انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

موضوعات
توضیح تصویر

تحقیق درباره یکی از زنان شاهنامه فردوسی فارسی نهم صفحه ۹۱

تحقیق درباره یکی از زنان شاهنامه فردوسی فارسی نهم صفحه ۹۱

برخلاف آثار عرفانی و عاشقانه ادبیات کلاسیک ایران، چون حافظ و سعدی و مولوی، در شاهنامه که اثری حماسی است، زن دارای نقشی تاریخی و عینی است. به نظر می‌رسد دست کم ۲۴ زن در شاهنامه به نقش آفرینی می‌پردازند. این زنان عبارتند از آرزو، آزاده، آزرمی‌دخت، ارنواز، اسپنوی، بانوی گازر، بانوی گردوی، بانوی مهبود، پوراندخت، تهمینه، جریره، رودابه، سودابه، سهی، سیندخت، شهرنواز، فرانک، فرنگیس، کتایون، گردآفرید، گلشهر، ماه آفرید، منیژه و همای که در این مطلب با مهم ترین آن ها آشنا خواهیم شد.

ارنواز و شهرنواز

ارنواز و شهرنواز که از نزدیکان جمشید پادشاه اسطوره ای ایران زمین هستند، به همسری ضحاک درآمده بودند. پس از قیام کاوه آهنگر و پیروزی فریدون بر ضحاک، او این دو را به ازدواج خود درمی آورد. فریدون از شهرنواز صاحب دو پسر به نام های سلم و تور و از ارنواز صاحب پسر دیگری به نام ایرج می شود. چون این فرزندان به سن رشد می رسند، فریدون تمامی قلمروی خود را میان آنان تقسیم می کند. سلم و تور که به قلمروی ایرج یعنی ایران چشم دارند، برادر کوچکتر خود را به نامردی به قتل می رسانند. این دو برادر بعدها به دست منوچهر فرزند ایرج و به تحریک فریدون کشته می شوند. برخی معتقدند که نام ایران برگرفته از نام ایرج است.

تهمینه

دختر پادشاه سمنگان و همسر رستم و مادر سهراب بود. در پس زمینه ازدواج تهمینه و رستم و برخی ازدواج های دیگر شاهنامه مساله بسیار مهمی وجود دارد. پیش از آن باید یادآوری کنیم که شاهنامه فردوسی در واقع برگرفته از خداینامه یا خودای نامک دوره ساسانیان است که توسط ابن مقفع به عربی ترجمه می شود. هر چند شاهنامه فردوسی عینا همان خدای نامه نیست؛ اما به خوبی فرهنگ حاکم بر جامعه آن روز ایرانیان را نشان می دهد. فرهنگی که از آزادی دختران در انتخاب همسر سخن می گوید. رضایت زنان برای ازدواج از ارکان اصلی پیوند زناشویی است. از سوی دیگر می بینیم که هیچ مانعی برای ازدواج با مردان یا زنان خارج از قوم وملیت وجود ندارد. در واقع هدف ازدواج، پیوندی است از روی محبت و صمیمیت و تشکیل خانواده ای براساس دوستی و عشق که می تواند فرزندانی صالح و پرهیزگار پرورش دهد.
رودابه

رودابه دختر مهراب کابلی و سیندخت و همسر زال و مادر رستم، پهلوان بزرگ ایران است. رودابه از زنان پاکدامن و پرآوازه شاهنامه است. این زن نماد عشق به همسر و فرزند است. زال که به دلیل داشتن موی و بدن سپید هنگام تولد مورد بی مهری پدرش سام قرار می گیرد، به کوهستان انداخته می شود تا طعمه درندگان شود اما سیمرغ یا سَئنَ مرغ دانا، او را همچون فرزند خود می پروراند و نه تنها زال بلکه همسر و فرزند او را نیز در پناه و حمایت خود قرار می دهد. عشق رودابه به زال سپید موی و وفاداری او به همسرش داستانی دلکش و پراحساس است. نکته مهمی که در داستان زندگی رودابه باید مورد توجه قرار گیرد این است که او اولین زن تاریخ است که از طریق عمل سزارین فرزند خود را به دنیا می آورد. (البته رومیان قرن ها بعد این نوع زایمان را به مادر سزار امپراتور روم نسبت دادند) رودابه که رستم را باردار است، قادر به وضع حمل عادی فرزند خود نیست و چون در حال مرگ قرار می گیرد، سیمرغ به زال می آموزد که چگونه با شکافتن پهلوی همسرش، جان او و فرزندش را نجات دهد. با تولد رستم، زال با کشیدن پر سیمرغ به محل جراحات آن را التیام می دهد. این زن بنا بر روایت شاهنامه زمانی طولانی می زید ولی پس از مرگ رستم به حال دیوانگی می افتد و از آن پس راه تسلیم و جدایی را در پیش می گیرد.

تحقیق درباره یکی از زنان شاهنامه فردوسی فارسی نهم صفحه ۹۱
سودابه

سودابه یا سودآوه دختر پادشاه هاماوران و همسر کیکاوس است. سودابه در شاهنامه نماد زنی است که اسیر کج اندیشی و وسوسه های اهریمن می شود. نقش سودابه در شاهنامه آن هنگام برجسته می شود که تبدیل به عامل اصلی در جاودانه شدن سیاوش می شود. نقشی که زلیخا در داستان یوسف بازی می کند و نقشی که ملکه چینی دا چی در داستان شاهزاده بو یی گائو ایفا می کند: بدنام کردن ناپسر و عبور پسر از آتش و مراسم سوگندو سربلند بیرون آمدن پسر از این آتش. سیاوش هر چند از این آزمون با نیکنامی بیرون می آید؛ اما بدگمانی های اهریمنی پدر و دسیسه های نامادری، او را از وطن و خانه آواره کرده و موجبات مرگی جانسوز را در تنهایی برای او رقم می زند. اهریمن به خواسته خود رسیده؛ ولی پیروزی اهریمن دیری نمی پاید و رستم به خونخواهی سیاوش، سودابه را با شمشیر به دو نیم می کند. سودابه در شاهنامه نماد زنی اغواگر است که نه تنها خودش بلکه تمامی خانواده را به ورطه نابودی می کشاند.

گردآفرید

گردآفرید در شاهنامه دختر جنگاور گژدَهَم از پهلوانان دژ سپید است که در زمان لشکرکشی سهراب به ایران در لباس مردانه به جنگ با سهراب رفت. در میان نبرد چون سهراب به زن بودن او آگاه شد، گردآفرید تدبیری کرد و توانست با اندیشه از دست سهراب برهد. گردآفرید نماینده همان زنان دلیر و جنگاور ایرانی است که نمونه آنان را در سپاهیان هخامنشی و اشکانی و حتی ساسانی می بینیم.

او به عنوان یک زن چند صفت برجسته را همزمان به نمایش می گذارد. او پاکدامن است و اسیر وسوسه نمی شود. از سوی دیگر او دلاوری و شجاعت و بی باکی و وقار یک سردار بزرگ را دارد. همچنین او با تدبیر و با خرد است. عقل او بر احساسش غلبه دارد. داستان او در شاهنامه باز هم بازتابی است از آزادگی زنان در جامعه ایران باستان.

همای چهرآزاد

همای دختر بهمن پسر اسفندیار و معروف به چهرآزاد است. در کتب باستانی از او به عنوان هفتمین پادشاه سلسله کیانیان یاد شده است . در بندهش آمده است که همای بعد از بهمن مدت ۳۰ سال پادشاهی کرد و داراب پسرش را ولیعهد خود کرد. او را سازنده شهر جزفادقان یا گلپایگان می دانند. حمزه اصفهانی نیز نوشته است که خمیهن شهری بود زیبا و شگفت آمیز در راستای تیمره در اصفهان که همای چهرآزاد دختر بهمن آن را ساخت و اسکندر آن را ویران کرد.

تحقیق درباره یکی از زنان شاهنامه فردوسی فارسی نهم صفحه ۹۱

معرفی زنان شاهنامه: رودابه

باشگاه شاهنامه پژوهان (زنان شاهنامه _ سمیه ارشادی) : رودابه یکی از شخصیت های محوری زن شاهنامه است که زندگی اش را در جایگاه همسر و مادرِ دو قهرمان کلیدی و تأثیرگذار شاهنامه، یعنی زال و رستم می توان به چهار بخش اصلی تقسیم بندی نمود: ۱٫ پیش و پس از ازدواج  با زال؛ ۲٫ زادن رستم؛ ۳٫ زندگی رودابه در جایگاه مادر پهلوان بلامنازع شاهنامه؛ ۴٫ پس از مرگ فرزند.
بر این مبنا، در هر یک از این مراحل، با کنشی متفاوت و مختص جایگاه و شرایطی که رودابه در آن قرار دارد، شاهد نوعی پویایی و دگرگونی نسبت به مرحله قبل در این شخصیت هستیم. در مرحله نخست او دختری است مطیع، همگام با هنجارهای اجتماعی و خانوادگی پیرامون خود؛ اما در مرحله بعد به دلیل غلبه احساس و عاطفه، این محدودیت های اجتماعی را در هم می شکند و سپس در مراحل بعدیِ زندگی اش رفتار او به حالت عادی و مطابق آنچه که انتظار می رود بازمی گردد؛ اما پس از مرگ فرزند دوباره دچار نوعی تنش و شوک درونی می شود و در نهایت این بحران را نیز پشت سر می گذارد.

پیش و پس از ازدواج با زال
رودابه از دیدگاه فردوسی در همان اشارات نخست، دختری بسیار زیبا توصیف شده است؛ آن چنانکه زال، نادیده دل بدو می بازد و پدرش نیز با دیدن زیبایی او نام یزدان را بر زبان می راند تا فرزندش از چشم زخم درامان باشد:
شگفتی به رودابه اندر بماند
همی نام یزدان بروبر بخواند
(دفتر اول، پادشاهی منوچهر، ۱۸۶: ۳۳۰)
گذشته از ویژگی های ظاهری بسیار چشمگیر، رودابه از آن دسته دخترانی است که در شخصیت اش نوعی نترسی و بی پروایی عجیب و وصف ناشدنی و گاه ستودنی دیده می شود. دختری با احساساتی شورانگیز و وصف ناپذیر که تنها با یک توصیف عاشق زال شده و در پیشبرد هدف بسیار پویا، با اراده و با اعتمادبنفس، تلاشگر، جسور، سنت شکن، سنت گریز و مصمم است و با وجود آنکه از یک سو در بند و حصار یک جامعه سنتی با افکار و محدودیت های فرهنگی است و از سویی دیگر، پدرش به جهت پایبندی به سنت های جامعه و محدودیت های سیاسی با دربار ایران، مانعی بزرگ بر سر راهش است، باز هم دست از تلاش نمی کشد و تسلیم نمی شود. رودابه دختری منفعل و ترسو نیست که در اثر ضعف درونی خویش و موانع محیطی و فرهنگی پیش رو نتواند از خواسته قلبی و درونی خود پشتیبانی و محافظت نماید؛ او با اعتماد بنفسی کامل، موانع موجود را نادیده می گیرد و در عین استقلال و خودکفایی در پیشبرد هدف، بدون هیچ گونه سرکشی، گستاخی و ضعف شخصیتی، از محرک های بیرونی و محیطی از جمله «مادر» و «کنیزکانش» نیز استفاده می کند و همین حمایت کنیزکان (در مرحله نخست) و مادر (در مرحله بعد) اند که در پیشبرد هدف او بسیار نقش آفرین واقع می شوند؛ به واقع می توان گفت رودابه با یک برنامه ریزی کاملاً آرام و حساب شده، هدف خود را پیش می برد و در این میان از سایرین هم کمک می گیرد و لجوجانه و بدون فکر عمل نمی کند.
بی پروایی و جسارت رودابه افزون بر افشای راز میان خدمتکارانش و درخواست یاری از آنان در فراهم آوردن امکان دیدار با زال و نوع رابطه با او نیز مشخص است. او دختری است که با جسارتی کامل یک شب را با معشوقش به بوس و کنار می گذراند؛ بدون آنکه خویشتنداری و در پی آن عفت خویش را از دست بدهد؛ با این توصیف، این داستان نیز همچون عاشقانه های دیگر شاهنامه بازگوکننده روابط آزاد میان دختر و پسر است؛ اما با حد و حدود لازم خود؛ زیرا فردوسی تأکید می کند که میان زال و رودابه آمیزش جنسی صورت نگرفت، مگر بوسیدن و در آغوش گرفتن و شراب نوشیدن
همه بود بوس و کنار و نبید
مگر شیر کو گور را نشکرید
در یک نگاه کلی و با دقت در نوع رفتار و عملکرد رودابه در این ماجرا می توان گفت، حرکت رودابه در مسیری توأم با صبر، تأمل و درایت کامل است؛ چراکه با وجود حدت و حرارت بیشمار عشق در وجودش، برعکس زال، حرکت عملی چندانی برای پیشبرد هدف و راضی ساختن پدر از او مشاهده نمی گردد، بلکه با یک برنامه ریزی کاملاً آرام و حساب شده، هدف خود را پیش می برد و در این میان از کنیزکان و مادرش نیز یاری می طلبد و خودسر و لجوجانه عمل نمی کند که علت این امر را در چند عامل می توان تفسیر نمود: رودابه در جامعه ای زندگی می کند که تابع مقررات و هنجارهای مختص به خود است و از طرفی او و زال در تبار و نژاد، دین و مذهب و نگرش های اجتماعی و محیطی متفاوت اند. موانع سیاسی نیز مهم ترین دلیل است؛ بنابراین رودابه ترجیح می دهد تا با معشوق دیداری مخفیانه داشته و صبوری پیشه کند تا مادرش با درایتمندی، اوضاع را به نفع او پیش ببرد.
البته با تمام این ها، عکس العمل های او در مواجه با خود زال این گونه نیست و جسارت بیشتری در آن دیده می شود؛ چراکه در ابتدای ماجرا این رودابه است که با ترفندی خاص، خدمتکارانش را به نزد زال فرستاده و نخستین ارتباط را رقم می زند و پس از موافقت سام نیز این اوست که ابتدا انگشتر نامزدی را به سوی پسر می فرستد.

تحقیق درباره یکی از زنان شاهنامه فردوسی فارسی نهم صفحه ۹۱

منبع: سایت انشاء باز

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۵ام آبان ۱۳۹۸
بازدید : 1 بازدید

شباهت آرش کمان گیر و حسین فهمیده در چیست

شباهت آرش کمان گیر و حسین فهمیده در چیست

جواب فعالیت:

هر دو آنها جان خود را برای حفظ مرز های سرزمین ما ایران فدا کرده اند

 مطلب مرتبط:

این‌که نارنجک این نماد مقاومت ایران‌زمین، به هنگام زیر گرفته‌شدن، شنیِ تانک را از کار می‌اندازد یا وی نارنجکش را به درون تانک پرتاب می‌کند و همزمان زیر گرفته می‌شود و… چندان تفاوتی نمی‌کند؛ آن‌‌چه درس‌آموز جاودانه برای این ملت است، این‌که نوجوان ایرانی از غول‌های آهنین نمی‌هراسد و با کمترین امکان به مصاف آنها می‌رود.

باید به عزیزانی که همه تلاش و همت‌شان جمع‌آوری اسناد و تحقیق درباره دفاع مقدس است، یادآوری کرد که آن‌چه گفته‌اند، همان روایت رایج است و نکته بیشتری ندارد.

درباره کار بزرگ شهید حسین فهمیده و این‌که او الگوی جوان‌ها بوده و به اسطوره جنگ تبدیل شده هم نمی‌توان اما و اگر کرد،

اما وقتی او را با آرش افسانه‌ای مقایسه می‌کنیم و تأکید می‌کنیم که کسی جایگاه آرش را زیرسوال نمی‌برد، انگار ناخواسته می‌گوییم ماجرای شهید فهمیده هم از جنس داستان آرش است. نوشته اسطوره‌پردازان و به دور از واقعیت.

آرش و کار سترگش جز در ادبیات جایی ندارند و هیچ عقل نیمه‌سلیمی نمی‌پذیر کسی جانش را در کمان بگذارد و پیکان را به هزاران کیلومتر دورتر بپراند. درحالی‌ که حسین فهمیده نوجوان به راستی جانش را بر کف دست گرفته و برای این آب و خاک در خون تپیده است. اینجاست که دوستان در تشریح یک روایت مشهور کم‌لطفی می‌کنند و با دادن آدرس غلط، کمکی به روشن‌شدن ابهامات نمی‌کنند.

داستان آرش کمانگیر

در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران، افراسیاب سپاهیان ایران را در مازندران محاصره می‌کند. سرانجام منوچهر پیشنهاد صلح می‌دهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را می‌پذیرند و قرار بر این می‌گذارند که کمانداری ایرانی برفراز البرزکوه تیری بیاندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد. آرش از پهلوانان ایران داوطلب این کار می‌شود. به فراز دماوند می‌رود و تیر را پرتاب می‌کند.

تیر از صبح تا غروب حرکت کرده و در کنار رود جیحون یا آمودریا بر درخت گردویی فرود می‌آید. و آنجا مرز ایران و توران می‌شود. پس از این تیراندازی آرش از خستگی می‌میرد. آرش هستی‌اش را بر پای تیر می‌ریزد

پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش می‌شود و جانش در تیر دمیده می‌شود. مطابق با برخی روایت‌ها اسفندارمذ تیر و کمانی را به آرش داده بود و گفته بود که این تیر خیلی دور می‌رود ولی هر کسی که از آن استفاده کند، خواهد مرد. با این وجود آرش برای فداکاری حاضر شد که از آن تیر و کمان استفاده کند.

شباهت آرش کمان گیر و حسین فهمیده در چیست

منبع: سایت انشاء باز

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۵ام آبان ۱۳۹۸
بازدید : 2 بازدید

یک جامعه همدل چه ویژگی هایی دارد تحقیق کنید

یک جامعه همدل چه ویژگی هایی دارد تحقیق کنید

پایمال نکردن حقوق مردم (حق الناس) و احترام به حقوق آنان

از منظر دین اسلام، اساس و بنیان زندگی اجتماعی، در احترام و گردن نهادن انسان‌ها به حقوق اجتماعی دیگران است که در زیر از باب نمونه به مصادیقی از آن اشاره می‌شود. سد و اشغال معابر عمومی شهرها که امروزه یکی از معضلات شهری است، از جمله مسائلی است که دین اسلام در ۱۴۰۰ سال قبل به آن توجه داشته و آن را کاری ناپسند شمرده و پیروان خویش را از این کار نهی کرده است. پیامبر اکرم(ص) در این‌باره می‌فرماید: «از نشستن در راه‌ها بپرهیزید»

۲- احساس مسئولیت و تعهد

اصلی‌ترین شاخصه‌ی داشتن جامعه‌ خوب در مسئولیت مشترک اجتماعی نمودار می‌شود. این مسئولیت مشترک از چارچوب خانواده شروع می‌شود تا به همسایه، شهر و … می‌رسد. طبق آموزه‌های اسلامی یک شهروند در جامعه‌ی اسلامی باید نسبت به آنچه در جامعه رخ می‌دهد، اعم از مسائل فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و حتی بلایای طبیعی همچون حوادث غیر مترقّبه احساس تکلیف کند و در حدّ توان و امکانات خویش در رفع این‌گونه مشکلات و کاستی‌ها کوشا باشد.

یکی از مهم ترین ویژگی های جامعه مطلوب،وجود آزادهای سیاسی اجتماعی در آن است.به عقیده حضرت علی علیه السّلام خداوند انسان را آزاد آفریده و اساس حکومت نیز باید بر همین اصل بنا شود.آزادی مورد نظر امام علی علیه السّلام امتیازی نیست که نخبگان سیاسی به مردم زیردست خود واگذار کنند،بلکه به عقیده امام علیه السّلام آزادی افراد در دست نخبگان نیست.انسان آزاد آفریده شده و در تمام مراحل زندگی خود آزاد است.

به عقیده امام علیه السّلام مردم باید خود را آزاد بدانند،نه آزادی را حقی بشمارند که حاکمان جامعه،لطف فرموده و به آنها عطا می کنند.منظور حضرت علی علیه السّلام آزاد ساختن شخصیت و روح آزادگی افراد از قید و بند ضعف و زبونی است.ممکن است عده ای حق اعطای آزادی را برای صاحبان قدرت محرز دانسته،سپس به آنها توصیه نمایند که به مردم و زیردستان خود آزادی بدهید ولی امام علیه السّلام قبل از اینکه به نخبگان بگوید آزادی بدهید به مردم می گوید آزاد هستید،زیرا خداوند شما را زیرا خداوند شما را آزاد آفریده است.

انسان موجودی اجتماعی است و برای زندگی کردن در این اجتماع باید هم خود و هم جامعه دارای ارزش هایی باشد که در نهایت به موفقیت و کمالات ختم شود. در ادامه ویژگی های یک جامعه همدل را بررسی می کنیم. با دانشچی همراه باشید.

قبل از اینکه یک جامعه همدل را معرفی کنیم، ویژگی های انسانی را که اجتماعی است و به همدلی نیازمند است بیان می کنیم؛ همانطور که گفتیم، انسان موجودی اجتماعی می باشد و برای اینکه به کمال و موفقیت برسد باید درون خود، ارزش هایی را به وجود آورد که همین ارزش ها اثر خود را بر جامعه خواهند گذاشت و جامعه تبدیل به جامعه مطلوبی خواهد شد

یک جامعه همدل چه ویژگی هایی دارد تحقیق کنید

منبع: سایت انشاء باز

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۵ام آبان ۱۳۹۸
بازدید : 1 بازدید

شعری با محتوا همدلی و اتحاد بنویسید

شعری با محتوا همدلی و اتحاد بنویسید

 شعر اول:

صائب تبریزی

یاد ایامی که با هم آشنا بودیم ما

هم خیال و هم صفیر و هم نوا بودیم ما

معنی یک بیت بودیم از طریق اتحاد

چون دو مصرع گر چه در ظاهر جدا بودیم ما

بود دایم چون زبان خامه حرف ما یکی

گر چه پیش چشم صورت بین دو تا بودیم ما

چون دو برگ سبز کز یک دانه سر بیرون کند

یکدل و یکروی در نشو و نما بودیم ما

می چرانیدیم چون شبنم ز یک گلزار چشم

از نوا سنجان یک بستانسرا بودیم ما

بود راه فکر ما در عالم معنی یکی

چون دو دست از آشنایی یکصدا بودیم ما

دوری منزل حجاب اتحاد ما نبود

داشتیم از هم خبر در هر کجا بودیم ما

اختر ما سعد بود و روزگار ما سعید

از سعادت زیر بال یک هما بودیم ما

چاره جویان را نمی دادیم صائب درد سر

دردهای کهنه هم را دوا بودیم ما

شعر دوم :

به گنج همدلی باید رسیدن، مهربانی را

نگاهم لهجه ای دارد که تنهایش تو می فهمی
چو رودی پیچ در پیچ و درازایش تو می فهمیتو میدانی که منظور از محبت چیست میدانم
کلید معرفت داری و معنایش تو می فهمی

به گنج همدلی باید رسیدن، مهربانی را
ندارم شک به آسانی که غوغایش تو می فهمی

بسان قطره می مانم که با جمع تو سیلم من
مسیرم پیچ و خم دارد که دریایش تو می فهمی

دریغ از من مکن بذر نگاهت را که می میرم
که رستن آرزوی بذر و رویایش تو می فهمی

از آن انسان بگویندم که انس از فطرتم خیزد
بیا گنج معانی را زوایایش تو می فهمی…

شعر سوم در مورد همدلی و اتحاد :

به گنج همدلی باید رسیدن، مهربانی را

نگاهم لهجه ای دارد که تنهایش تو می فهمی
چو رودی پیچ در پیچ و درازایش تو می فهمیتو میدانی که منظور از محبت چیست میدانم
کلید معرفت داری و معنایش تو می فهمی

به گنج همدلی باید رسیدن، مهربانی را
ندارم شک به آسانی که غوغایش تو می فهمی

بسان قطره می مانم که با جمع تو سیلم من
مسیرم پیچ و خم دارد که دریایش تو می فهمی

دریغ از من مکن بذر نگاهت را که می میرم
که رستن آرزوی بذر و رویایش تو می فهمی

از آن انسان بگویندم که انس از فطرتم خیزد
بیا گنج معانی را زوایایش تو می فهمی…

شعری با محتوا همدلی و اتحاد بنویسید

منبع:انشاء باز

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۷ام آبان ۱۳۹۸
بازدید : 14 بازدید

تحقیق درمورد چرا میهن را به مادر تشبیه می کنند

تحقیق درمورد چرا میهن را به مادر تشبیه می کنند

مفهوم مادر و میهن با تحلیلی روان‌شناختی و فلسفی بررسی شده است. در اینجا ریشه‌های این ارتباط نمادین و شباهت‌هایی که در این دو مفهوم باعث چنین نمادسازی‌ای شده‌ مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است و مفاهیم هویت بخشی، استعداد، سنت، اتحاد، ثبات، امنیت و آرامش و عشق در ارتباط با ۲ مفهوم مادر و میهن تحلیل شده‌اند.

در واقع به بیان نویسنده، هر دوی این عناصر منشأ مفاهیمی مثل امنیت، عشق، هویت، اتحاد و آرامش هستند و ارتباط نمادین بین این دو از همین واقعیت ناشی می‌شود

ویژگی مشترک دیگر درباره شباهت دو عنصر مادر و میهن، ایجاد حس امنیت است. مادر، غالبا در فرهنگ سنتی مسوول برقراری آرامش در خانه و بین اعضای خانواده است. در واقع مادر موظف است برای همسر و فرزندان خود به رغم ناملایمات و تحولات بیرون از خانه، ثبات و آرامش را در خانه فراهم کند. اصولا آرامش روحی و روانی با ثبات ارتباطی تنگاتنگ دارد.

اگر انسان در موقعیت فعلی خود دارای بهترین امکانات مادی هم باشد، ولی از آینده خود و این که آیا فردا نیمی از این امکانات را هم خواهد داشت یاخیر، مطلع نباشد، احساس عدم آرامش و ناامنی خواهد داشت. اگر زندگی مادی مختصری داشته باشد، ولی این زندگی برای او تا آخر عمر تضمین شده باشد، از این نظر احساس امنیت و آرامش خاطر خواهد کرد.

آرامش، ثبات و امنیتی که مادر، خانه و میهن برای انسان به ارمغان می‌آورند، موجب عشق و محبت انسان به این عناصر می‌شود. عشق و محبت از حیث روان‌شناختی مولود امنیت است و انسان هرگاه احساس کند که شخص یا حتی شیئی برای او ایجاد امنیت می‌کند،

به آن محبت و عشق می‌ورزد. میهن چیزی است که انسان درون آن احساس امنیت می‌کند، چراکه میهن دارای مرزهایی است که مانع وارد شدن اجنبی، بیگانه و دشمن و نزدیک شدن آنها به انسان می‌شود. پس میهن مانع نزدیک شدن دشمن به انسان است و ترس از دشمن توسط میهن در وجود انسان از میان می‌رود و انسان به واسطه میهن احساس امنیت می‌کند و بناچار به میهن عشق می‌ورزد.

تحقیق درمورد چرا میهن را به مادر تشبیه می کنند

منبع: انشاء باز

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۷ام آبان ۱۳۹۸
بازدید : 14 بازدید
سایر صفحات
  • Page 1 of 2
  • 1
  • 2
  • >
کمک جو