انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

توضیح تصویر
موضوعات
ads

انشاء تصویر نویسی از منظره ایی از چند گلدان شمعدانی

انشاء تصویر نویسی از منظره ایی از چند گلدان شمعدانی

مقدمه:

بعضی صحنه ها، بعضی تصویرها شاید تکراری باشند اما دقت به جزئی ترین اجزای آن می تواند نبدیل شود به قاب عکسی زیبا که هرگز از ذهنت فراموش نمی شود.

تنه انشاء:

با ورود به خانه ی مادربزرگ اولین چیزی که به چشم می آید ایوان سرتاسری اوست. ایوانی که گلدان های شمعدانی زینت بخش آن بوده است. در فصل بهار با آن باران های گاه و بی گاهش جان می دهد برای نشستن در این ایوان با آب و هوای مطبوعی که منظره اش گلدان های شمعدان رنگی است که بوی عطر دلنشینش همراه با بوی نم خاک تلفیق زیبایی را به وجود آورده است.

برگ هایش آنچنان زیبا گلبرگ ها را در خود محاصره کرده است که گویی همچون نگهبانی مراقب گل های رنگی اش است.

هرگلدان رنگی خاص و منحصر به فرد به خود را دارد یکی قرمز، دیگری صورتی و همسایه اش گلبهی که در کنار هم همچون رنگین کمانی جلوه گر شده اند. باد بهاری که می وزد،

بوی عطر شمعدانی را به مشام می رساند و آدمی را غرق خوشی می کند. چه چیزی زیباتر و خوش تر از این صحنه؟! مگر خوشبختی چیزی خلاف این است؟!

نتیجه گیری:

زیبایی های کوچک می توانند منجر به خلق زیباترین تصاویر شوند، تصویری مثل گلدان های کاه گلی که گل های رنگی در آن جای گرفته اند و عشق و خوشبختی را برای آدمی یادآور می شوند.

منبع : سایت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۸ام اسفند ۱۳۹۷
بازدید : 1014 بازدید

انشاء با موضوع برف با رعایت مراحل نوشتاری

انشاء با موضوع برف با رعایت مراحل نوشتاری

مقدمه:

برف یکی از نعمت های زیبا ی خداست که بر سر بندگانش می بارد. سیاهی ها را می بلعد و بر زمین و آسمان سفره ی سفیدی از رحمت و برکت خود را پهن خواهد کرد.

تنه ی انشاء:

زمانی که هوا رو به سردی برود و زمستان رخت پهن کند، آسمان شور و شوق برف و بارش می گیرد. ابرهای سیاه را مهمان خود می کند و از آن برف های سفید به رنگ مروارید را بر زمینش می بارد.

عده ایی پس از بارش برف می خندند و برای ساختن آدم برفی سر از پا نمی شناسند و عده ایی دیگر دلخوش اند برای تماشای آن زیبایی خدادادی پشت قاب پنجره، درحالی که فنجان چای داغ در دستانشان است.

برف، بهانه ایی است برای لبخند روی لب، بهانه ای است که یادمان بماند که سیاهی ها هرگز ماندنی نیستند و این سپیدی ها هستند که می آیند به زمین و زمان جان دگر می بخشند و می روند. همان گلوله های سفید نرم که به زودی می توانند با روی هم انباشته شدن کوهی از یخ بسازند.

همان می شود چشمه های زیرزمینی و گاهی یخچال های طبیعی، پس یقین بدان که هیچ کدام از نعمات خداوند بی دلیل و بی حکمت نخواهد بود.

نتیجه گیری:

همان گلوله های برف  نرم هم می تواند روزی سخت شود. بنابراین برخیز، تو نیز کمر همت ببند، شاید تو نیز باید تجربیات زندگیت را درست به مانند همان گلوله ها روی هم انباشته کنی تا در نهایت تبدیل شوی به کوهی سخت و سرد که هر تابش خورشیدی یا هر بادی نتواند آن را تکان دهد یا آب کند.

منبع: سایت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۷ام اسفند ۱۳۹۷
بازدید : 221 بازدید

مثل نویسی شاهنامه آخرش خوشه پایه دهم صفحه۱۲۲

مثل نویسی شاهنامه آخرش خوشه پایه دهم صفحه۱۲۲

مقدمه:

فردوسی، نویسنده ی بزرگ ایرانی که برای به گوش رساندن زبان فارسی تلاش بسیاری کرد خالق شاهنامه است که در آن حوادث بزرگ و کوچک که سرشار است از پندها و گفتار نیک برای آیندگان. اما چه شد که گفتند شاهنامه که سرتاسرش پر بود از خاطرات و افسانه ها تلخ و شیرین، پایانش خوش است؟

تنه انشاء:

در کتاب های درسی و از گوشه و کنار و بزرگان جمع و فامیل، افسانه ها و داستان ها شاهنامه به گوش ما آشنا هستند. گاهی از اندوه اش اشک جاری شده اند و گاهی از شیرینی اش لب ها خندان گشته اند. اما چرا می گویند شاهنامه آخرش خوش است؟

در اواخر کتاب شاهنامه داستان به آنجا می رسد که اعراب به ایران حمله کرده و به ایران حکومت کرده و اسلام را با ایران آشنا کردند و از همین جهت به جای زبان فارسی، زبان عربی در میان مردم رواج پیدا کرد. اما ابوالقاسم فردوسی که یکی از دهقان های آن زمان بود

از سر عشق و علاقه ایی که به زبان فارسی و همگانی کردن آن داشت تلاش کرد و همچون آتشی که در زیر خاکستر پنهان شده است را شعله ور کرد. او سال های عدیدی را برای نوشتن و ویراستاری این کتاب صرف کرد  تا در نهایت باری دیگر زبان اصلی ایران فارسی شناخته شد و فردوسی در این عمل بی تاثیر نبود.

شاید پایان شاهنامه جنگ و خونریزی بود اما اسلام وارد شد به ایرانی که تمدنش هزار ساله بود. از این رو آن را خوش خطاب می کنند. شاید در تلاطم سختی ها و دنباله روی جنگ و خونریزی صلحی شیرین و پایانی خوش در انتظار باشد.

کافی است صبر و استقامت نشان داده و در انتظار آن تلاش کنیم.

نتیجه گیری:

چه می دانیم پایان داستانی بلند که تعداد صفحاتش از هزار هم می گذرد چگونه به اتمام می رسد! کمی صبر می خواهد آنوقت در می یابیم که آیا پایانش خوش است یا خیر! شما چه فکر می کنید؟ پایان شاهنامه را خوش می دانید یا خیر؟

منبع: سایت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۴ام اسفند ۱۳۹۷
بازدید : 1280 بازدید

انشاء با موضوع درس انشاء

انشاء با موضوع درس انشاء

مقدمه:

خودکار بیان کننده ی حرف های دل است. حرف هایی که شاید به زبان آوردنش دشوار است اما همین که قلم بر دست می گیریم گویی خودکار به صورت خودکار می نویسید از هر چه که قلب به آن دستور می دهد.

تنه انشاء:

از وقتی که دست چپ و راست خود را تشخیص دادم و الفبای فارسی را به گوش خود آشنا کردیم، قلم بر دست گرفتیم و نوشتیم. گاهی از حرف های دل و گاهی از روی منطق و گاهی دیگر از موضوع های از پیش تعیین شده که معلم به عنوان تکلیف برای ما مشخص می کرد.

انشا یکی از شیرین ترین امتحان هایی است که قلب و عقل همزمان برای نوشتن و به رقص درآوردن قلم، فرمان می دهند. نه در آن از اجبار خبری است و نه از حفظ و تکرار مکررات، بلکه در آن ذائقه ی شخصی خود ما برای خلقت یک اثر مداخله می شود.

انشا نشات گرفته از روح و احساسات فردی خود ما است که از کودکی در چارچوب قواعدی خاص، آن را برای ما گوش زد کرده اند

تا اینگونه ذوق و استعدادهای نهفته ی وجودیمان شکفته شود یا با روشی دیگر این امکان را برای افرادی که خجالت یا کم رویی مانع ابراز افکار و نگرش های متعدد آنهاست، بیان می دارد.

برای من انشا، این حرف های ناگفته که ناخواسته، تمام حواس پنج گانه ام را درگیر خود می کند را بسیار دوست می دارم. زیرا با تمام وجود از نوشتن آن لذت خواهم برد.

نتیجه گیری:

روزی هزاربار به خود می بالم که قادرم با دست بنویسم و با دل فرمان دهم و با عقل بیاندیشم. وقتی تصورش می کنم که عده ایی توان آن را ندارند، خوشحالم که از این نعمت نوشتن و خواندن بی بهره نماندم.

منبع : سایت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۴ام اسفند ۱۳۹۷
بازدید : 253 بازدید

انشاء با ویژگی مقایسه آفتاب و باران پایه دهم

انشاء با ویژگی مقایسه آفتاب و باران پایه دهم

مقدمه:

مقایسه و بررسی اجزای گوناگون هستی این امکان را به انسان می دهد تا با فکری بازتر و دیدگاهی نو و تازه به جهان پیرامون خود نگاه کند تا اینگونه کمی ها و کاستی ها یا نعمات و برکات را بهتر ببیند و قدرش را بیشتر بداند.

تنه انشاء:

خورشید همیشه نمایانگر آفتاب است و ابرهای سیاه نشانگر باران است. چرخه ی طبیعت اصولا به گونه ایی است که آفتاب را همیشه بعد از باران یا باران را بعد از آفتاب پدیدار می سازد و تصادف این دو واقعه همزمان شگفتی زیبایی را خلق می کند که رنگین کمان نام دارد. هنگام آفتاب.

آسمان آبی سرتاسر جهان را می پوشاند و نور طلایی خورشید همه ی نباتات و حیوانات را به وجد آورده، گویی همه ی مخلوقات از این واقعه شادند و گل ها و صدای پرندگان زینت بخش طبیعت می شوند به طوری که زمین بر اثر این ذوق و شوق،پرجنب و جوش می شوند.

اما به هنگام باران، ابرهای سیاه غرش می کنند و جای آسمان آبی را می گیرند هوا کمی دلگیر می شود و خورشید پشت ابرها پناه می گیرد تا از غرش رعد و برق در امان بماند.

بعد از آن همه جا را سکوت فرامی گیرد، گل ها زیر برگ ها پنهان می شوند و پرندگان و حیوانات از ترس خیس شدن، در گوشه و کنارها کمین می کنند. به طوری که جای آن هرج و مرج را آرامشی وصف ناشدنی در بر می گیرد و باران نم نم که هر کدام از قطره ها به درخشش الماس اند پایین می چکند و رخت و لباس تازه ایی به تن تمام طبیعت می پوشاند.

نتیجه گیری:

باران و آفتاب، هر کدام به نوبه ی خود زیبایی خاص خود را دارند. یکی جلا دهنده ی روح است و دیگری صفا دهنده ی دل و این دو در کنار هم منجر به خلق زیباترین و پر برکت ترین نعمات خداوند شده اند که اگر یکی از آن ها نباشد زندگی غیرممکن می شود.

 منبع : سایت انشاء باز

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۳ام اسفند ۱۳۹۷
بازدید : 489 بازدید
سایر صفحات
توضیح تصویر
کمک جو