انشا پایه هفتم پایه هشتم پایه نهم پایه دهم

توضیح تصویر
موضوعات
ads

انشاء من که آنچه داشتم اول ره گذاشتم حال برای چون تویی اگر لایقم بگو

انشاء من که آنچه داشتم اول ره گذاشتم حال برای چون تویی

انشاء من که آنچه داشتم اول ره گذاشتم حال برای چون تویی

انشاء من که آنچه داشتم اول ره گذاشتم حال برای چون تویی اگر لایقم بگو

مقدمه:

انسان ها برای رسیدن به اهداف زندگیشان هر چه در توان دارند به کار گرفته و برای پیش بردن آن، تلاش می کنند. فرقی نمی کند این تلاش برای کاری باشد یا برای شخصی! او هر چه داشته است را همان اول راه به میان گذاشته است باقی راه دیگر دست او نیست.

تنه انشاء:

انسان هدفمند، برای رسیدن به اهداف خود همان اول راه خالصانه تمام هست و نیست خود را وسط گذاشته و به انتظار ثمر رسیدن آن می نشیند. مثل کسی که نهالی را می کارد، آبیاری اش می کند و کودش می دهد. در برابر گرما و سرما از او مراقبت می کند اما در نهایت این نهال است که باید جواب تلاش های آن فرد را بدهد و آن را لایق بداند و به ثمر رسد و مزد آن همه سختی را با میوه ایی شیرین و آبدار بدهد. گاهی باید بعد از انجام تمام کارها گوشه ایی نشست و شاهد ادامه ی ماجرا ماند. فرقی ندارد مضمون این شعر عاشقانه است یا عارفانه! حتی گاهی لازم است بعد از گذراندن راهی سخت و برداشتن تمام مانع های پیش رو به خدا توکل کرد و ادامه داستان زندگی را به او سپرد که آیا ما لایق رسیدن به پایان آن مسیر را داریم یا خیر! و این خدای حکیم است که پایان  ماجرا را تعیین می کند و او تنها از ما سعی و تلاش کردن  را طالب است.

نتیجه گیری:

آدمی که با وجدانی آسوده و با تمام توان پا در مسیر پر فراز و نشیب زندگی می گذارد، خیالش از همه جهات راحت است؛ زیرا او پایان ماجرا را به دستان کسی سپرده است که از همه کس برایمان دلسوزتر و از همه چیز آگاه است. پس به او توکل کن که پایان داستان زندگیمان را قطعا با حکمت نوشته است.

انشاء من که آنچه داشتم اول ره گذاشتم حال برای چون تویی اگر لایقم بگو

منبع: سایت انشاء باز

نظر شما در مورد این مطلب چه بود نظر بزارید ممنونم

مطالب پیشنهادی :  انشا در مورد علم و دانش
تاریخ ارسال : ۲۲ام اردیبهشت ۱۳۹۸
بازدید : 227 بازدید
نظرات کاربران

توضیح تصویر
کمک جو