدید : 226 بازدید
سایر صفحات
توضیح تصویر
کمک جو