انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

توضیح تصویر
موضوعات
ads

انشا در مورد درختی را با ویژگی های پا در هواست ریشه هایش در ابر فرو رفته است

انشا سفارشی  پایه نهم صفحه۹۶ درختی را با ویژگی های زیر تصور کنید و متنی درباره آن بنویسید. پا در هواست. ریشه هایش در ابر فرو رفته است. شاخه هایش روی زمین گسترده.

درختی را با ویژگی های

مقدمه: دنیای خیال آنقدر وسیع و شگفت انگیز است که تنها با یک چشم بستن می توانی ساعت ها در آن غرق شوی و از دنیای آن طرف لذت ببری.

تنه انشا: دنیای خیال دنیایی است که می توان به راحتی هر چیزی را که از ذهنت گذر می کند تصور کنی و به آن شاخ و برگ دهی و چیزهای عجیب و غریب اما جدید و شگفت انگیز بسازی که حتی از تصور آن هم گویی که آن را از نزدیک می بینی و لمس می کنی. حال چشمانت را ببند و دنیایی را تصور کن که همه چیز در آن واژگون است اما چیزی که بیشتر جلب توجه می کند درخت کهن سالی است که گویی پا در هواست و ریشه هایش در ابرها فرورفته است و تنها شاخه هایش روی زمین گسترده، کمی که نزدیک تر می روم و برگ هایش را از زمین لمس می کنم دقیقا عین برگ های دیگر درختان است. اما کنجکاوی راه گلویم را می فشارد و من را به سمت درخت سوق می دهد. پایم را روی شاخه های درخت می گذارم و با هدف بالا رفتن و رسیدن به بالای ابرها جای پای خود را محکم تر می گذارم و با اراده ی بیشتر و سرعت بالاتر پیش می روم. از تنه بالا می روم در نهایت به ریشه های پیچ و تاب خورده ی درخت می رسم! دقیقا حس و حال جک و لوبیای سحرآمیز را دارم اما با این تفاوت که درخت من لوبیا نیست بلکه درختی است که پاهایش در هواست و ریشه های در هم تنیده اش مانند هزار تو مرا پیچ و تاب می دهد تا در نهایت دستانم را کش می دهم و از لابه لای ریشه خودم را خارج می کنم و با رسیدن سرم به بیرون دیدن ابرهایی که سراسر سفید اند و مانند پنبه نرم تمام پوست و وجودم به وجود می آید و شتابان خود را تمام یه بالا می کشم و پا روی ابرهای پفکی و سفید می گذارم. می پرم و بالا و پایین می روم ، بدون آنکه ترسی از افتادن داشته باشم اما کمی بعد خسته و کوفته روی تخت نرم و سفید ابری آسمان دراز می کشم و گوش می سپارم به سکوت و تن خود را در این آرامش و حس ناب رها می کنم.

نتیجه گیری:دنیای خیال دنیایی است که هرچه که در آن پیش روی تمامی ندارد و هرچه را که بخواهی به دست می آوری بدون آنکه ترس و وحشتی از کسی یا چیزی داشته باشی، دنیای خیال دنیایی است که در آن لبخندهایت خالص تر و دنیایت شیرین تر است. آیا شما نیز دنیای خیالی دارید؟! دنیای خیالی شما چگونه است؟

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱ام مرداد ۱۳۹۷
بازدید : 176 بازدید

انشا با ویژگی آغازین و پایانی در مورد طبعیت صفحه ۶۷

انشا پایه نهم صفحه۶۷ طبیعت شروع آغازین و پایانی پرسش

انشا با ویژگی آغازین و پایانی در مورد طبعیت صفحه ۶۷

مقدمه:احساسات درونیت چیست؟ آنچه که مغزت فرمان می دهد! آیا مسیری را که پیش می روند را می پسندی؟ آیا اینگونه درست است؟

تنه انشا: از زمانی که چشم گشودیم توانستیم اطراف خود را تشخیص دهیم و خواندن و نوشتن را بیاموزیم به ما گوش زد کرده اند، دیکته کرده اند و ما هزار بار حتی به زبان آورده ایم که باید از طبیعت خود مراقبت کنیم. باید آن را بپرورانیم و به درستی از آن استفاده کنیم. اما همانطور که مشاهده می کنیم برخلاف این گفته ها در مسیری اشتباه پیش می رویم. روز به روز طبیعت روبه ویرانی و نابودی سوق پیدا می کند و زباله ها بیشتر می شوند، دریا تیره تر و جنگل بی شاخ و برگ تر می گردد. طوری شده است که حیوانات هم از ما رو برمی گردانند و از ما می ترسند. چه می شد اگر ما و هم نوعانمان کمی بیشتر به دنیای اطرافمان توجه نشان دهیم و دست در دست هم هر کدام رشته ی طویل این مسیر را بگیریم و با اتحاد و میهن دوستی، میهن خود را سربلند و زیباتر کنیم. به کجای دنیا برمی خورد اگر زباله ایی روی زمین دیدیم برداریم و در سطل زباله بریزیم. اگر شاخه های درختان را قطع نکنیم و در جنگل ها آتش روشن نکنیم و یا اگر روشن کردیم آن را به امان خدا نگذاریم. درخت بکاریم و درختی را قطع نکنیم زیرا این ها سرمایه های ما چه اکنون و چه در آینده هستند. چه برای تامین اکسیژن ما چه برای امرار معاش زندگی ما و آیندگان ما. بیاییم کمی خودخواهی را کنار بگذاریم و بیشتر به فکر زیبایی های جهان باشیم و برای حفظ زیبایی و بقای آن بیشتر تلاش کنیم و دست از ناامیدی و افسوس خوردن برداریم. بیاییم با هم فکری راهی برای این معضل بیندیشیم. نظر شما چیست؟ آیا شما تاکنون راهی برای این معضل اندیشیده اید؟

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱ام مرداد ۱۳۹۷
بازدید : 164 بازدید

انشا درباره زیبایی های جهان پایه نهم صفحه ۹۳

انشا درباره زیبایی های جهان پایه نهم صفحه ۹۳

مقدمه:دنیا پر است که خلقت هایی که خداوند عالم مانند پازلی آن ها را با نظم و ترتیب و در پی هدفی آن ها را خلق نمود، تا ما از آن بهره گیریم.

تنه انشا: به هر سمت و سویی از جهان بنگری زیبایی های آن را به چشم می بینی! درختان زیبا که زلف های خود را در اوج آسمان برافراشته اند و یا رودخانه ی جاری که همچون تکه های الماس می درخشد و دریایی را که انتهایش را نمی بینی و آن را بی کران می شماری و یا ملودی دلنشین پرندگان که زیبایی صدایش را هیچ آلت موسیقی نمی تواند بسازد و طبیعتی که هیچ نقاشی نمی تواند آن را در بوم نقاشی خود ترسیم کند. زیبایی جهان یعنی همین که سقف بزرگ آسمان با زیبایی فوق العاده بر سرت افراشته و ابرهای پاره پاره در آن شناورند. زیبایی جهان یعنی همین دستان پر مهر مادرت که با مهر و محبت فراوان بر سرت می کشد و با تمام وجود عشق را در رگ و پوستت تزریق می کند. زیبایی جهان یعنی چشمان خسته اما لبان خندان پدرت که با تمام وجود برایت همچون کوهی استوار می ایستد تا تو گام های زندگیت را محکم تر قدم برداری، زیبایی جهان یعنی همین دم و بازدمی که می کشیم و تن و بدن سالمی که با آن راه می رویم، کار می کنیم،می دویم و می خندیم. زندگی یعنی همین بهانه های ساده برای شاد بودن و برای ادامه هر چه بهتر آن نه برای تکرار روتین و ناشکری بعد از آن. آیا همه ی چیزهای که در اطرافت می بینی جایی برای شکر ندارد

نتیجه گیری: خالق جهان همه چیز را بی منت و بی توقع در اختیار ما گذاشته تا ما در مسیر زندگی از آن ها بهره گیریم و در این مسیر سخت خود را با همین زیبایی های جهان کمی شاد کنیم و زندگی برایمان راحت تر و آسان تر شود. اما در مقابل همه ی این الطاف و برکات ما نباید شکر و سپاس بگوییم؟

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱ام مرداد ۱۳۹۷
بازدید : 189 بازدید

انشا درباره بهار پرهیاهو پایه نهم صفحه۳۱

انشا درباره بهار پرهیاهو پایه نهم صفحه۳۱

مقدمه:جهان و دنیا پر است از تضادها و ترادف ها که هر کدام با گسترش بیشتر مفاهیم آن دنیا بیشتر از سابق به روی ما باز خواهد شد و بهتر و بیشتر دنیای اطراف خود و زیبایی های جهان خود را می بینیم.

نته انشا: بهار مانند دیگر فصل ها آرام اما پرهیاهو می آید گاهی مانند نسیمی به آرامی و با ملایمت می وزد و گاهی مانند طوفانی پرهیاهو و پر سر و صدا بر پنجره ها می کوبد و نوید رسیدن خود را اطلاع می دهد. بهار مانند نقاشی خدا تصویری از زیبایی های خود را به نمایش می گذارد و نقاش هنرمند و چیره دست خود را با افتخار به رخ می کشاند.

بهار با باران های نم نم و آرام آرام خود با شگوفه ها و درختان سرسبز خود تبدیل به بهار شده است دقیقا برعکس زمستان با باران های تند و درختان لخت و عریان که نقطه ی مقابل بهار قرار دارد یعنی زمستان سوت و کور! بهار، لحظه ایی روزهایش آنقدر سرد که بی شباهت به زمستان نیست و لحظه ای دیگر آنقدر گرم که گویی وسط تابستان خورشید رخت پهن کرده و می تابد و لحظه ایی دیگر صدای غرش رعد و برق به گوش می رسد و در نهایت شب هنگام می رسد اما انگار که هیچ اتفاقی رخ نداده و سکوت و آرامش همه جا را فراگرفته است. روزهایش بلند اما شب هایش کوتاه. لحظه ایی آرام و لحظه ایی دیگر پر هیاهو. گاهی خشمگین چون طوفانی هولناک و لحظه ایی دیگر همچون نسیمی ملایم، دقیقه ایی آفتابی و گرم و سوزان و دقیقه ایی دیگر ابری و مه گرفته و نمناک.همه اتفاق ها لحظه ایی ودقیقه ایی اند بدون آنکه خبر داشته باشیم، همه می گویند بهار پرشگوفه و زیبا اما من می گویم بهار پرهیاهو و پرماجرا.

نتیجه گیری: می توانیم از هر اتفاقی در اطرافمان ماجرایی جالب بسازیم مهم نگرش ما و طرز فکر ما است. شاید به نظر خیلی ها بهار هم چنان آرام و پرشگوفه باشد اما برای من پر از اتفاق های پیش بینی نشده است برای همین هنوز به نظرم پرهیاهوست.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱ام مرداد ۱۳۹۷
بازدید : 3341 بازدید

انشاء درباره درون یک فضاپیما که روی ماه فرود امدید

انشاء درباره درون یک فضاپیما که روی ماه فرود امدید

همیشه آرزوهای ما به صورت یک خیال در ذهن ما پرورانده می شود تا در نهایت به زودی به تعبیر برسند و خیلی زود به آن دست یابیم. در یکی از همین روزها وقتی که پشت پنجره ی اتاقم نشسته بودم به رویای همیشگی ام فکر کردم. به رویایی نشستن در فضاپیما و رفتن به کره ی ماه! با بستن چشمانم این خیال خیلی سریع به واقعیت رسید تا به خودم جنبیدم دیدم که در فضاپیمایی نشسته ام که پر از دکمه های عجیب غریب و رنگارنگ است که از شیشه ی بزرگی به بیرون دید دارد، فضایی کاملا سیاه با ستاره های چشمک زن که با هر چه نزدیک شدن به آن ها ستاره ی کوچک بزرگتر و گردتر می شوند اما چیزی که خیلی نظرم را جلب می کند کره ی سفید ماه است که از فاصله ی دور نیز بزرگی و درخشندگی اش چشم را به بازی می گیرد و کل توجه ها به سمت خود می کشند با هرچه نزدیک ترشدن به ماه، چاله هاو گودال های ماه بیشتر دیده می شوند و بیشتر من را راغب به پا گذاشتن و قدم زدن روی ماه می کند، خیلی زود این انتظار به پایان می رسد و روی کره ی ماه فضاپیما فرود می آید و من با عجله روی سطح ماه قدم می گذارم. دقیقا عین گلوله ایی بزرگ از پنیر که حفره های بزرگ و کوچکی در سطح دارد اما با این تفاوت که پنیر گرد نیست و کره ی ماه خوردنی نیست اما با قدم گذاشتن روی ماه و دویدن میان چاله ها و گودی ها در حالی که شهاب سنگ ها و ستاره های چشمک زن از کنارت با سرعت می گذرند در حالی که با صدای بلند می خندی و غرق رویاهایت شدی، خیالی است بسی شیرین که حتی از تصور آن هم لبخند روی لبت نقش می گیرد و به آرزوی بزرگت خیلی زود دست می یابی و آن را در ذهن خود آنقدر تکرار می کنی تا روزی در واقعیت چنین حسی و چنین حالی را تجربه کنی، زمانی که چشمانم را باز کردم هنوز هم لبخند روی لبم بود و هنوز کنار پنجره ی اتاقم نشسته بودم با این تفاوت که انگار به سفری طولانی رفته ام و بازگشته ام. همان طور برایم شیرین بود و همان قدر برایم خاطره ساز بود.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۳۱ام تیر ۱۳۹۷
بازدید : 204 بازدید
سایر صفحات
توضیح تصویر . . . توضیح تصویر
اخبار سایت انشا