انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

موضوعات
توضیح تصویر

گسترش ضرب المثل از دل برود هر ان که از دیده برفت

گسترش ضرب المثل از دل برود هر ان که از دیده برفت

مثل « از دل برود هر ان که از دیده برفت»

باسمه تعالی

روزگاری جهان دوشهر بود، که در موازای هم قرار گرفته بودندو آسمانی همچو آیینه ،حَدّ واسط این دوشهر،به تماشای زندگانی بشر در دو جهان نشسته بود.

نام شهر بالا دل و شهر پایین دیده بود ،مردم شهرِ دل ،حقیقت بودند و سایه آنها در شهر دیده زمام اختیار زندگی را به دست داشت و مردم شهر دل نظاره گر سایه خودشان در شهر دیده بودند .
درواقع داستانی که میخواهم از جوهر خامه به کاغذ بنشانم اینگونه بود که
سایه ای بودم!!!، به دنبال حقیقت میگشتم
من با چشم هایم در خودم میگشتم،!! و در تاریکی هایم نور نمیدیدم و بدنم پر از جای خنجر هایی بود که خاموشی ،غم آلوده، بر تنم حکاکی کرده بود .و هیچ عشقی را نمیدیدم و نمیدیدم

از همه جا نامید ، پریشان خاطر ،دراز کشیدم و در آیینه آسمان شهرمان خود را نظاره میکردم .
بغض گلویم را چنگ میزد . چشمانم به من گفتند اشک بریز .

پس چشمانم باریدند و اشک هایم با من سخن گفتند.:((دیده را برهمه چیز ببند، و تصویر آیینه را بر قلبت بگذار.))
تصویری از آیینه گرفتم ،در دل نهادم و دیده را بر هر آنچه که بود بستم .

ناگهان خودم را در دنیای بالا دیدم (شهره دل) ،خودم را ، و خودم را.

در چشمان خودم نگریستم و با خودم یکی شدم، دیگر سایه نبودم .

سپس من در آن دنیا تنها کسی شدم که در شهر دل اختیار دار خویش بود و در هر دوشهر زندگی می کردم.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۳ام آبان ۱۳۹۸
بازدید : 30 بازدید

انشاء درباره زندگی با رعایت مراحل نوشتاری

انشاء درباره زندگی با رعایت مراحل نوشتاری

  از روزی که به دنیا آمدم مرا در درون خود جای داد . همراهش هستم و همراهم است حتی تا به الان که رشد کرده و به این سن رسیده ام ، و پس از این نیز ادامه دارد . آری زندگی را می گویم زندگی از روزی که به دنیا آمده ام تا به حال و پس از من ادامه دارد.

زندگی از نظر من طعم ها و مزه هایی دارد که برخی از آنان همانند عسل شیرین و دلچسب و برخی به تلخی هلاهل می باشند.

  زندگی گاهی شیرین است مانند زمانی که کاری را انجام می دهی و لبخند را بر چهره عزیزانت می کشانی ، مانند زمانی که در کنار خانواده خود هستی و احساس سرزندگی و طراوت داری ، زندگی عسل در عسل است .

زمانی که یک مادر برای اولین بار در گوش کودکی که تازه به دنیا آورده لالایی میخواند و او را به آرامش دعوت می کند و زمانی که پدر اولین بار اذان را همچون مرواریدی درون صدف وجود او می دمد زندگی شیرین و چون در گرانبها و ارزشمند است .

  گاهی زندگی مزه ترشی دارد مثل زمانی که ندانسته کاری می کنی که اخم های برادر کوچکت را درهم می کشی و با خود می گویی ای کاش حواسم را بیشتر جمع     می کردم  تا دلش را که همچون دل گنجشکی کوچک است به درد نمی آوردم .

روزی از مادرم پرسیدم : “ای مادر جان ترشی زندگی را در چه چیزهایی می بینی .” او هم به مزاح گفت : “ترشی انبه.” اما از لحن کلامش دانستم که ترشی زندگی را تا می توانم از خود دور کنم و خود نیز به سویش نروم .

 برخی اوقات زندگی تلخ است . وقتی مدتی از عزیزانت دور باشی و یا خدایی    نا کرده عزیزی را از دست بدهی این را درک خواهی کرد و تلخی زندگی را به وضوح حس می کنی .

به یاد دارم در کودکی دایی مهربانی داشتم . او هیچ گاه نمی گذاشت غمی در چهره من و پسرخاله هایم باشد و هیچ گاه به سختی ما راضی نبود . روزی در حیاط  سرگرم  بازی بودم که دیدم در حال تعمیر ماشینش است ، به نزد او رفتم و گفتم : “سلام دایی شاگرد نمی خواهی؟” او هم به مزاح گفت : “بله جواد جان” ، من متوجه مزاح او نشدم و ته دلم ترسیدم که نکند دایی ام کاری به من بدهد و من نتوانم انجامش بدهم ، چون اورا بسیار دوست می داشتم پس از مدتی تعلل گفتم : “دایی جان من نمی توانم کار های سخت را انجام بدهم !”

پس از این حرف کاری کرد که تا هم اکنون به خوبی در ذهنم از او باقی مانده است .

او مرا همچون پدری دلسوز و مهربان در آغوش کشید و گفت : “دایی جان مگر من دلم می آید کار هایم را به تو بدهم .”

از آن واقعه سال ها می گذرد و من با از دست دادن او می دانم گاهی زندگی تا چه اندازه بی اندازه ای می تواند تلخ باشد.

   به طور کلی بگویم ، زندگی طعم های زیادی دارد ، گاهی خوب است و گاهی هم بد این بستگی دارد که شما چطور به آن بنگرید در ضمن قدر زندگی خود را بدانید چون همانند زمان بی برو برگشت می باشد و ممکن است اکثر اتفاقاتی را که در گذشته برایتان رخ داده ، دیگر تجربه نکنید و حسرت آن را یاد کنید .

نویسنده : محمدجواد

انشاء درباره زندگی با رعایت مراحل نوشتاری

منبع: سایت انشاء باز

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۸ام آبان ۱۳۹۸
بازدید : 44 بازدید

انشا در مورد طبعیت

انشاء در مورد طبعیت

انشاء در مورد طبعیت

انشا در مورد طبعیت

انشا ازاد در مورد طبعیت

مقدمه:

مگر می شود در این دنیا و در میان این همه شلوغی و هرج و مرج زندگی کنی و به دنبال جایی یا مکانی برای استراحت و داشتن آرامش نباشی. جایی مثل طبیعت.

تنه انشا:

جایی که پر باشد از عطر دل انگیز شگوفه ها و صدای پرندگان و باد نسیمی در میان شاخ و برگ های درختان بوزد. مگر می شود در لابه لای درختان قدم برداری و صدای پرندگان گوشت را نوازش دهد و تو را وارد خلسه ایی سرشار آرامش و عشق نبرد.

مگر می شود در کنار رودخانه ی روان بنشینی و با صدای جریان آب شکرگزار نعمت های بی کران پروردگار نباشی… رودخانه ایی که به ما یادآور می شود زندگی نیز مانند همین مسیر رودخانه، جریان دارد و می گذرد. گاهی آب روان بر تخته سنگی می خورد و گاهی از مسیر رودخانه خارج می شود. اما همه ی این اتفاقات می گذرند و دوباره جریان می یابند. اینها درس هایی است که از طبیعت می گیریم.

یاد می گیریم که طبیعت یکی از زیباترین نعمت ها است که خداوند به ما عطا کرده و ما انسان ها نیز موظف هستیم که از آن ها مراقبت کنیم. به قول سهراب سپهری آب را گل نکنیم و یا درختان را برای چند برگ کاغذ بیشتر قطع نکنیم و یا با ریختن آشغال و زباله زمین و طبیعت را آلوده نکنیم.

اما در ازای آن گل بکاریم و درختان بیشتری بکاریم و با صرفه جویی مانع از قطع درختان شویم تا روزهای بیشتری را همراه با خانواده به دل طبیعت برویم و با ثبت خاطرات بیشتر و زیباتری صفحه های زندگی را ورق بزنیم و همچنین با مراقبت و مواظبت از طبیعت روزهای دلنشین بیشتری برای خود و آیندگان ثبت و ضبط کنیم.

نتیجه گیری:

دنیایی را تصور کنیم که هیچ درختی روی زمین باقی نماند و همه ی رودخانه ها خشک و ترک خورده باشند و هیچ گلی روی زمین به ما لبخند نزند. آیا در چنین مکانی می شود زندگی کرد و زنده ماند و شاد بود!

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۵ام مهر ۱۳۹۸
بازدید : 3493 بازدید

انشای آزاد در مورد شب یلدا

انشای آزاد در مورد شب یلدا

انشا درمورد شب یلدا

مقدمه:

بعضی از رسومات و آئین باستانی ما هم چنان باقی مانده اند و ما هر سال با تکرار آن ادای احترامی می گذاریم برای گذشتگانمان تا بدانند همیشه برای ما با ارزش و افتخار بوده اند و چیزی جز غرور و افتخار برای ما به یادگار نگذاشته اند.

تنه انشا:

شب یلدا که طولانی ترین شب سال است اما این طولانی بودن آن چند ساعت یا دقیقه یا ثانیه است! تنها یک دقیقه! یک دقیقه بیشتر با هم بودن. یک دقیقه بیشتر شب را لمس کردن و یک دقیقه بیشتر در کنار  عزیزانت ماندن. حتی این یک دقیقه بیشتر بودن در کنار یکدیگر را باید جشن گرفت و از آن لذت برد و تنها در کنار کسانی سپری کرد که به ما حس آرامش و حال خوب را تزریق می کنند. مگر ما انسان ها چقدر عمر می کنیم که در گوشه ایی تاریک دنیا بشینیم و زانوی غم بغل کنیم.

از قدیم هم گفته اند دنیا فقط دو روز است تا چشم باز کنی متوجه می شوی که به آخر زندگی رسیدی و باید رخت سفر ببندی و برای همیشه از این دنیا و آدم هایش خداحافظی کنی. بنابراین باید برای حتی چند لحظه بیشتر بودن در کنار عزیزانت را جشن بگیری و از آن لذت ببری زیرا فردا روزی می رسد و تنها حسرت روزهای گذشته برایمان می ماند.

بنابراین طوری زندگی کنید که بعد از چند سال که به آن دوران فکر کردید حسرت ها و ای کاش ها برایتان نماند. شب یلدا را از زمان قدیم با دورهمی های خانه ی پدربزرگ و مادربزرگ و بزرگان خانواده شروع کردند با هندوانه شیرین قرمز، با دیوان حافظ پدربزرگ، انارهای ترک خورده ایی که مادربزرگ با دستان پینه بسته ی خود دانه دانه کرد.

با آجیل های رنگارنگ و بازی ؛ تفریح و شوق بچه ها و صدای خنده ی خدا که از دیدن شادی بندگانش شاد می شود و با صدای بلند می خندد.

نتیجه گیری:

سنت های گذشتگان ما مانند شناسنامه ایی است که ما باید به آن افتخار کنیم و همیشه به آن احترام بگذاریم و راهی بهتر از انجام و اجرای آن برای عرض ادب و احترام به آن ها نیست.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۵ام مهر ۱۳۹۸
بازدید : 3405 بازدید

انشا در مورد کارکن مگو چیست کار که سرمایه جاودانگی است کار

انشا در مورد کارکن مگو چیست کار که سرمایه جاودانگی است کار

انشا در مورد کارکن مگو چیست کار

جوهر وجودی یک انسان این است که کار کند و با کار خود برای خود و دیگران رفاه و آسایش فراهم آورد. تنها ملاک کار کردن روی مردان تمرکز  ندارد بلکه مقصود انسان است چه زن باشد و یا چه مرد، ربطی به جنسیت ندارد. مهم خوردن پول بازو و دست رنج خودش است.

در دنیا هیچ آدم تنبل و بی فکری موفق نمی شود. تنها کسانی در زندگی موفق می شوند که از سرمایه های وجودی خود استفاده ی کامل ببرند و  از آن بهره بگیرند. این سرمایه  ی وجودی می تواند قدرت جسمی باشد و یا قدرت فکری انسان که در نهایت آن را در مسیر پیش رویش موفق و سربلند بیرون آورد و کاری که انجام دهد سودمند باشد و برای همیشه جاودان بماند. در این میان فرقی ندارد که کار پیش رو چه چیزی باشد.

خیلی سخت و پر زحمت باشد یا خیلی راحت و آسان. انسانی که در زندگیش هدف داشته باشد و به دنبال هدف خود تلاش کند نگاه نمی کند و بهانه نمی آورد که چه کاری است و چقدر زحمت دارد بلکه تنها هدف خود را دنبال می کند و براساس آن حتی کوه را جابه جا می کند. براساس همین موضوع گفته اند که کارکن مگو چیست کار که سرمایه ی جاودانگی است کار.

انسانی که هیچ فایده ی مثبتی نداشته باشد و کاری انجام ندهد در زندگی هیچ سود و بهره ایی نمی گیرد و موفق نمی شود و همچنین همیشه سرخورده و سرگردان در زندگی خود و به دور خود می چرخد تا رشته ی زندگیش را از سر بگیرد تا در امتداد زندگی و پا به پای آن کار کند و زحمت بکشد و نان زحمت و کار خود را بخورد.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۵ام مهر ۱۳۹۸
بازدید : 834 بازدید
سایر صفحات
کمک جو