انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

توضیح تصویر
موضوعات
ads

شعرگردانی در میخانه ببستند خدایا مپسند که در خانه تزویر و ریا بگشایند

انشا با موضوع در میخانه ببستند خدایا مپسند که در خانه

بازنویسی شعر در میخانه ببستند خدایا مپسند که در خانه

در میخانه ببستند خدایا مپسند                   که در خانه تزویر و ریا بگشایند

مقدمه: آدم ها همه از رنگ های مختلفند که از درون و باطنشان کسی اطلاعی ندارد. ما همه ماسک های روی صورتشان را می بینیم، همان صورتی که تظاهر می کند به خوبی و بدی هایشان.

تنه انشاء: ما هیچکدام از اسرار درون دیگران اطلاعی نداریم. عده ایی همانند که نشان می دهند یک جورایی ظاهر و باطنشان یک رنگ است اما عده ایی دیگر ریا می کنند و ظاهرشان هر روز یک رنگ است و کسی از باطنشان خبری ندارد. بعضی ها فقر و بی آلایشی را به اینگونه تظاهر و دورویی ترجیح می دهند ، با خود و دیگران و خدای خود نیرنگ و دورویی پیش نمی گیرند ولی بعضی دیگر برای منفعت و سود رسیدن به خود تمام دیوارها و سدهای موجود در مسیر را می شکنند، گاهی دل می شکانند و گاهی تهمت ناروا می زنند تا در نهایت به هدف خود دست یابد و در این مواقع می گویند که هیچ گاه قضاوت  و پیش داوری نکنیم. شاید آن کسی که جانماز آب می کشد و ادعای خدا و پیغمبری دارد برای دزدی به مسجد رفته باشد و آن کسی که لباسی کهنه و پاره پوشیده باشد برای دعا و کمک از معبودش دست به دامان مسجد زده است. از روی ظاهر آدم ها قضاوت نکنید. زیرا ما همه بندگان خدایی هستیم که از دل ها آگاه است اما در لطفش را بدون چشم داشت به روی ما گشوده است. شاید من و تو از حکمت کاری مطلع نباشیم اما پایانش سقوط است یا شاید صعود است.

نتیجه گیری: خدایا دست گیر دل های بی قرارمان باش، مگذار آدم های ریاکاری که در ظاهر دوستند و در باطن دشمن ما را از یادت و از یاری ات غافل کنند. خدا تو کمک و ظاهر این گونه افراد را مپسند زیرا اینها تنها ریاکارانند.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۴ام دی ۱۳۹۷
بازدید : 51 بازدید

انشا با ارایه های ادبی درباره انتظار کشیدن

انشا با موضوع ارایه های ادبی درباره انتظار کشیدن

انشابا ویژگی های ارایه های ادبی درباره انتظار کشیدن جدید

مقدمه: هر کسی در این زندگی در انتظار کسی یا چیزی است. گاهی این انتظارها شیرین است و گاهی تلخ است. مهم آن است چگونه این انتظار ها را تصور کنیم و آن ها را پشت سر بگذاریم.

تنه انشاء: گاهی مادری چشم انتظار به دنیا آمدن کودک در راه اش است و یا گاهی دیگر مادری چشم انتظار آزادی فرزندش از زندان یا خوب شدنش از بستر بیماری است، انتظارها سرگذشت آدمی را رقم می زنند، اگر صبر پیشه کنی، سختی ها را پشت سر می گذاری و اگر عجولانه تنها به فکر رفتن و نماندن باشی تنها زندگی را برای خود سخت تر می کنی و پل های پشت سرت را آوار می کنی، اما گاهی انتظارها آنقدر نفس گیرند که راه گلویت را می بندد و این صبرها تو را به زانو می زنند اما قطعا پایان شب سیه سفید است و به دنبال هر سختی، آسانی ها کمین کرده اند.

ر این انتظارها ما رشد می کنیم و مسیر درست زندگی را می آموزیم. مانند کودکی که در انتظار بزرگ شدن است و این بزرگ شدن تاوانش سختی هاست و هر روزش در حال پیمودن و گذراندن مراحلی است که ناگزیر است آن ها را با انتظار پشت سر گذارد. انتظار می کشد مدرسه برود. انتظار می کشد کنکور را پشت سر بگذارد، انتظار می کشد ازدواج کند، بچه دار شود، نوه دار شود و در انتها انتظار می کشد فرشته ی عزرائیل او را در آغوش کشد. چه زیباست که این انتظارها را با خوبی و خوشی و با صبر و شکیبایی پشت سر گذاریم و در انتها به انتظار آغوش مرگ هستیم، زندگی گذشته را با یادی خوش یاد کنیم.

نتیجه گیری: فردا روزی که به گذشته ات نگاه کردی، همه ی این انتظارها کل زندگیت را در بر می گیرد. این ها همه ی توشه ی آخرتت هستند و امروز و فردایت را رقم می زنند.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۷ام دی ۱۳۹۷
بازدید : 154 بازدید

انشا درباره با ماه نشینی ماه شویی با دیگ نشینی سیاه شوی

انشا درباره با ماه نشینی ماه شویی با دیگ نشینی سیاه شوی

مقدمه: انسان ها سیرت درونیشان نشان دهنده ی صورت ظاهریشان است هر چه که در باطن است در طی گذر زمان ظاهر و باطن یکی می شود و هر چه در ظاهر است در طولانی  مدت  چهره ی اصلی خود را نشان می دهد.

تنه انشاء: انسان ها در گذر زمان همرنگ جماعت می شوند و در طی گذر زمان هر چه که در ظاهر و باطن او وجود دارد با سیرت و صورت او سازگار می شود و به زودی پرده از چهره ی خود بر می دارد. یکی از خصوصیات بارز انسان ها این است که خیلی زود با دنیای اطراف خود سازگار می شوند به گونه ایی که اگر با انسان های شریف و درستکار نشست و برخاست داشته باشند و با آن ها ارتباط برقرار کنند به مرور زمان از آن ها تاثیر مثبت گرفته و آن ها نیز همان روش را در ادامه ی زندگی خود پیش می گیرند و هم رنگ جماعت می شوند و اما برعکس اگر با انسان های ناخلف و نادرست ارتباط داشته باشند و در جمع آن ها حضور یابند و با آن ها دوستی برقرار کنند، اندک اندک زندگی آن ها به رویشان تاثیر منفی گذاشته و خیلی زود آن ها نیز تاثیرات منفی گرفته شده ی خود را در دنیای اطراف بازتاب می کنند و به دنبال آن ضرب المثل شیرین و قدیمی که در پشت خود داستان ها و حکایت های جالبی را پنهان کرده عنوان می شود که اگر انسان با ماه نشیند همچون او ماه می شود و اگر با دیگ همراه شود همچون او سیاه می شود. بنابراین زندگی آیینه ی رفتار یکدیگرند. اگر اشتباه قدم برداریم خیلی از اطرافیان خود را نیز به همراه  خود می کشانیم و یا اگر درست گام برداریم خیلی ها را به سعادت و خوشبختی می رسانیم.

نتیجه گیری: زندگی در چرخه ایی گسترده و پیچیده ایی قرار دارد که به همدیگر وصل و گره خورده است. شاید به نظر ساده باشد اما رفتار امروز ما دقیقا رفتاری را در آینده ایی نه چندان دور برای فرزندان ما به دنبال دارد. بنابراین همیشه تلاش کنیم که به دنبال ماه زندگی خود باشیم و از سیاهی و دیگ های زندگی فاصله بگیریم تا در نهایت به سعادت و خوشبختی دست یابیم.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱ام مرداد ۱۳۹۷
بازدید : 352 بازدید

انشاء با موضوع با ماه نشینی ماه شوی با دیگ نشینی سیاه شوی

انشاء با موضوع با ماه نشینی ماه شوی با دیگ نشینی سیاه شوی

انشا پایه دهم در مورد با ماه نشینی ماه شوی با دیگ نشینی سیاه شوی

روزی روزگاری در روزگاران قدیم مردمانی در گوشه ایی از دنیا زندگی می کردند، هر کس فنی را پیشه گرفته و به کاری مشغول بود. عده ایی در قصر کار می کردند و عده ایی در روستا و همگی برای به دست آوردن پول و روزی خود با تلاش  کار می کردند اما در گوشه ایی از همین روستا در قصر مردی بود که ظروف و دیگ های آشپزخانه ی قصر را می شست و جابه جا می کرد و برای این کار زحمت زیادی می کشید اما در گوشه ایی دیگر، پیرمردی زندگی می کرد که غروب ها کارش رفتن به قله ی کوه بود و روی زمین خدا می نشست و رو به ماه تابان مشغول راز و نیاز با خداوند می شد. مرد دیگ شور که پیرمرد را این چنین آسوده می دید همیشه نق می زد و از زندگی گله می کرد. همیشه می گفت این پیرمرد مگر مریض است که شب هایش را به جای خوابیدن در تخت خواب راحت خود به ماه نشینی می رود و تا سپیده دم با ماه هم نشین می شود؟ اما پیرمرد که روز به روز خود را به خدایش نزدیک تر می دید و درخشش و زیبایی ماه را نظاره می کرد همیشه برای این مرد دلسوزی می کرد و برای کار سختش دل می سوزاند و هر بار که او را می دید با روی خوش و لبی خندان از حال و احوالاتش می پرسید، اما مرد دیگ شور همیشه با اخم و رفتاری تند با او برخورد می کرد، شاید پیرمرد آنقدر با ماه نشست و برخواست کرده بود و با خدا راز و نیاز می کرد دنیا برایش رنگ دیگری گرفته بود و دلش صاف و مهتابی بود و مرد دیگ شور از بس که دیگ های سیاه و بزرگ را شسته بود و هیچ تفریحی نداشت و همیشه خدا سر و صورتش از سیاهی دیگ ها پوشیده شده بود همچون دیگ دلش هم از سیاهی روز و روزگارش سیاه شده بود. انسان ها از هم نشینی با دیگران بیشترین تاثیر را می گیرند و با هر چه و با هر که نشست و برخاست داشته باشند همچون او می شوند اگر با ماه نشینند ماه شوند و اگر با دیگ نشینند سیاه شوند.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱ام مرداد ۱۳۹۷
بازدید : 323 بازدید

انشا تضاد مفاهیم با موضوع ماهی موج دریا خشکی بیابان

انشا تضاد مفاهیم با موضوع ماهی موج دریا خشکی بیابان

مقدمه: گاهی یک اتفاق ساده هر چه را که در ذهن و دیدگانت است را در لحظه ایی نابود می کند هر چه را که تصور می کردی ویران می کند و به جایش چیزی خلاف آنچه که فکر می کردی اتفاق می افتد.

تنه انشاء: تاکنون به شمال  کشور سفر کرده اید؟ به دریای زیبایش رفته ایی و به موج های آبش نگاه کرده ایی که چگونه در دریا خود را تکان می دهد و ماهی ها را در میان خود به بازی می گیرند؟ نگاه کرده ایی که چگونه آفتاب می تابد و رنگ آبی دریا را زیباتر می سازد و نور را درخشان تر، متلاطم می سازد

تا به حال به این فکر کرده ایی تا در ذهن خود این چنین تصور کرده ایی که دریا به این عظمتش روزی خشک می شود و از این دریای بی کران چیزی جز خشکی و بیابان باقی نمی ماند! همان طور که زاینده رود خشک شد و از آب روان و خروشانش تنها زمینی باقی مانده که ترک هایش دهن گشوده اند و تمنای آب می کنند و یا ارومیه که در آن  دریاچه ی نمک زاری بود و زیبایی دریاچه اش زبانزد خاص و عام بود اما اکنون چیزی جز شوره زار از آن باقی نمانده و روز به روز تبدیل به بیابانی می شود که چیزی جز خشکی به چشم نمی آید .

روز به روز دنیا رو به بی آبی و بیابانی شدن می رود! آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده ایی که دنیایی که اکنون در آن زندگی می کنیم یا همین دریایی که از صدای موج هایش لذت می بریم ممکن است خیلی زود تبدیل به بیابانی بی آب و علف شود که ماهی ها همه مرده اند و دیگر جایی برای زندگی ندارد و خیلی زود این چرخه می چرخد و ما نیز با ادامه دادن همین راه تبدیل می شویم به همان ماهی هایی که دیگر جایی برای زندگی ندارند و خیلی زود می میرند.

نتیجه گیری: بیاییم قبل از اینکه دیر شود و همه ی پل های پشت سرمان خراب شود دنیامان را از خشکی و نابودی نجات دهیم و دریایی بسازیم که به جای کاهش آب آن، روز به روز به افزایش آن کمک کنیم تنها کافی است این تصمیم را از زندگی خودمان و از تفکر و روش زندگی خودمان آغاز کنیم.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۳۱ام تیر ۱۳۹۷
بازدید : 540 بازدید
سایر صفحات
توضیح تصویر . . . توضیح تصویر